باز کردن منو اصلی

تغییرات

افزودن بخش
در سال ۱۹۵۴ به عنوان خبرنگار ال‌اسپکتادور به [[رم]] و در سال ۱۹۵۵ پس از بسته شدن روزنامه‌اش به [[پاریس]] رفت. در سفری کوتاه به کلمبیا در سال ۱۹۵۸ با نامزدش ''مرسدس بارکاپاردو'' در سیزده سالگی تقاضای ازدواج کرد و بیش از نیم قرن با یکدیگر زندگی کردند؛ بخش اعظم این سالها را در مکزیک گذراندند. در سال‌های بین ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ به چند کشور [[بلوک شرق]] و اروپایی سفر کرد و در سال ۱۹۶۱ برای زندگی به [[مکزیک]] رفت.
 
== فعالیت‌ها ==
گارسیا مارکز در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان [[صد سال تنهایی]] کرد و آن را در سال ۱۹۶۷ به پایان رساند. صد سال تنهایی در [[بوینس آیرس]] منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او به شمار می‌رود. او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ [[جایزه نوبل ادبیات]] شد. ایده اولیه برای نوشتن نخستین فصل کتاب صد سال تنهایی در سال ۱۹۶۵ وقتی که مشغول رانندگی به سمت آکاپولکو در مکزیک بود به ذهنش رسید.<ref>[http://www.simafilmnews.ir/content/view/50/90/ مروری بر زندگی مارکز، سمیه مومنی، پایگاه اینترنتی سیمافیلم]</ref> تمام نسخه‌های چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته اول کاملاً به فروش رفت. در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است.
{{نوبل}}
در سال ۱۹۷۰ کتاب سرگذشت یک غریق را در [[بارسلون]] چاپ کرد و در همان سال به وی سفارت (کنسولگری؟) کلمبیا در [[اسپانیا]] پیشنهاد داده شده که وی این پیشنهاد را رد کرد و یک سفر طولانی به مدت ۲ سال را در کشورهای [[کارائیب]] آغاز کرد و در طول این مدت کتاب [[داستان باورنکردنی و غم‌انگیز ارندیرای ساده‌دل و مادربزرگ سنگدل‌اش]] را نوشت که جایزه [[رومولوگایه گوس]] بهترین رمان را بدست آورد. وی سپس دوباره به اسپانیا برگشت تا روی دیکتاتوری [[فرانکو]] از نزدیک مطالعه کند که حاصل این تجربه رمان [[پاییز پدرسالار]] بود.<ref name="ReferenceA" />
 
در اوایل دهه ۸۰ به کلمبیا برگشت ولی با تهدید ارتش کلمبیا دوباره به همراه همسر و دو فرزندش برای زندگی به مکزیک رفت. او در سال ۱۹۹۹ رسماً مرد سال [[آمریکای لاتین]] شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که وی نپذیرفت.
مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی [[رئالیسم جادویی]] بود، اگرچه تمام آثارش را نمی‌توان در این سبک طبقه‌بندی کرد. پزشکان در سال ۲۰۱۲ اعلام کردند که مارکز به بیماری [[آلزایمر]] مبتلا شده است.<ref>[http://avinyfilm.ir/main/index.php?Page=definition&UID=1971603 فرشتهٔ فراموشی دور سر گارسیا مارکز<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref><ref>[http://www.elpais.com.uy/120611/ultmo-645817/ultimomomento/gabriel-garcia-marquez-padeceria-alzheimer/ Gabriel García Márquez padecería Alzheimer - Diario EL PAIS - Montevideo - Uruguay<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
 
=== سالهای پایانی زندگی ===
در سالهاي پاياني زندگي و به مرور زمان خلاقیت و توان نویسندگی اومارکز رو به کاهش گذاشت. او برای نوشتن کتاب خاطرات روسپیان غمگین من، چاپ ۲۰۰۴ حدود ده سال وقت صرف کرد. در ژانویه ۲۰۰۶ اعلام کرد که دیگر تمایل به نوشتن را از دست داده است. میراث او مجموعه بزرگی از کتابهای داستانی و غیرداستانی است که با پیوند دادن افسانه و تاریخ در آن هر چیز ممکن و باورکردنی می‌نماید.
گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۹۸۲ جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد و بنیاد نوبل در بیانه خود او را «شعبده باز کلام و بصیرت» توصیف کرد. تمام داستانهای وی به نثری نوشته شده‌اند که از نظر رنگارنگی و جاذبه غریبشان فقط می‌توان آنها را با کارناوالهای آمریکای جنوبی مقایسه کرد.<ref name="گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها">[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/04/140405_l41_marquez_obituary.shtml گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها] بی‌بی‌سی فارسی</ref>