تفاوت میان نسخه‌های «ویلیام بافین»

جز
بدون خلاصه ویرایش
جز
جز
== سفر پایانی ==
این زمان مصادف بود با تلاشهای [[شاه عبای صفوی]] برای پایان دادن بر سلطۀ یکصد سالۀ پرتغالی ها بر [[جزیرۀ هرمز]] و آبهای جنوبی ایران.حاکم [[فارس]] ، [[امام قلی خان]] از سوی پادشاه فرمان داشت تا با نمایندگان [[شرکت بریتانیایی هند شرقی]] مذاکره کند و از ایشان برای حمله به [[قشم]] و [[هرمز]] کمک بگیرد.چانه زنی ها یک سال به درازا کشید . انگلیسی ها از یک سو می ترسیدند که نتوانند حریف نیروی پرتغالی شوند و از سوی دیگر منتظر کسب تکلیف از دولت خود بودند. عاقبت حاکم [[فارس]] آنان را تهدید به [[مصادرۀ اموال]] در صورت عدم همکاری کرد و به این ترتیب ناوگان [[ناخدا بلایت]] متشکل از پنج ناو و چهار کشتی کوچک برای کمک به [[دولت صفوی]] در نبرد با پرتغالی ها عازم [[قشم]] گردید. پرتغالی ها که مجهز به پنج ناو و پانزده یا شانزده کشتی کوچک بودند به محاصره درآمدند.در روز 23 [[ژانویۀ]] 1622 ویلیام بافین ماموریت یافت تا در ساحل قشم پیاده شود و ضمن بررسی [[قلعۀ]] دشمن، [[مختصات]] ، ارتفاع و فاصلۀ [[بارو]] ها را برای هدف گیری دقیق [[توپخانه]] تعیین کند. در حین انجام این وظیفه تیری که از جانب دشمن شلیک شد به شکم او اصابت کرد. وی را پرتاب نمود و از پای درآورد.
در روز دوم [[فوریه]] ، پنج عراده توپ انگلیسی را در ساحل پادهپیاده کردند و پس از انجام مذاکراتی بی حاصل با طرف پرتغالی [[قلعۀ قشم]] به توپ بسته شد.اندکی بعد استحکامات پرتغالیان سقوط کرد ، [[روی فریره]] فرمانده پرتغالی جزیره شد و پس از اسارت به [[سورات]] انتقال یافت. [[هرمز]] نیز در روز دهم [[مارس]] به محاصرۀ [[قوای انگلو پرشین]] درآمد و سرانجام پس از قریب یک قرن اشغال آزاد گردید.
جسد ویلیام بافین را همراه با دو سرباز انگلیسی دیگر که در این نبرد از پای درآمدند ، در [[قبرستان گور فرنگی]] واقع در جنوب خور کولغان قشم به خاک سپردند . از او فرزندی به یادگار نماند.بیوۀ بافین چندی بعد علیه [[کمپانی هند شرقی بریتانیا]] اقامۀ دعوا کرد و خواستار دریافت دستمزد همسر خود توام با خسارتی هنگفت شد.وکلای شرکت او را زنی ستیزه جو و دردسرساز توصیف کرده اند.وی سرانجام پس از سه سال مجادله، با دریافت مبلغی معادل پانصد [[پوند]] که در آن زمان رقمی هنگفت محسوب می شد، رضایت به ترک دعوا داد.
== میراث بافین ==
۱۴۷

ویرایش