احکام اسلام

هرآنچه که مربوط به ظاهر دین است
(تغییرمسیر از شریعت)

احکام اسلام به مجموعه فرامین عملی و عبادی اسلامی گفته می‌شود. این احکام شامل آداب و مناسک اسلامی و همچنین عبادات هستند. احکام اسلام در علم فقه شرح و بسط می‌یابند و شامل دو گروه حکم تأسیسی و حکم امضایی هستند.[۱]

کشورهایی که شریعت را اجرا می کنند در مورد موضوعاتی مانند حقوق بشر ، برابری ، حقوق زنان ، حمایت از کودکان ، ترجیحات فردی و عدم حمایت از حقوق و آزادی های فردی با انتقاد شدید سازمان های بین المللی روبرو می شوند.[۲] این واقعیت که اسلام مفهوم حقوق و آزادی های فردی را در بر نمی گیرد ، منبع مهم تعارض بین شرع و درک غربی ها از قانون است.[۳]مثلا؛ بر اساس شرع ، می توان افراد را به بدعت گذاران ، مرتدان (یا به تعبیر ملایم گناهکاران) و برچسب های مشابه متهم کرد و مجازات های تا حد مرگ را برای آنها وضع کرد.[۴][۵][۶][۷][۸]

به عقیدۀ برخی برخی تعاریف از جرایم مبتنی بر شرع و مجازات های تعیین شده برای این جرایم، اگر به طور سیستماتیک اعمال شوند، می توانند در چارچوب «جنایات علیه بشریت» ارزیابی شوند.[۹]

قصاص

قصاص اقدامی است که در "نظم اجتماعی قبیله ای" قصاص تلقی می شود و بر اساس "معادل اجتماعی" انجام می شود. چه قربانی مذکر باشد ، چه زن ، چه برده ، چه آزاد ، چه نخبه و چه معمولی ، یکی از اعضای قبیله قاتل (معادل قربانی در موقعیت اجتماعی) کشته می شود. به عنوان مثال ، تنها یک برده می تواند برای یک برده کشته شود ، و یک زن می تواند برای یک زن کشته شود.[۱۰] شرط معادل سازی اجتماعی در انتقام به این معناست که اگر طبقه پایین شخصی را از طبقه بالا بکشد ، مجازات اعمال می شود و اگر فردی از طبقه بالا فردی از طبقه پایین را بکشد ، هیچ تلافی نمی شود. در این صورت امکان پرداخت غرامت به خانواده مقتول وجود دارد.

آیات مختلف مجازاتی در قرآن درباره کشتار و زخمی شدن جنایات وجود دارد:اگرچه قطعی است "طبق جنایت قصاص در جنایات قتل اعمال خواهد شد

"ای کسانی که ایمان آورده اید! قصاص در مورد قتل برای شما مقرر شده است ؛ آزاده برای آزاد ، و برده برای برده ، و زن برای زن. (2: 178)" ، وضعیت در آسیب مشخص نیست. برای چنین مجازاتی ، (چشم در برابر چشم ، دندان در برابر دندان ، و غیره) عبارت "این گونه ما در کتاب به آنها (بنی اسرائیل) نوشتیم" استفاده می شود. (5:45)

کلیات

مسلمانان در جوامع اسلامی رعایت احکام اسلامی را به صورت سنتی یک ضرورت می‌دانند.[نیازمند منبع] به قوانین اسلامی شریعت گفته می‌شود و فلسفه حقوقی اسلام را فقه می‌گویند و بیشتر شیعیان منابع فقهی را به قرآن، پیامبران، امامان و عقل تقسیم می‌کنند[۱۱] اما اهل تسنن معمولاً منابع فقهی را به قرآن، سنت، اجماع، قیاس، قول صحابی، استحسان و… طبقه‌بندی می‌کنند.

حکم تأسیسی و امضایی

حکم تأسیسی حکم و قانونی است که قبلاً وجود نداشته و جدیداً تأسیس و وضع شده باشد. حکم‌امضایی حکم و قانونی‌است که در قوانین قدیم (و یا در عرف و عادت) وجود داشته، لیکن مقنّن آن حکم را اکنون در قوانین جدیدی که وضع می‌کند به‌کار می‌برد؛ که این‌عمل، به‌معنای تأیید و امضای قانون قدیم است؛ به همین دلیل به این حکم «حکم‌امضایی» می‌گوییم.[۱۲]

وظیفه انسان نسبت به احکام

احکام اسلام به پنج دسته تقسیم می شوند:

واجب: یعنی کاری که باید انجام شود. مانند نماز

حرام: کاری که نباید انجام شود. مانند غیبت

مستحب: کاری که خوب است انجام شود ولی ترک آن نیز جایز است مثل نمازهای مستحبی

مکروه: کاری که خوب است انجام نشود. مثل سخن دنیا گفتن در مسجد

مباح: کاری که انجام و ترک آن مساوی است. مثل راه رفتن [۱۳]

این اقدامات پیامدهای "مادی یا اخلاقی" از نظر شرعی دارد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. «تاسیسی». دانشنامه جهان اسلام. دریافت‌شده در ۱۸ دی ۱۳۹۰.
  2. https://tr.euronews.com/2018/12/14/avrupa-konseyi-ile-seriat-hukuku-krizi-kapida
  3. https://dergipark.org.tr/tr/download/article-file/211700
  4. https://www.suleymaniyevakfi.org/kutsanan-gelenek-ve-kuran/kurana-ve-gelenege-gore-dinden-donmenin-cezasi.html
  5. https://islamansiklopedisi.org.tr/ridde
  6. http://www.ismailaga.info/yazi/2012/03/30/dinde-zorlama-yoktur-ne-demektir[پیوند مرده]
  7. Necati Yeniel, Hüseyin Kayapınar, Sünen-i Ebu Davud Terceme ve şerhi c. 2, s. 112
  8. http://www.fetvameclisi.com/fetva-namaz-kilmayanin-cezasi-21734.html
  9. http://dergiler.ankara.edu.tr/dergiler/38/281/2556.pdf
  10. https://www.academia.edu/6708946/KADIN_BAKI%C5%9E_A%C3%87ISIYLA_KURANI_YEN%C4%B0DEN_OKUMA_DENEMES%C4%B0_-AM%C4%B0NA_WEDUD-KURAN_VE_KADIN
  11. آشنایی با ابواب فقه
  12. شب خیز، محمد رضا، اصول فقه دانشگاهی، نشر لقاء، قم - ایران، اول، 1392 ه‍. ش.
  13. آشنایی با علوم اسلامی، نوشته مرتضی مطهری، جلد3، صفحه 70و 71 ، انتشارات صدرا.