باز کردن منو اصلی

سیر و سلوک .(ترکیب عطفی، اِمرکب) در لغت به معنی طی طریق و راه پیمودن و ریاضت کشیدن .(لغت‌نامه دهخدا) یعنی پیمودن راه و سیر، یعنی تماشای آثار و خصوصیات منازل و مراحل بین راه[۱]

حقیقت سیرو سلوک چیزی جز سفر نیست سفر به سوی کمال انسانی که همان عرفان و لقای الهی است. این سفر آگاهی هایی می طلبد و زمانی دارد و زبانی مبدئی دارد و مقصدی مقاطعی دارد و منازلی آدابی دارد و آفاتی مرکبی میطلبد و راکبی همراهانی دارد و راهزنانی راهنمایی میخواهد و توشه راهی حالاتی به ارمغان می آورد و مقاماتی و همه این ها نیازمند بحث و بررسی است[۲]در حقیقت حرکت انسان در درون خود و گذشتن از نفس حیوانی و رسیدن به نفس انسانی وعبور از نفس انسانی و رسیدن به مبدا هستی و به ظهور رسیدن صفات خدای تعالی در انسان را میتوان سیر وسلوک نامید در دید سالکان انسان ازقبل از ورود به عالم خاکی نزد حق تعالی است بعد از حرکت و نزول به دنیا گرفتار مانع هایی میشود نسبت به خدا یا همان مکان و موضعی که قبل از ورود به دنیا داشته این موانع همان حجاب نامیده میشود که به ظلمانی (تعلقات مادی و اخلاق رذیله)و حجاب نورانی تقسیم میشود که سالک الی الله با پاره کردن این حجاب ها به لقای حق نائل میگردد.

برخی در تبیین سیر و سلوک گفته‌اند: «سلوک عبارت از سیر الی الله، و سیر فی الله است، سیر الی الله نهایت دارد، امّا سیر فی الله نهایت ندارد، یعنی سلوک عبارت از رفتن است، از اقوال و افعال و اخلاق بد، یا اقوال و افعال و اخلاق نیک و از هستی خود، به هستی خدای، چون سالک با اقوال و افعال و اخلاق نیک ملازمت نماید، انوار معارف بر وی ظاهر می‌گردد و حقایق اشیاء گاهی بر وی منکشف شود و از هستی خود بمیرد و به هستی خدای زنده گردد.»[۳]

منابعویرایش

  1. تهرانی، سید حسین (۱۳۶۶). رساله اللب اللباب در سیر و سلوک. نشر حکمت. صص. ۲۵.
  2. رضائی تهرانی، علی (2012). سیرو سلوک طرحی نو در عرفان شیعی. قم: مولف. تاریخ وارد شده در عدم تطابق|سال= / |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  3. حسن‌زاده آملی، حسن (۱۳۶۵). فصوص الحکم بر فصوص الحکم. نشر مرکز فرهنگی رجاء. صص. ۳۰۹.