شاعر

کسی که با استفاده از هنر ادبیات شعر می‌گوید

شاعر (اسم فاعل و از مشتقات شعر) سراینده، چکامه‌سرا،[۱][۲] چامه‌سرا،[۳][۴] یا سَرواده گو[۵] به کسی گفته می‌شود که قدرت سرودن اشعار و به نظم کشیدن مطالب را بر مبنای فنون ادبی داشته باشد.

تعریف شعر و شاعرویرایش

مقصود از شعر در علم منطق، سخنی است که نوعاً از قضایای مخیّلات تشکیل شده باشد و به‌منظور تأثیرگذاری بر دیگران از طریق عاطفه و تحریک احساسات، ادا شود. هدف شاعر این است که در پرتو خیال‌پردازی و صورت‌گری لفظی، مخاطب خود را تحت تأثیر عاطفی قرار دهد و مطابق میل گوینده شعر، پذیرای خواسته‌های خود گرداند. از آنجا که بیان کردن قضایای مخیّله همراه با وزن و قافیه، بهتر در روحیه مخاطبان تأثیر می‌گذارد و احساسات و عواطف آنان را تحریک می‌نماید، بنابراین بسیاری از دانشمندان علم منطق، وزن و قافیه را هم به‌عنوان عوامل اساسی و مؤثّر در تدوین شعر، قلمداد نموده‌اند و مراعات آن را به شاعران توصیه کرده‌اند.[نیازمند منبع]

نقش شاعران در تاریخویرایش

 
آنا آخماتووا از مهم‌ترین شاعران روسیه در قرن بیستم

بسیاری از شاعران و سرایندگان در طول تاریخ، نقش مهم و کلیدی را در تحریک احساسات و عواطف فرمانروایان و عموم مردم در راستای خواسته‌های خود ایفا کرده‌اند. به عنوان نمونه، شعر معروف رودکی را مثال می‌آوریم که باعث شد پادشاه معاصرش برای سفر به سوی بخارا مصمم گردد:

ای بخارا شاد باش و دیر زی شاه زی تو میهمان آید همی
شاه سرو است و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی
شاه ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همید

همچنین سرودن شعرهای حماسی توسط برخی از شاعران در میدان‌های نبرد، چه بسا لشکری شکست‌خورده و فراری را مجددا منسجم ساخته و با دمیدن روح امید از طریق تحریک عاطفه و احساسات سربازان و فرماندهان، دوباره آن لشکر را به صحنه جنگ بازگردانده و پیروزی‌ها آفریده‌است، مثل برخی از شعرهای حماسی فردوسی:

چو فردا بر آید بلند آفتاب من و گرز و میدان و افراسیاب

سبک‌های شعرویرایش

هر شاعر معمولاً سبک ویژه‌ای در شعر گفتن دارد. معروف‌ترین انواع سرودن شعر در نزد شاعران فارسی‌زبان، عبارتند از: شعر کلاسیک فارسی ، شعر نو و شعر سپید.

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. لغت‌نامه دهخدا، سرواژهٔ «چکامه‌سرا».
  2. فرهنگ فارسی معین، سرواژهٔ «چکامه‌سرا».
  3. لغت‌نامه دهخدا، سرواژهٔ «چامه‌سرا».
  4. فرهنگ فارسی معین، سرواژهٔ «چامه‌سرا».
  5. لغت‌نامه دهخدا

منابعویرایش