صدای سخن عشق

آلبومی از شهرام ناظری

صدای سخن عشق نام آلبومی است از شهرام ناظری که بخشی از آن به زبان فارسی و تعدادی از اشعار آن به زبان کردی خوانده شده‌است.

توضیح اثرویرایش

این آلبوم که به صورت نوار منتشر شده‌است شامل بخش‌های زیر می‌باشد:

روی الف :

  1. خلوت خاص: شعر از نورعلیشاه اصفهانی، ساخته کیخسرو پورناظری
  2. یارب شو زنده داران: شعر از سید صالح، گرفته شده از سلسله نادریه به روایت سیاوش نورپور
  3. مردان خدا: شعر از فروغی بسطامی، آهنگساز سیاوش نور پور
  4. تجلی طور: شعر سید صالح، روایت سید خلیل عالی نژاد

روی ب :

  1. در کوی عشق
  2. آواز همراه با تنبور: شهرام ناظری، خلیل عالی نژاد، شعر از مولوی
  3. باید که جمله جان شوی: شعر از مولوی، ساخته کیخسرو پورناظری

هنرمندانویرایش

اشعارویرایش

یا ربویرایش

یا رب وَ رندان مست مِیخانت (یارب به مستان می خانه ات (قسمت می‌دهم))

وَ حق پرستان دِیْری دیوانت (به حق پرستان شیدای دیوانه ات (قسمت می‌دهم))

وَ یا رب یارب شُو زنده داران (به ندای یارب یارب شب زنده داران (قسمت می‌دهم))

کزهٔ سُز دل «آزیزم» دوعای بیماران (به سوز دل دعای بیماران (قسمت می‌دهم))

وَ آو دیدهٔ دل سُختَگانت (به اشک چشم دل سوختگانت (قسمت می‌دهم))

عشاق صادق دایم گریانت (عشاق صادق همیشه گریانت(قسمت می‌دهم))

آی وای امان‌های داد خُوا (ای وای، امان، هی داد خدایا)

همسران دردم له سر تا و پا آلودهٔ دردم (همنشین با دردم، ازسر تا به پا درد وجودم را گرفته)

آی وای امان‌های داد خُوا (ای وای، امان، هی داد خدایا)

مجنون سُختهٔ بیاوان گردم (مجنون سوختهٔ بیابان گردم)

له عشق لیلی و بی کس مِردم (از عشق لیلی و در بی کسی مُردم)

هجر دوس بردم وشرای مردن (دوری یارم را در لحظه مرگ احساس کردم)

کس نمزانو دردم چه دردن (کسی نمی‌داند دردم چه دردیست)

یا رب وَ رندان مست میخانت (یارب به مستان می خانه ات (قسمت می‌دهم))

وَ حق پرستان دِیْری دیوانت (به حق پرستان شیدای دیوانه ات (قسمت می‌دهم))

وَ یا رب یارب شُو زنده داران (به ندای یارب یارب شب زنده داران (قسمت می‌دهم))

کزهٔ سُز دل «آزیزم» دوعای بیماران (به سوز دل دعای بیماران (قسمت می‌دهم))

باد مرادت «گیان» بدَر کمانه (باد مرادت را بر ما بفرست)

تا نار عشقم بدهٔ زبانه (تا آتش عشقم زبانه کشد)

تجلی طورویرایش

هه‌مسه‌ران شووره‌ن هه‌مسه‌ران شووره‌ن

که‌له‌م هات وه

جووش هه‌م یه چ شووره‌ن

له سینای سینه‌م ته‌جه‌لی طووره‌ن

باب قه‌لب مه‌فتووح پر له سرووره‌ن

یاره‌ب وه رندان کوی خه‌راباتت

وه و ذات بی عه‌یب پر له صفاتت

باد مرادت

بدهٔ که‌مانه

تا نار عشقم بدهٔ زه‌بانه

یاره‌ب وه رندان مه‌ست مه‌یخانه‌ت

وه حه‌ق په‌ره‌ستان ده‌یری دیوانه‌ت

وه یارب یارب شه‌و زنده داران

کزهٔ سووز دل دوعای بیماران

باد

مرادت بدهٔ که‌مانه

تا نار عشقم بدهٔ زه‌بانه

باید که جمله جان شویویرایش

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم‌خانه را ویرانه کنوآنگه بیا با عاشقان هم‌خانه شو هم‌خانه شو
رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شوی از کینه‌هاوآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شویگر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
ای لولی بربط زن تو مست تری یا منای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمددر هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شدوز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
گفتم ز کجایی تو لبخند زد و گفت ای جاننیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دلنیمی لب دریا نیمی همه دردانه
گفتم که رفیقی کن با من که منم از خویشمگفتا که بشناسم من خویش ز بیگانه

کوی عشقویرایش

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کنترک من خراب شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنهاخواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشدپس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشدای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدمبا دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرداز برق آن زمرد این دفع اژدها کن

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش