باز کردن منو اصلی
نمودار توضیح رابطه بین زیربنا و روبنا را در نظریه مارکسیستی

زیربنا و روبنا (انگلیسی: Base and superstructure) از مفاهیم اساسی نظریه‌های مارکسیستی است. در نظریه مارکسیستی، جامعه انسانی از دو بخش تشکیل شده‌است: زیربنا و روبنا؛ زیربنا شامل نیروها و روابط تولید (روابط کارگر- کارفرما؛ تقسیم فنی کار، روابط مالکیت) است که در آن انسان‌ها به تولید ضروریات و نیازهای زندگی می‌پردازند. این روابط، دیگر روابط و همچنین اندیشه‌های جامعه را معین می‌کنند که به آن‌ها روبنا می‌گویند. روبنای یک جامعه شامل فرهنگ، نهادها، ساختارهای قدرت سیاسی، نقش‌ها، آداب مذهبی و دولت می‌شود. زیربنا، روبنا را تعیین یا مشروط می‌کند، اما روابط آن‌ها از نوع روابط علی نیست. به این دلیل که گاهی روبنا بر زیر بنا تأثیر می‌گذارد؛ امابه هر حال در اندیشه مارکس تأثیر زیربنا بر روبنا قاطع‌تر، مهم‌تر و مسلط است. در مارکسیسم ارتدوکس، زیربنا به صورت یک طرفه روبنا را معین می‌کند.[۱]

اهمیت الگوی زیربنا- روبناویرایش

مسئله زیربنا و روبنا از مسائل و مفاهیم بسیار مهم و کلاسیک در اندیشه مارکس و مارکسیسم است. نوع برداشت و تفسیر از الگویی که مارکس در آثارش پدیدآورده همواره مورد مناقشه بوده و اندیشمندان مختلف مارکسیست آن را به گونه‌های متفاوتی تفسیر کرده‌اند و این امر سبب انشعاب‌ها و نگرش‌های متفاوتی در نگرش مارکسیستی شده‌است. از سوی دیگر اندیشمندان علوم اجتماعی مختلف غیر مارکسیست به ویژه دورکیم و ماکس وبر در پاسخ به مارکس بسیاری از تحلیل‌های خود را سازمان داده‌اند.[۲]

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. Daniel Chandler. «Marxist Media Theory».
  2. مکی نژاد، کیومرث (۱۳۹۳). مدل زیربنا- روبنا در جامعه‌شناسی: مارکس، دورکیم، وبر. تهران: نشر نقد افکار. صص. ۱۰.