باز کردن منو اصلی

کتاب سفینه قهرمانیه کتابی است به نثر مسجع آمیخته به نظم، از اثار دوره قاجار نوشته قهرمان خان قهری ملایری (م1372 ه ق). در این کتاب حادثه شگرف و بی نظیر قیام خونین امام حسین و حرکت آن امام از مدینه به طرف کوفه و وقایع روز عاشورای شصت و یک هجری به تفصیل و با کلامی حزین و استوار بیان شده‌است. نثر و شعر این کتاب نمونه ای از آثار خوب دوره بازگشت ادبی است. در کتاب سفینه قهرمانیه معمولاً هر مجلس با قصیده و تحمیدیه و مناجاتی آغاز می‌شود که متناسب با موضوع آن است و مولف در آن نهایت هنر خود را نشان داده و اثری به وجود آورده که آن را می‌توان تالی تلو مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری شمرد. برای مثال:

سپهرازکینه جوئی باز طرح دیگر اندازددراینخاکی سراغوغای شور محشر اندازد
محیل آل سفیانرا بروی تخت بنشاند سلیل آل احمد را بزیر خنجر اندازد
گلو چاک و دریده فرق از پیکان و از شمشیر بدشت نینوااکبر بروی اصغر اندازد
عروسانرازخلخال سلاسل دست و پا بنددزنان رادرحضور خلق معجر از سر اندازد
شهیدانرابخاک تیره از خاشاک تن پوشد جوانانرا بخون اندر کنار مادر اندازد

... بهترین وسیلهٔ که دست آویز سالکان مسلک تحقیق تواند شد، حمد خداوندیست که لشگرکش اراده اش علمداران سرو و صنوبر را در جیش گلستان بشقه‌های حریر اخضر مطرز ساخته و میرآ ب حکمش سقّایان ابربهاری را بدفع تشنگی اطفال چمن با مشک پر آب بکار انداخته، شهیدی را شهد محبتش چنان بوجد آورده که لب تشنه از فرات بگذرد، و دلیری را کمند شوقش چنان دست و پا بندد که دو دسته لباس شهادت به بر کند، بی انبازی که با همه بی نیازی برق آه محبّین را بگنجور قبول سپارد و پیک نالهٔ مشتاقین را در خلوت قرب بحضور آرد، مبارزان معارک ابتلایش کوه بلا را بکاهی نسنجند، و یکه تازان عرصهٔ امتحانش هزار تیغ برسر خورده و نرنجند، سلسلهٔ بندگیش سلاطین جهانرا موجب عزّت و افتخار و ربقهٔ اطاعتش پیمبرانرا باعث شرف و اعتبار پرتو انوار جلالش از غایت ظهور ناپیدا، و آثار قدرتش در همهٔ ذرات عا لم ظاهر و هویدا، واغفلتا اگر کسی بی یادش نشیند وواخجلتا اگر دلی جز مهرش گزیند، که این خسرانی عظیم در قفاست و آن را عذابی الیم در جزا و بعد صلوات زاکیات ودرود بلا نهایات بر آن صاحب آیات باهرات خلاصهٔ موجودات و اشرف کاینات و اهلبیت طاهرات اوباد، که پایهٔ بندگی را بمقامی نهادند که پایهٔ نشناسان معارج عبودّیت در کار ایشان بشک افتاده و از سلسلهٔ بشر خارج دانستند.

پیوند به بیرونویرایش