سالومه (نمایش‌نامه)

سالومه (انگلیسی: Salome، فرانسوی: Salomé، تلفظ می‌شود: [salome]) سالومه یک تراژدی نوشته‌ی اسکار وایلد است. نمایشنامه در یک پرده روایت انجیلی سالومه دخترخوانده‌ی هرود، والی یهودیه، را بازگو می‌کند که در ازای رقصیدن «رقص هفت چادر» سرِ یحیی تعمید دهنده را بر سینی از هرود درخواست می‌کند.

سالومه (نمایش‌نامه)
Beardsley-peacockskirt.PNG
تصویرنگاری اوبری بردسلی برای سالومه
نوشته‌شده توسطاسکار وایلد
مکان نخستین نمایشپاریس
زبان اصلیفرانسوی
ژانرتراژدی

تاریخچهویرایش

نسخه‌ی اصلی سالومه را اسکار وایلد به فرانسوی نوشته است. این نسخه در ۱۸۹۱ به چاپ رسیده و سه سال پس از آن ترجمه‌ی انگلیسی آن زیر نظر وایلد منتشر شده است. وایلد در این باره که چرا سالومه را به زبان فرانسوی نوشته است، در روزنامه‌ی پال‌مال گزت به تاریخ ۲۹ جون ۱۸۹۲ چنین گفته: «یک ابزار هست که می‌دانم در فرمان دارم و آن زبان انگلیسی ست. ابزاری دیگر نیز بود که تمام زندگی‌ام به آن گوش داده بودم، و می‌خواستم یک بار آن را در دست گرفته ببینم که آیا می‌توانم از آن چیزی زیبا بیرون بکشم یا نه.» ترجمه‌ی انگلیسی سالومه کار لرد آلفرد داگلاس است. لرد داگلاس همو ست که رابطه‌ی عاشقانه‌اش با وایلد جنجال‌آفرین شد و کار وایلد را به زندان کشانید. در ۱۱ فوریه ۱۸۹۶ که سالومه برای نخستین بار در پاریس بر صحنه می‌رفت وایلد در زندان بود. پیش‌تر در لندن، سارا برنار، هنرپیشه‌ی سرشناس آن دوران، کوشیده بود سالومه را بر صحنه ببرد اما دربار انگلستان به بهانه‌ی این که در این نمایشنامه شخصیت‌های کتاب مقدس حضور دارند و قانون چنین چیزی را منع کرده، از اجرای آن جلوگیری کرد. اما نمایشنامه در انگلستان و در سرتاسر اروپا منتشر شد و هواداران بسیار یافت. ریشارت شترواس بر پایه‌ی ترجمه‌ی آلمانی هدویگ لاخمان اپرایی به همین نام ساخت که شهرتش با شهرت نمایشنامه برابری می‌کند. آنتوان مَریوُت، آهنگساز فرانسوی، نیز اپرایی بر پایه‌ی متن اصلی ساخته است.

خاستگاهویرایش

اصل ماجرای سالومه از عهد جدید است. وایلد گفته است که نخستین بار در کتاب «سه افسانه» نوشته‌ی گوستاو فلوبر به این ماجرا برخورده است. او سپس‌تر با توصیفی که در کتاب «بیراه» نوشته‌ی یوریس کارل هویسمانس از نقاشی سالومه، اثر گوستاو مورو، می‌خواند دوباره به سوی این داستان کشیده می‌شود. وایلد همچنین در این کار از مترلینگ و مالارمه و هاینه تاثیر پذیرفته است. در میان انجیل‌های چهارگانه، انجیل مرقس روایتی کامل‌تر از این ماجرا به دست می‌دهد. عین روایت مرقس در ترجمه‌ی فارسی کتاب مقدس: «زیرا هیرودیس فرستاده، یحیی را گرفتار نموده، او را در زندان بست، به خاطر هیرودیا زن برادرش فیلیپس که او را در نکاح خویش آورده بود. از آن جهت که یحیی به هیرودیس گفته بود نگاه داشتن زن برادرت بر تو روا نیست پس هیرودیا از او کینه داشته می‌خواست او را به قتل رساند اما نمی‌توانست. زیرا که هیرودیس از یحیی می‌ترسید چون که او را مردی عاقل و مقدس می‌دانست و رعایتش می‌نمود و هر گاه از او می‌شنید بسیار به عمل می‌آورد و به خوشی سخن او را اصغا می‌نمود. اما چون هنگام فرصت رسید که هیرودیس در روز میلاد خود اُمرای خود و سرتیپان و رؤسای جلیل را ضیافت نمود. و دختر هیرودیاس به مجلس درآمده رقص کرد و هیرودیس و اهل مجلس را شاد نمود. پادشاه بدان دختر گفت که آنچه خواهی از من بطلب تا به تو بدهم. و از برای او قسم خورد که آن چه از من خواهی حتی نصف مُلک مرا هر آینه به تو عطا کنم. او بیرون رفته به مادر خود گفت چه بطلبم؟ گفت سر یحیی تعمید دهنده را. در ساعت به حضور پادشاه درآمده خواهش نموده گفت که می‌خواهم الان سر یحیی را در طبق به من عنایت نمایی. پادشاه به شدت محزون گشت لیکن به جهت پاس قسم خود و خاطر اهل مجلس نخواست او را محروم نماید. بی‌درنگ پادشاه جلادی فرستاده، فرمود تا سرش را بیاورند. و او به زندان رفته سر او را از تن جدا ساخته و بر طبقی آورده و بدان دختر داد و آن دختر آن را به مادر خود سپرد. چون شاگردانش شنیدند آمدند و بدن او را برداشته دفن کردند. (انجیل مرقس ۶ : ۱۷ - ۳۰) در روایت اسکار وایلد اما انگیزه‌ی سالومه در طلب سر یحیی، عشق پر شور و شر او به این پیامبر است که ناکام مانده و در عوض نوازش، دشنام و نفرین شنیده است. در واقع جوهر تراژیک این نمایشنامه همین عشق و کین‌ستانی هولناک است. پژوهشگر لبنانی Christopher Nassaar معتقد است وایلد در طرح شخصیت سالومه از کوبله ایزدبانوی پگانی بهره گرفته است. ایزدبانویی که دوشیزگی خود را نگاه می‌دارد و همزمان نابود کردن نیروی جنسی مردانه را خوش دارد. وی معتقد است ماه و تغییر رنگ آن در طول نمایش کوبله را بازنمایی می‌کند. نمایشنامه با این دیالوگ میان جوان سوری و غلام هرودیاس آغاز می‌شود: جوان سوری: چه زیباست امشب شاهدخت سالومه! غلام هرودیاس: ماه را بنگر. چه شگفت می‌نماید ماه. زنی را می‌ماند که از گور برمی‌خیزد. زنی مرده را می‌ماند. گویی در پی مردگان می‌گردد. جوان سوری: چه رخسار شگفتی دارد. شاهدخت جوانی را ماند که برقعی زرد بر رخسار انداخته و پایی از سیم دارد. شاهدخت جوانی را ماند با دو کبوتر به جای پاهایش. گویی به رقص آمده است. غلام هرودیاس: زنی مرده را می‌ماند. چه آرام چه آرام می‌رود. (ترجمه‌ی عبدالله کوثری؛ نشر هرمس. ص ۱۲)

شخصیت‌هاویرایش

  • هرود آنتیپاس، پادشاه یهودیه
  • جوان سوری، فرمانده‌ی نگهبانان
  • تیگلینوس، جوان رومی
  • هرودیاس، همسر هرود
  • غلامِ هرودیاس
  • نعمان، دژخیم
  • سالومه، دختر هرودیاس
  • یحیی، پیامبر
  • مرد نوبه‌ای
  • مرد کاپادوکیایی
  • سپاهی اول
  • یهودیان، مردان ناصری، و غیره
  • سپاهی دوم
  • غلامان سالومه

در فارسیویرایش

برخی ترجمه‌های فارسی این نمایشنامه عبارتند از:

  • اسکار وایلد، سالومه، ترجمه‌ی سیروس بهروزی، کتابهای جیبی، ۱۳۴۲
  • اسکار وایلد، سالومه، ترجمه‌ی محمد سعیدی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۶
  • اسکار وایلد، سالومه، ترجمه‌ی عبدالله کوثری، نشر هرمس ۱۳۸۸

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش