باز کردن منو اصلی

موسیقی پُست مدرن (انگلیسی: Postmodern music) یا صرفاً موسیقی دورهٔ پست مدرن، موسیقی است که از روندهای زیبایی‌شناختی و فلسفی «پست مدرنیسم» پیروی می‌کند. جنبش پسامدرنیستی تا حدودی در واکنش به «مدرنیسم» شکل گرفت. با این وجود، موسیقی پُست مدرن هنوز هم در مرحلهٔ اول، خود را در تقابل با «موسیقی مدرن» تعریف نمی‌کند. این عنوان از طرفِ منتقدین و نظریه‌پردازان اعمال می‌شود.

دوره‌ها، اعصار و جنبش‌های
موسیقی کلاسیک غرب
دوران اولیه
قرون وسطی۵۰۰–۱۴۰۰
رنسانس۱۴۰۰–۱۶۰۰
دوران قواعد مشترک
باروک۱۶۰۰–۱۷۵۰
کلاسیک۱۷۳۰–۱۸۲۰
رمانتیک۱۷۸۰–۱۹۱۰
قرن بیستم و اوایل دوره قرن بیست‌و‌یکم
عصر مدرن۱۸۹۰–۱۹۵۰
* جنبش امپرسیونیستی۱۸۹۰–۱۹۲۵
* جنبش اکسپرسیونیستی۱۹۰۸–۱۹۲۵
عصر پست مدرن/معاصر۱۹۳۰– اکنون
* جنبش مینیمالیستی۱۹۶۵– اکنون

موسیقی پست مدرن یک سبک موسیقی مجزا نیست، بلکه بیشتر به موسیقی عصرِ پست مدرن اشاره دارد. اصطلاحات پست مدرن، پست مدرنیسم، پست مدرنیست و پست مدرنیستی اصطلاحاتی عجیب و غریب است. در واقع، پسامدرنیست‌ها تعاریف و دسته‌بندی‌های سختِ رشته‌های آکادمیک را سؤال برانگیز می‌دانند. زیرا آنها پست مدرن را فقط به عنوان بقایای مدرنیته در نظر می‌گیرند.

نگرش موسیقی پسامدرنیستیویرایش

پست مدرنیسم در موسیقی یک سبکِ موسیقی مجزا نیست، بلکه بیشتر به موسیقی دورهٔ «پست مدرن» اشاره دارد. از طرف دیگر، موسیقی پست مدرنیستی ویژگی‌های خود را با هنر پسامدرنیستی (یعنی هنری که پس از آن به وجود می‌آید) در برابر موسیقی مدرنیسم به وجود می‌آورد.

فردریک جیمسون، چهرهٔ اصلیِ تفکر و فرهنگ پست‌مدرنیسم، پسامدرنیسم را «غالب فرهنگی در منطقِ اواخرِ سرمایه‌داری» می‌نامد، به این معنی که از طریق جهانی‌سازی، پسامدرن و فرهنگ به‌طور جدایی ناپذیری با سرمایه‌داری گره خورده‌است. «دیوید بیرد»[الف] و «کنت گلوگ»[ب] با استناد به «جیمسون» و سایر نظریه‌پردازان، استدلال می‌کنند که در موسیقی، پسامدرنیسم نه تنها یک نگرش، بلکه در شرایط فعلی و با تکه‌تکه شدنِ فرهنگی یک امر اجتناب‌ناپذیر است. از اوایل سال ۱۹۳۸، تئودور آدورنو، با استناد به کالایی شدن همهٔ سبک‌ها، به عنوان شروعِ «پایان تمایز سبک یا ارزش در موسیقی»، گرایش به انحلالِ «مجموعه‌ای از ارزشهای فرهنگی غالب» را اعلام کرده بود.

از برخی جهات، موسیقی پست مدرن را می‌توان به سادگی موسیقی دوران پسامدرن طبقه‌بندی کرد، یا موسیقی که به دنبال گرایش‌های زیبایی شناختی و فلسفی پست مدرنیسم است، اما با توجه به نظریهٔ «جیمسون»، واضح است که این تعاریف ناکافی‌ست. جنبش پسامدرنیستی تا حدودی در واکنش به آرمان‌های مدرنیسم شکل گرفت، اما در حقیقت موسیقی پست مدرن بیشتر از آنچه که یک واکنش، حرکت یا نگرش خاص باشد، با عملکرد و تأثیر جهانی‌شدن ارتباط دارد. در مواجهه با سرمایه‌داری، جیمسون می‌گوید: «در حال حاضر و به صورت تاریخی، امن‌ترین درک از مفهومِ پسامدرن به عنوان تلاشی برای فکرکردن است، درعصری که فراموش کرده‌است که چگونه در وهلهٔ اول به تفکر تاریخی بپردازد».

جاناتان کرامر[پ] (به دنبال آن ژان-فرانسوا لیوتار و اومبرتو اکو) این ایده را مطرح می‌کنند که پست مدرنیسم (از جمله پست مدرنیسم موسیقی) کمتر یک سبک، رویه یا دوره تاریخی (یعنی شرط) است تا یک نگرش. کرامر ۱۶ ویژگی (احتمالاً ذهنی) در موسیقی «پسامدرن» را ذکر می‌کند، که منظورش آن است که به صورت پست مدرن درک شود، یا به استراتژی‌های گوش دادن به پست مدرن خوانده شود، یا این که تجربه‌های گوش دادن پسامدرن را ارائه می‌دهد، یا آنکه شیوه‌های آهنگسازی پست مدرن را نشان می‌دهد. طبق گفته کرامر، ویژگی موسیقی پست مدرن عبارت است از:

  1. صرفاً تکذیب مدرنیسم یا ادامهٔ آن نیست، بلکه جنبه‌هایی هم برای شکست و هم گسترش دارد.
  2. از بعضی جهات و به نوعی طعنه‌آمیز است.
  3. به مرزهای بین حقایق، مراحل گذشته و حال احترام نمی‌گذارد.
  4. موانع بین سبک‌های «بالا» و «پایین» را به چالش می‌کشد.
  5. نسبت به ارزشِ غیرقابل انکارِ وحدتِ ساختاری بیزار است.
  6. منحصر به فرد بودن ارزش‌های نخبه‌گرا و پوپولیستی را زیر سؤال می‌برد.
  7. ازکلی‌کردن فرم‌ها اجتناب می‌کند (به عنوان مثال، نمی‌خواهد تمام قطعات تونال یا سریال باشند یا در فرم رسمی مشخص شده ریخته شوند).
  8. موسیقی را نه به عنوان اثری مستقل، بلکه با زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مرتبط می‌داند.
  9. شامل نقل قول‌ها یا اشاراتی به موسیقی بسیاری از سنت‌ها و فرهنگ‌ها است.
  10. فناوری را نه تنها راهی برای حفظ و انتقال موسیقی می‌داند بلکه معتقد است در تولید و جوهر موسیقی نیز دخیل است.
  11. از تضادها استقبال می‌کند.
  12. به مخالفت‌های مضاعف اعتماد نمی‌کند.
  13. شامل تکه‌تکه شدن و ناپیوستگی است.
  14. شامل کثرت‌گرایی و التقاط‌گرایی است.
  15. چندمعانی و چندزمانی را ارایه می‌دهد.
  16. بیشتر از پارتیتورها، اجراها و آهنگسازان، معنا و ساختار را در شنوندگان خود جستجو می‌کند.

مقیاس زمانیویرایش

یکی از نویسندگان اظهار داشته‌است که ظهور موسیقی پست مدرن، در موسیقی عامه‌پسند در اواخر دهه ۱۹۶۰ رخ داده‌است که تا حدودی تحت تأثیر «سایکدلیک راک» و یک یا چند آلبوم بعدی «بیتلز» قرار گرفته‌است. برخی از این موقعیت زمانی، با استناد به نظریهٔ «جیمسون» مبنی بر اینکه «تغییرات بنیادی سبک‌ها و زبان‌های موسیقی در طول دههٔ ۱۹۶۰ [اکنون] به عنوان بازتابِ پسامدرنیسم دیده می‌شوند»، حمایت می‌کنند. برخی دیگر، آغاز دوران پسامدرنیسم را در هنرها، با اشاره ویژه به موسیقی، در حدود سال ۱۹۳۰ قرار داده‌اند.

موسیقی‌دانان سرشناس پست مدرنویرایش

جستارهای وابستهویرایش

یادداشتویرایش

  1. David Beard
  2. Kenneth Gloag
  3. Jonathan Kramer

منابعویرایش