تفاوت میان نسخه‌های «سکه‌های ایران»

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (←‏سکه‌های زرین: اصلاح فاصله مجازی با استفاده از AWB)
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
 
در [[لغتنامه دهخدا]] راجع به اولین وسیله‌ای که در داد و ستد به کاررفته دربارهٔ واژه «پاره» چنین مذکوراست:
«پاره یادآور نخستین مرحله سکه‌است. پیش از اینکه فلزات را سکه بزنند و آنهاآن‌ها را به نقش یا خطی بیارایند، پاره فلزات از برای داد و ستد بکار می‌رفت.»
 
== چگونگی ضرب سکه ==
در ایران معمولاً سکه را با چکش ضرب می‌زدند و طریقه ضرب این گونه مسکوکات آسان بود. قرنها به این ترتیب عمل می‌کردند که ابتدا نقش پشت سکه را روی فلز محکمی که معمولاً از فولاد بود به طوربه‌طور معکوس و منفی حکاکی می‌کردند و آن را در وسط سندان کار می‌گذاشتند و به همان طرز عیناً نقش روی سکه را نیز در سر سنبه‌ای از فولاد حکاکی می‌کردند. پس از تعیین عیار مناسب فلزات و ذوب و شمش نمودن، آنهاآن‌ها را خرد کرده، به قطر و وزن لازم به صورت قطعاتی می‌بریدند و آن را گداخته، به ضرب فشار چکش به صورت مسکوک در می‌آوردند. این نوع سکه زدن منحصر به کشور ما نبود، تقریباً در همه جای دنیا به همین شیوه عمل می‌شد، بعدها به صورت بسیار ابتدایی از منگنه‌ها استفاده می‌کردند و پس از سال ۱۵۶۱ م با اختراع ماشین ضرب سکه در اروپا، سکه‌های استاندارد رواج یافت.
 
بر اساس نوشته‌ها و مدارک موجود در ایران، در زمان صفویه نظم و ترتیب خاصی برای ضرب سکه وجود داشت و ضرابخانه، سازمان اداری گسترده‌ای دارای مشاغل متنوع بود که تحت نظر [[معیرالممالک]] اداره می‌شود عزل و نصب حکاکان، زرکشان، ضراب باشی، ضابطان، صنعتگران، کارکنان و کارمندان با وی بود و هیچ‌یک از عاملین دیگر حق دخالت نداشتند. دستگاه‌های مهم ضرابخانه عبارت بودند از:
 
== سکه‌های تقلبی ==
[[سکه تقلبی]]، سکه‌ای است که از فلزات ارزان قیمت، به ظاهر به صورت سکه اصل ساخته می‌شود. در گذشته و حال کسانی که سکه تقلبی می‌ساختند، برای انجام کار خود بیشتر از فلزات ارزان چون مس و برنج سکه‌هایی شبیه به اصل فراهم می‌نمودند و بعد روی آنهاآن‌ها را با آب زر یا سیم می‌پوشاندند و به جای سکه‌های اصل روانه بازار می‌کردند. لغت «سه توی» نیز به معنی سکه تقلبی آمده و آن عبارتست از «پول قلب و مسکوک مسی که روی آن آب طلا یا نقره داده باشند.د آمده‌است، اگر چه دقیقاً نمی‌توان از تاریخ شروع تقلب در سکه را تعیین نمود. اما می‌دانیم که پس از پیدایش الکترون نخستین سکه جهان در [[لیدی]]، کسانی که مبادرت به تهیه الکترون‌های تقلبی نمودند، تا جایی که [[قارون]] پادشاه کشور لیدی در سال ۵۵۰ پیش از میلاد به همین جهت الکترون را از گردش انداخت.
 
نکته مهم آن که در [[بررسی‌های تاریخی]] مشاهده می‌شود، هرگاه در ارکان اداری حکومت هاحکومت‌ها سستی پدیدار گردد، همان طوری کهطوری‌که در تمامی زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه خلل و تقلب پدید می‌آید. ضرب سکه نیز از این دایره عمل بیرون نبوده و تقلب سکه هم نمودار می‌گردد و گسترش می‌یابد علت دیگری را هم که سبب رواج بازار سکه تقلبی می‌گردد، نباید از نظر دور داشت، آن هم کمیابی سکه در سطح جامعه‌است که به دلایل مختلف ممکن است رخ دهد.
 
در [[لغت نامهلغت‌نامه دهخدا]] دربارهٔ اولین کسی که مبادرت به ضرب [[درهم]] تقلبی کرد، آمده‌است:
«گویند نخستین کسی که درهم غش دار سکه زد، [[عبیدالله بن زیاد]] بود.» و در کتاب «مقیاسات و نفوذ در حکومت اسلامی» مذکور است:«بلاذری می‌گوید: روزی مردی را نزد [[عمر بن عبدالعزیز]] آوردند. (که تقلب سکه می‌کرد» عمر دستور داد او را تازیانه زدند و زندانی کردند و سکه او را در آتش انداختند.» و نویسنده «تاریخ آل جلایر» سخنی دربارهٔ تقلب سکه دارد او می‌نویسد: «دردوران جلایریان برای جلوگیری از تقلب، عیار سکه را از بین بردند و تنها زر را با [[بوره]] و سیم را با کمی جیوه مخلوط کردند.»
 
چنان‌که اشاره شد، تقلب سکه مربوط به دوره خاصی نیست، بلکه در تمامی دوره‌ها شاهد آن بوده‌ایم. اما در عهد قجر با توجه به محیط فسار آلوده اش این امر بیش از پیش رواج و ادامه داشته‌است. در کتب تاریخ این دوره به موارد بسیاری از این دست بر می‌خوریم. مثلاً در کتاب «افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی» آمده‌است: «از رشت خبر آمد که صد دانه دوهزاری جدیدالضرب قلب از دست یحیی امام مسیحی گرفته‌اند.» یا اسماعیل رایین می‌گوید: «امین الضرب درخفا به ضرب سکه تقلبی و توزیع آن به‌وسیله نوکرانش در پایتخت اقدام می‌کرد ولی این نیرنگ او کشف شد و شاه دستور داد قالبها و آلات ضرب مسکوکات را گرفتند.»
البته اینگونه تقلب‌ها اگر چه مخرب پایه و اساس اقتصاد کشور ما بود، اما سبب [[بهره‌وری]] فراوانی برای بیگانگان می‌شد. اتفاقاً «خالد بیگ» سفیر عثمانی زمانی به واسطه مسکوکات قلابی گفته بود: حاجی محمد حسن، از شما خیلی ممنونم، چرا که عیار پول شما سبب شد که یک ثلث بر مواجب من [[دولت عثمانی]] بیفزاید. زیرا که [[لیره عثمانی]] سابق ۲۰ قران بود و حالا ۳۰ قران شده‌است.
این گفتار را با بیان این مطلب به پایان می‌رسانیم که می‌گویند، میرزا آقا خان نوری صدراعظم ناصرالدین شاه مرد بد نهادی که بر جایگاه [[میرزا تقی خان امیرکبیر]] تکیه زد، به پاس خدماتی که برای [[انگلستان|انگلیسی‌ها]] در انعقاد قرارداد و معاهده [[پاریس]] انجام داد.از آنهاآن‌ها پانصد هزار تومان [[لیره انگلیس]] رشوه گرفت. به طوری کهبه‌طوری‌که بعدها روشن گشت تمام سکه‌های مزبور تقلبی بوده‌است.
 
== انواع سکه ==
زر واژه‌ای [[پارسی]] است که در [[پارسی باستان]] به صورت «زرنه» (Zarna) و در اوستا «زرنه» (Zerena) یا «زرنه‌اینه» (Zarnaina) یاد شده‌است. زر فلزی زرد رنگ و قابل تورق است، که در ۱۱۰۰ درجه ذوب می‌شود.
 
چنان‌که پیش از این بیان شد، نخستین بار [[داریوش اول]] مبادرت به ضرب سکه‌های زرین «[[دریک]]» نمود و ضرب این نوع سکه‌ها فقط به فرمان وی صورت می‌گرفت و در دوره‌های دیگر نیز بر ضرب سکه‌های زرین حساسیت بیشتری وجود داشت. به طوربه‌طور کلی در طول تاریخ به سبب همین محدودیت ضرب سکه‌های زرین و نیز به علت ارزش زیادی که این نوع سکه نسبت به دیگر سکه‌ها داشت، در میان مردم کمتر رواج داشت و گاهی در دوره‌ای اصلاً رایج نبوده و حتی ضرب هم نشده‌است. در کتاب «تاریخ ایران» راجع به ضرب سکه‌های زرین بعد از اسلام می‌نویسد: «ضرب مسکوک زرین درایران به معنی واقعی تا حدود ۲۲۰ قمری ظاهر نمی‌شود.» و «[[ژان شاردن]]» جهانگرد فرانسوی که در [[عصر صفویه]] از ایران دیدن کرده‌است در سیاحت نامه‌اش می‌نویسد: «ایرانیان [دوره صفوی] هیچگونه مسکوک زرین ندارند.»
در دوران قاجاریه دو دسته سکه‌های زرین ضرب می‌گردید. دسته اول قطعات زرین سنگین وزن بود که به منظور خاصی ضرب می‌شد نظیر مصارف خصوصی خزانه و… و دسته دیگر سکه‌هایی کوچک بود که درمیان مردم رواج داشت.
 
[[پرونده:MazaeusPersianSatrapAtTarsus.jpg|بندانگشتی|200 px|سکه مربوط به ساتراپی تارسوس]]
[[پرونده:Kavad I coin.jpg|بندانگشتی|200 px|سکه نقره دوره کواد اول، پادشاه ساسانی]]
نخستین سکه‌های سیمین در ایران در دوره پادشاهی [[داریوش اول]] ضرب و پخش گردید. از آن دوره تا [[قاجاریه]] سکه‌هایی که در ایران میان مردم رواج داشت بیشتر سیمین و مسین بوده‌است. شواهد بسیاری بر این مدعا در تاریخ موجود است که ذکر تمامی آن ضرورت ندارد به عنوان مثال «شاردن» (Chardin) سیاح معروف از سکه‌های [[دوره صفویه]] ذکری به میان آورده‌است. او می‌نویسد: «پول جاری ایرانیان [ دوره صوفیه] [[نقره]] است و عیار آن مطابق مسکوک اسپانیولی است. ولی در ضرابخانه‌های مختلف عیار آنراآن را پایین می‌آورند.»
 
بخش اعظم سکه‌های رایج قاجاریه را سکه‌های سیمین تشکیل می‌داد و از آنجا که در این دوره بر اساس منافع [[بریتانیا]] و برخی از کشورهای قدرتمند وقت، ارزش سیم در بازار جهانی بخصوص در [[آسیا]] رو به کاهش بود و به تبع از آن ارزش سیم در بازار [[ایران]] پیوسته پایین می‌آمد، این روند بر [[پول ایران]] اثر مستقیم داشت و در این رهگذر لطمه بزرگی بر پایه اقتصاد و سازمان امور مالی کشور وارد و ایران را دچار بحران شدید پولی نمود.
 
=== سکه‌های مسین ===
مس قدیمترین فلزیست که توسط بشر کشف شده‌است. استفاده انسان از این فلز به حدو شش یا هفت هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. ایرانیان نیز از زمانهایزمان‌های بسیار دور با مس آشنا بوده‌اند. درباب پیشینه کاربرد این فلز در ایران نویسنده کتاب «تاریخ سکه» آورده‌است: «برای اولین بار در حدود هزاره پنجم پیش از میلاد فلز مس در ایران مورد استفاده قرار گرفت.»
 
پیش از اسلام در ایران سکه‌های مسی در میان مردم رایج بوده و پس از اسلام نیز تا دوران قاجاریه و حتی مدتی از [[دوره پهلوی]] این نوع سکه نقش مهمی را در امر دادو ستد مردم دارا بوده‌است. البته این سکه جزو کم بهاترین پول در جریان بوده و از آنجا که رنگ پول‌های مسی پس از مدتی سیاه می‌شده، بدانها «پول سیاه» می‌گفتند و آنراآن را در مقابل «پول سفید» به کار می‌بردند که منظور سکه‌های سیمین بوده‌است.
 
سکه‌های مسی به خصوص در دوره ناصرالدین شاه و بعد از آن تا پایان [[سلسله قاجاریه]] نوسان زیادی داشت و ارزش آن نسبت به پولهای دیگر ثابت نبود و پیوسته تغییر می‌کرد. به همین جهت نمی‌توان ارزش سکه‌های مسی را نسبت به دیگر سکه‌ها تعیین نمود. به طوری کهبه‌طوری‌که مدام در مناطق مختلف کشور تغییر می‌کرده‌است. در کتاب «وقایع اتفاقیه» [[اعتماد السلطنه]] برخی از نوسانات ارزش پولهای مسی را چنین آورده‌است: «درسال ۱۲۹۶ قمری [[پول سیاه]] در شیراز و اطراف شیراز خیلی کم شده‌است» و «حال صرف پول سیاه و سفید پانزده شاهی.» و «بیشتر صدمه خلق بواسطه پول سیاه است که قریب صد هزار تومان پول سیاه در شیراز موجود است و پول سفید پیدا نمی‌شود صرف پول سیاه و سفید تومانی سی شاهی است[ سال ۱۳۱۱ قمری!.» و «صرف پول سیاه و سفید تومانی یک قران و سی شاهی است [ سال ۱۳۱۲ قمری!.»و «پول سیاه که حکم شده شصت شاهی که یک قران باشد [ سال ۱۳۱۷قمری!.» در کتاب «افکار اجتماعی و سیاسی» هم شاهدی از کمیابی پول سیاه در اواخر حکومت قاجاریان آورده‌است: «براثر کمیابی پول سیاه که رواج مملکت است. معاملات رعیت مسدود شده‌است.»
با بررسی سکه‌های مسین قاجاریه و مقایسه آنهاآن‌ها با سکه‌های زرین و سیمین این دوره نتایج جالب توجهی آشکار می‌گردد که می‌توان آن موارد را اینگونه جمع‌بندی کرد:
الف - وزن سکه‌های مسی غالباً بیشتر از دیگر سکه هاست.
ب - در این دوره نیز مانند ادوار پیش سکه‌های مسی دارای تصاویر حیواناتی نظیر شیر، فیل، گوزن، طاووس، ماهی و… و نیز تصویر خورشید، ستاره و… می‌باشد.
ج - بر بیشتر آنهاآن‌ها به خصوص در دوره‌های [[محمد شاه]] و ناصرالدین شاه واژه «فلوس» ضرب شده‌است.
د - در این دوران سکه‌های مسی را به نامهای غاز، کلوار، پاپتی، جندک، قمری، عباسی، صناری و… می‌خواندند.
 
 
== دوره‌های تاریخی سکه در ایران ==
سکه‌های ایرانی را می‌توان به دو دوره شاخص، پیش از اسلام و پس از اسلام تقسیم کرد. راجع به دوره اول یعنی پیش از اسلام دانشمند معاصر روانشاد پورداود در زمینه سابقه آشنایی ایرانیان با سکه می‌گوید که پیش از هخامنشیان، در زمان پادشاهای «هووخشتر» میان دولتهای ماد و لیدی جنگ در گرفت. اما پس از مرگ او به هنگام سلطنت پسرش بین دو کشور صلح برقرار شد و سپس پسر «هووخشتر» با دختر پادشاه لیدی ازدواج کرد و از این پس روابط بازرگانی نیز میان دو کشور برقرار شد و از آنجا که در آن روزگار در لیدی سکه رواج داشت بنابراین می‌بایست درایندر این زمان، ایرانیان نیز سکه‌های لیدیایی را به کار گرفته باشند.
منظور از بیان این مطلب، اشاره بدین نکته بود که آشنایی ایرانیان با سکه به دوران مادها می‌رسد، و این آشنایی کماکان ادامه می‌یابد، تا اینکه در سال ۵۴۶ پیش از میلاد در دوره سلطنت کورش، کشور لیدی به تصرف ایرانیان درآمد، و بدیهی است در این زمان، ضرابخانه لیدی که بخشی از سرزمین پهناور هخامنشیان شده بود، به کار خود یعنی ضرب سکه ادامه می‌داد.
 
اما هنوز هم سکه توسط خود ایرانیان ضرب نمی‌گردید، تا اینکه سرانجام در دوره داریوش اول سومین پادشاه خاندان هخامنشی (۵۲۱ تا ۴۸۵ پیش از میلاد) به فرمان وی اولین سکه‌های زرین «دریک» و سیمین «شکل» که شهرت جهانی یافتند، ضرب گردید. سکه‌هایی که مردم می‌توانستند آنهاآن‌ها را به راحتی در تمام سرزمین پهناور ایران یعنی از مصر تا هندوستان که بخش عظیمی از جهان آنروز را تشکیل می‌داد به کار برند و از این بابت مشکلاتی که میان قومها و ایالتهای مختلف ایران در امر داد و ستد وجود داشت، بر طرف گردید. سکه «دریک» زرین فقط به فرمان شخص پادشاه ضرب می‌شد و نویسندگان یونانی آنراآن را به نام خود داریوش «دریکوس» خوانده‌اند. لیکن سکه‌های سیمین چنین وضعی نداشت. داریوش اجازه داده بود، تا ساتراپهای او سکه‌های سیمین مورد نیاز را در ضرابخانه‌های واقع درقلمرو فرمانروایی خود ضرب نمایند. خاطر نشان شود که نسبت ارزش میان سکه‌های زرین و سیمینی یک به ده بود.
 
ضرب سکه در ایران از زمان داریوش که اولین سکه ایرانی ضرب گردید، تا امروز ادامه یافت و ضرابخانه‌ها پیوسته گسترش و پیشرفت نموده و با گذشت زمان تکنیک ضرب سکه تکامل یافته‌است.
بعضی بر این باورند که در آسیای غربی قدیمترین سکه زنی در قرن ۶ [[قبل از میلاد]] در ساردیس لیدیه ثبت شده‌است. از اولین مثالها الکتروم، آلیاژی طبیعی از طلا و نقره بوده‌است.
 
بر این باور اولین سکه‌های طلای خالص و نقره خالص در همان ضرابخانه تولید شده‌است. آنهاآن‌ها تصویر روبرویی از یک شیر و یک گاو نر را در روی سکه و دو مربع حک شده بر پشت سکه ضرب می‌کردند که عموماً سمبلی بوده که همراه نام پارسه وجود داشته.
به این دلیل و به دلایل دیگر در بین بعضی دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد. بعضی معتقدند که این سکه‌ها پس از فتح کشور ساردیس توسط کورش در ۵۴۷ تولید شده‌اند. برخی دیگر همچنان برسر همان نظریه قدیمی هستند که دست کم سکه‌های طلا متعلق به زمانهایزمان‌های قدیم تر، درطول پادشاهای فرمانروای لیدیه کرسوس می‌باشد. مرجعهای متعددی در متون قدیمی یونان بر وجود سکه‌های طلای [[کرزوس]] دلالت دارند که باور بر این است که تنها همین سکه‌ها مقصود بوده‌است.
در هر حال این سکه‌ها در تاریخی مابین قرن ششم قبل از میلاد و سالهای ۵۰۰ و ۵۲۱ ثبت شده‌اند. از حدود سالهای ۵۰۰ قبل از میلاد سری دیگری در دست است که بی شک سکه‌های [[امپراتوری ایران]] هستند. که یونانیها به آنان [[سکه دریک]] (طلا) و سیگلوی (نقره) می‌گویند، هر دو با این مشخصه که کمانداری بر روی سکه ضرب شده‌است. هدف ساختن یک شکل متحد استاندارد از ارزش‌های امپراتوری بوده‌است و به نقل از هرودت برای نشان دادن قدرت شخصی داریوش: که خاطره‌ای از خود برجاگذارد که هیچ پادشاهی تاکنون چنین نبوده…. او طلا را تا حد نهایت تخصیص می‌کرد و سکه‌های خالص ضرب می‌کرد.
ضرب سکه دریک تا زمان کشورگشایی توسط اسکندر در سال ۳۳۱ ادامه یافت و شاید حتی در زیر سلطه او نیز. اما تولید سکه‌های نقره به نظر می‌رسد در اوایل قرن چهارم متوقف شده. اما داریوش اصلاحات خاصی بوجود آورد. به عنوان مثال یک سند از جنس پاپیروس متعلق به مصر به تاریخ قرن ۵ قبل از میلاد تأیید می‌کند که کالاها بر ساس وزن (سنگ) مخصوص شاه پرداخت می‌شود. سکه دریک ۴/۸ گرم وزن داشته و ٪۹۸ طلایی خالص بوده. سیگلو shgloi ۲/۱۱ گرم وزن داشته و محتوای نقره بالای ٪۹۰ بوده‌است، ۲۰ سکه sigloi با ۱ سکه Poric برابر بوده. نسبت ارزش نقره و طلا به صورت نظری ۱/۳/۱۳ بوده.
سکه‌های نقره به واحدهای و هم ضرب می‌شده‌اند سکه‌های doric و sigloi دریک و سیگل سکه‌های تجاری بودند که معمولاً از نظر وزن، خلوص و حتی طرح به عنوان سرمشق از جلوه و وجهه خاصی برخوردار بودند. سکه‌های در یک دریک به عنوان واحد طلای استاندارد درمیان غرب امپراتوری موجود بوده، اما در قرن پنجم، ضرابخانه طلای دیگری دربابل تأسیس شد و شاید تعدادی ضرابخانه دیگر در قرن ۴ موجود بوده.
 
به نظر می‌رسد که نسبت زیادی از پول رایج هخامنشیان به اختصاص تجهیزات نظامی ضرب می‌شده. طلا برای [[نیروی زمینی]] و نقره برای [[نیروی دریایی]]. دید کنجکاو ممکن است این ذهنیت را به وجود آورد که نقش پول رایج نواحی مدیترانه بوده‌است، جایی که نیروی زمینی ارتش رأساًً در آسیای غربی وارد عمل می‌شده، در حالیکه در این نواحی طلا ارجحیت داشته. سکه و پول پادشاهی هخامنشی نه منحصربه‌فرد بوده و نه وسیله مبادله همگانی در امپراتوری. در هر حال در آغاز این سکه احتمالاً در خود لیدیه مورد استفاده بوده (با این وجود که سکه‌های طلای دریک حدود قرن ششم در [[تخت جمشید]] یافت شدند) در قرن ۴ و ۵ استفاده سکه به شرق هم گسترش یافت. معاملات ادامه پیدا کرد حتی تا جاییکه [[شمش طلا]] و نقره مورد استفاده قرار می‌گرفت. وزن از طریق وسایل کوچکی هم ارزش جنس مورد معامله تشخیص داده می‌شد. حجم انتقال کالاها ادامه پیدا کرد تا به معاملات غیرقابل معاوضه رسید مانند: باج، مالیات و هدایای تبلیغاتی. از قرن ششم تا چهارم سکه رایج زمان از غرب تا یونان و ایتالیا، از جنوب و از شرق در امتداد ساحل مدیترانه تا شهرهای ایالات سوریه و تا دیکتاتوری مصر گسترش یافت. سکه تترا دراخمای آتن و بعضی سکه‌های یونانی دیگر به طوربه‌طور وسیعی در ایالات تحت فرماندهی پارس مورد استفاده قرار گرفت.
 
در مرکز بازرگانی از آنهاآن‌ها به جای پول استفاده می‌شود (هر کدام با توجه به ارزش خود) اما گاهی به جای گونه‌های دیگر شمش شمرده می‌شده و در انبارها به صورت مخلوط با شمشهای نقره از انواع مختلف یافت می‌شد. با وجود اینکه اطلاعات اندکی از سازماندهی و کارایی ضرابخانه‌های دوران هخامنشیان در دست است. این موضوع واضح است که امپراتوران حق خود می‌دانستند که سکه‌های طلا در امپراتوری خود داشته باشند و دیکتاتوری و خراجگیری به آنهاآن‌ها این حق را داده که آنهاآن‌ها سکه‌های نقره برای غیر محلی به نام خود داشته باشند هر چند هم بر اساس اصلاحات استاندارد وزن، که از پادشاهی باختری [[خوارزم]] و [[سغد]] گرفته شده پایه بندی شده‌اند. درمقابل، در فلات ایران - افغان، تجارت به صورت گسترده‌ای به‌وسیله معاملات شمش هدایت می‌شود (شمشهای نقره به عنوان وزن استاندارد و سکه نیم اونس طلا به عنوان واحد شمارش) دریک و سیگل از نظر ظاهر به همان شمایل هخامنشی باقی‌ماند، با [[نقش مهر]] بدون نوشته دریک قسمت اما سکه زنی در سواحل مدیترانه دارای شکل جدیدتر و آشناتری با نقشهای در دو طرف و نوشته‌هایی معرف صاحب اختیار ثبت، با وجود استقبال زیاد از سکه‌های هخامنشی، گسترش روابط پولی کردن به وسیله حدود موجود گونه‌ها به شدت باز ایستاد.
 
هیچ معدن طلا و نقره مهمی در ایران موجود نبود وحتی مس نیز گاهی وارد می‌شد. هخامنشیان به طوربه‌طور مثال فلزات سخت را ذوب می‌کردند و در ظرفهایی می‌ریختند قالبها شکسته می‌شود و شمشها به انبارها می‌رفت. در نتیجه با اینکه مالیات به واحدهای پولی تعبیر شد پرداخت‌های حقیقی معمولاً از نوع کالا بود.
درقصر داریوش در تخت جمشید کارگران با اجناس حقوق می‌گرفتند (به‌وسیله کالا). بره و آهو مقیاس بودند ۱ بره در ازای ۳ shelcel، ۱ اکوزه تواب برابر ۱ shelced در ازای کارهای رسمی نیز به جای [[وجه نقد]] از محصولات زمین پرداخت می‌شد.
از یک کتیبه یافته در تخت جمشید این چنین دریافت شده که در طول دوران خشایار شاه؟ (۶۵-۴۸ق. م) حقوق نقداً پرداخت می‌شد و در اواخر امپراتوری اش . اما پرداخت حقوق از آن پس به [[صورت کالا]] درآمد.
 
== هخامنشیان ==
سکه‌های هخامنشی عبارت‌اند از دریک [[سکه طلا]] به وزن ۴۱/۸ گرم و سیکل (شکل) نقره به وزن ۶۰/۵ گرم و به طوری کهبه‌طوری‌که قبلاً اشاره شد، داریوش اول مانند کروزس پادشاه لیدی برای سکه تناسب یک طلا به نقره را برگزید و این ترتیب از هر حیث، معقول بود، زیرا ترتیبی است که در آن زمان در تمام شهرهای یونانی و [[آسیای صغیر]] و قبرس و فنیقیه که دارای سکه بودند، معمول بود.
در دوره داریوش سوم، دو دریکی که به وزن ۸۰/۱۶ گرم و نیم دریکی که نصف دریک بود و از لحاظ نقش نیز مختصر تفاوتی با دریک و سیکل داشت، ایجاد گردید.
بر پشت سکه‌های دریک و شکل، معمولاً فرورفتگی نامنظم مربع یا مربع مستطیل وجو دارد که در بعضی از این فرورفتگیها اگر دقت شود نقش دیده می‌شود. بعضی از سکه شناسان در تحقیقات خود اشاره به نقوشی مانند حیوان خوابیده یا سر حیوان، یا سر اسب یا پرنده یا ماهی نموده‌اند.
در مجموعه سکه‌های «هخامنشی» (ارنست بابلون) سکه‌ای است که در فرورفتگی پشت آن به طوربه‌طور وضوح نقش قسمت جلوی کشتی دیده می‌شود. این سکه ضرب شهر کاری، در آسیای صغیر است، زیرا یک حرف که علامت این منطقه‌است، بر روی آن نقر است.
 
بر روی تعدادی از سکه‌های شاهی هخامنشی نیز علائم و نشانه‌هایی موجود است که بتوان آنهاآن‌ها را به واسطه تفاوتی که با علائم سکه‌های ضرب شده در شهرهای لیبی، یا مفیلی یا کیلیکیه دارند، ضرابخانه شهری را که سکه در آن ضرب گردیده تعیین نمود. به جز این نشانه‌ها، علائم دیگر به انضمام حروف نیز گاهی بر روی دو دریکی‌ها مشاهده می‌گردد که چون این علائم بر روی سکه‌های ماژه که در بابل پس از دوران هخامنشی در مدت فرمانروایی خود ضرب زده و بر روی چند سکه اسکندر و سلوکوس اول دیده شده‌است، می‌توان یقین داشت که این سکه‌های دو دریکی پس از [[دوره هخامنشی]] ضرب زده شده و محل ضرب بابل بوده‌است.
بر سکه‌های دو دریکی، یا شیارهای مواج با نقش دو هلال یا نقش قسمت جلو کشتی دیده می‌شود. و بر سکه‌های دریک داریوش سوم، تصویر شاهنشاه مانند شاهنشاهان قبل از او نیزه به دست ندارد، بلکه به جای نیزه خنجر به دست گرفته‌است.
سکه‌های شاهنشاهی در کلیه ممالک مجاور بخصوص یونان زیاد رواج داشت، به طوری کهبه‌طوری‌که بانکداران خارجی با رغبت زیاد پول هخامنشی را می‌پذیرفتند و قسمت مهمی از معاملات بانکی خود را با آن انجام می‌دادند.
اکنون به اختصار دربارهٔ سکه هر یک از شاهنشاهان توضیح داده می‌شود، ولی چون نقش همه آنهاآن‌ها به طرز کماندار پارسی است، از مکرر گویی دربارهٔ اندام و انواع سلاح آنهاآن‌ها صرفنظر می‌کنیم و فقط به شرح تصویر نیم رخ هر یک می‌پردازیم.
بنابر تحقیقات جدیدی که دربارهٔ [[سکه‌های هخامنشی]] توسط سکه شناس نامی آقای رابینسون پس از کشف گنجینه هخامنشی در ازمیر درسال ۱۹۵۱ انجام گردیده‌است، این نظریه صحیح به نظر می‌رسد که سکه‌های اولیه این دوره دارای نقش نیم تنه شاه یا نقش شاه در حال کمان کشیدن است و نوع دیگر که نیزه به دست دارد، از دوره خشایارشا به بعد ضرب گردیده‌است.
* داریوش اول (۲۸۶-۵۲۱ ق. م)
پشت سکه - فرو رفتگی نامنظم (درکتاب دمرگان سکه‌ای از این شاهنشاه موجود است که به جای آنکه مانند معمول نیزه به دست داشته باشد، دستش را بلند کرده‌است.)
آرسس (۳۳۶ ق. م)
این شاهزاده که پس از مرگ پدر برای مدت کوتاهی به سرپرستی خواجه به سلطنت رسید و به دست همان خواجه کشته شد، به طوربه‌طور یقین دارای سکه بوده‌است و به همین دلیل ارنست بابلون چند سکه نقره هخامنشی را که نقش معمولی شاهنشاه را با صورتی عریض و بینی بزرگ و ریش بلند دارد، به او منتسب می‌داند.
درمجموعه [[موزه ایران باستان]] نیز سکه نقره‌ای آز آرسس موجود است
داریوش سوم (۳۳۱ – ۳۳۶ ق. م)
این شاهنشاه علاوه بر دریک و شکل دو دریکی و نیم دریکی نیز سکه زده و نقش روی سکه بیشتر به وضع معمولی می‌باشد. گاهی کماندار که شخص شاهنشاه است، به جای نیزه خنجر به دست گرفته‌است در پشت سکه برای نخستین بار به جای مربع فرو رفته نامنظم، هلال و برجستگیهای موجی شکل یا قسمتی از بدنه کشتی نقر گردیده‌است.
تصویر این شاهنشاه که آخرین شاهنشاه هخامنشی است، بر روی سکه‌های سلاطین تابع و ساتراپهای آن دوره از جمله ممنون مشاهده می‌شود.
سکه‌های این شاهنشاه پس از انقراض [[امپراتوری هخامنشی]] نیز رایج بوده و مانند مظهر ملیت ایران تا مدتی ضرب آنهاآن‌ها ادامه داشته‌است.
سکه‌های فرمانروایان (ساتراپ) هخامنشی
در قسمت‌های قبل تذکر داده شد که در دوره هخامنشی علاوه بر
سکه‌های شاهی که در ضرابخانه‌های سلطنتی تهیه می‌شد، ساتراپها نیز که نماینده شاهنشاه بودند، اغلب اجازه سکه زدن را داشتند. بخصوص در مواقعی که مأموریت جنگی و فرماندهی به آنان محول می‌گردید.
متأسفانه تا به حال سکه‌های تمام ساتراپهایی که نامشان درتاریخ ضبط است، به دست نیامده‌است، ولی از آن عده که دارای سکه هستند، بیشتر ساتراپهایی می‌باشند که در ایالات غربی شاهنشاهی مأموریت داشته‌اند. و معمولاً نوشته سکه‌های ساتراپی به [[خط آرامی]] است، خط آرامی در دوره هخامنشی بسیار رایج و [[خط میخی]] مخصوص کتیبه بوده‌است، ولی نوشته روی مهر داریوش که یکی در [[موزه بریتانیا]] و دیگری در موزه [[ایران باستان]] است، به خط میخی است و به طوربه‌طور کلی در روی سکه تا به حال این خط دیده نشده‌است. ساتراپهایی که سکه‌های آنهاآن‌ها به دست آمده بدین قرارند:
* تیسافرن
تیسافرن پسر ویدرن برادر استاتیرا زن اردشیر دوم بوده‌است. پس از آنکه ولی لیدی پیسوتنس را که به فکر استقلال افتاده بود با حسن تدبیر وادار به تسلیم و آن غائله را رفع کرد، داریوش دوم از طرف شاهنشاه وقت به فرمانروایی لیدی منصوب گردید. وی در دوره فرمانروایی خود در جنگ با اسپارت در سال ۴۱۱ ق. م . در شهر آسپاندوس که مقر تمرکز قوای بحری بود و بعد در جنگ با درسیلیداس در سال ۳۹۵ در شهرهای ایازو و کاری سکه زد. بعضی از این سکه‌ها از لحاظ هنری قابل توجه بوده و قطعاً عمل یکی از بهترین هنرمندان آن دوره می‌باشد.
فرناباذ وقتی شهر سیزیک را از یونانی‌ها پس گرفت، بدین مناسب (۴۱۱ق. م) سکه زد.
از سکه‌های این دوره تا به حال فقط یک سکه دیده شده‌است.
این سکه در نوع خود بی نظیربی‌نظیر است و دارای نقش بسیار ممتازی است و به طوربه‌طور قطع سر سکه آن را هنرمند چیره‌دستی تهیه کرده‌است.
روی سکه - نیم رخ فرناباذ با کلاه پارسی و نوشته نام او به خط یونانی قرار دارد.
پشت سکه - طرح دماغه کشتی و در زیر آن ماهی نقر است
روی سکه - خدای بعل نشسته و یک خوشه انگور به دست چپ گرفته‌است.
نوشته - به خط آرامی
پشت سکه - دو الهه مقابل یکدیگر ایستاده‌اند و در بین آنهاآن‌ها آتشدان قرار دارد.
مازه
مازه یا مازایوس در حدود سی سال (۳۲۸- ۳۶۲ ق. م) فرمانروایی کیلیکیه و ده سال حکومت سوریه را داشت و بعد به فرمانروایی بابل منصوب شد و در دوره حکومت او بود که اسکندر به بابل حمله نمود. و این مرد از برای، حفظ مقام، شرافت را زیر پا گذاشته به استقبال اسکندر شتافت و اظهار اطاعت کرد و اسکندر هم سردار بزرگ داریوش را که ناجوانمردانه تسلیم شده بود، پذیرفت و مانند گذشته حکومت بابل را به او واگذار کرد و مازه تا آخر عمر یعنی سال ۳۲۸ ق. م به این سمت منصوب بود.
سکه کوچکی از مازه به وزن ۶۵/۱ گرم (نیز به دست آمده‌است .)
* ارونت
ارونت یکی از شاهزادگان باختر و داماد اردشیر دوم و مدتی فرمانروای قسمتی از ارمنستان و میسی بود. در موقعی که شاهنشاه سرگرم تجهیز قوا برای فرونشاندن شورش چند ایالت غربی بود، ارونت نیز به آنهاآن‌ها ملحق گردید و شورشیان او را به فرماندهی کل قوای خود منصوب کردند و طلای فراوانی به او دادند که ارونت به وسیله آن به ضرب سکه پرداخت (۳۶۳. ق. م)
ارونت به هم دست‌های خود نیز خیانت کرد و پس از دریافت پول به خیال آنکه پاداش بزرگ‌تری نصیب وی شود و شاهنشاه فرمانروایی نواحی دیگری را به او تفویض کند، تمام شورشیان را گرفته و به دربار فرستاد.
بر روی سکه‌های ارونت نقش نیم رخ او با کلاه پارسی و در طرف دیگر آن اسب افسانه‌ای بالدار که از کمر به پایین به شکل ماهی می‌باشد، نقر است.
سکه باگوآس مانند سکه‌های صیدا در یک طرف نقش کشتی جنگی و در سوی دیگر گردونه‌ای که اردشیر سوم بر آن است و سه اسب آن را می‌کشند، نقر است. در مجموعه موزه ایران باستان سکه‌های کوچکی از باگوآس موجود است که در یک طرف آن نقش کشتی جنگی و در سمت دیگر نقش اردشیر سوم هنگام حمله با خنجر به یک شیر که بر روی پاهای خود بلند شده‌است، دیده می‌شود.
* ممنن
مم نن برادر [[من تور]] یونانی بود که پس از مرگ بردارش فرماندهی قشون ایران در شهرهای ساحلی [[دریای اژه]] با او بود و در سال ۳۳۶ ق. م که قوای مقدونی‌ها برای اولین بار پیشرفتهایی کردند، مم نن آنهاآن‌ها را مجبور به عقب‌نشینی نمود و نقاط تصرفی را ازآنها پس گرفت و بعد در جنگ‌های ایران با اسکندر شرکت کرد و در سال ۳۳۴ ق. م در شهر افس سکه زد. روی سکه [[نقش داریوش]] سوم به صورت کماندار پارسی و پشت سکه فرو رفتگی نامنظم نقر است.
* سپهرداد
سپهرداد فرمانروای سارد و ایالات یونانی درسال ۳۳۴ ق. م در موقع جنگ با اسکندر از طرف داریوش سوم به فرماندهی قوا منصوب شد و به ضرب سکه اقدام کرد که تصویر و نام وی بر روی سکه منقور است تا به حال چندین سکه نقره و مس از او به دست آمده‌است که بعضی از سکه شناسان معتقدند که در شهر لامپساک به ضرب رسیده‌است، در صورتی که این شهر جزو حکومت و فرمانروایی سپهرداد نبوده‌است. ولی از آنجایی که او به مناسبت مأموریت در جنک به ضرب سکه اقدام نموده‌است، از این رو ممکن است بنابر مقتضیات و احتیاج در حین عبور سپاه و [[حمل و نقل]] وسایل جنگی در این شهر ضرابخانه‌ای دایر کرده باشد.
پشت سکه - نقش [[اسب بالدار]] و نام او به خط یونانی
سکه‌های سلاطین و امرای تابع دولت هخامنشی
نوع دیگری از سکه که در [[شاهنشاهی هخامنشی]] رواج داشت، سکه‌های سلاطین و امرای تابع مانند شاهان شهرهای فنیقیه، امرای کاری، پامفیلی و شهرهای یونانی آسیای صغیر بود که اغلب امارت یا سلطنت در خاندان آنهاآن‌ها موروثی و زمانی هم که تحت اطاعت دولت هخامنشی در آمدند، استقلال داخلی داشته مانند گذشته به اداره امور خود مشغول و موظف بودند که مالیات بپردازند و در وقت جنگ قشون مجهزی ترتیب دهند که تحت امر شاهنشاه آماده خدمت باشد.
بنابراین ضرب سکه مانند سایر امور جنبه داخلی داشته‌است و اینان در کمال آزادی و به هر ترتیب که مایل بودند، به ضرب سکه اقدام می‌کردند. ثمره این آزادی پیدایش انواع سکه‌هایی است که از لحاظ هنری ارزش فراوانی دارند. بر روی بعضی از سکه‌ها مانند سکه شاهان صیدا و کیلیکیه نقش شاهنشاه منقور است و این نقش نماینده برتری این شاهان تابع است بر سایرین و در حکم مهر و عنوانی می‌باشد که شاه نیابت سلطنت آنان را مسجل می‌کند. در موقع جنگ و احتیاجات اضافی به پول، فرمانده یا سرداری که از طرف شاهنشاه یکی از ممالک تابع مأموریت داشت، می‌توانست ضرابخانه جدیدی را راه‌اندازی کند و ضرابخانه محلی وضع معمولی خود را ادامه داده به هیچ وجه مقید نبود که به طرز جدیدی عمل نماید. در این صورت شاهان محلی با آزادی کامل سکه زده‌اند، بدون آنکه تابع شرایط خاصی باشند.
* سکه‌های فنیقیه
صیدا
در دوره هخامنشی صیدا به واسطه موقعیت خاصی که از لحاظ بحریه داشت، بسیار مورد توجه شاهنشاهان بود، چنان‌که در دوره خشایارشا پادشاه صیدا اولین مقام را احراز کرده بود و بسیار طرف اعتماد و احترام بود. کشتی‌های صیدا مجهزترین و با قدرت‌ترین کشتی‌های آن زمان بوده و قسمت مهمی از بحریه ایران را تشکیل می‌دادند، به این مناسبت اغلب شاهان صیدا ریاست بحریه ایران را داشتند که فرمانروایان فقط بر آنان نظارت می‌کردند.
بر روی سکه‌های صیدا بیشتر نقش کشتی جنگی، که مظهر تفوق دریایی است، نقر است و مطالعه انواع سکه‌های صیدا تا قبل از حمله اسکندر و انتساب هر ردیف به یکی از شاهان محلی مبحث بسیار جالبی می‌باشد، زیرا روی اغلب سکه‌ها علامت شهر یا نام شاه به خط آرامی نقر می‌باشد و تا به حال چند سکه که سال ضرب بررویبر روی آن قرار دارد، به دست آمده‌است.
سکه‌های صیدا به اوزان مختلف: دواستاترا، نیم استاتر و سکه‌های کوچک (ابول) می‌باشند و جنس فلز از نقره‌است.
دواستاتر - سکه‌ای بسیار زیباست که در یک طرف آن نقش کشتی جنگی و در سمت دیگر اردشیر سوم شاهنشاه هخامنشی سوار بر گردونه‌ای می‌باشد که یکی از بزرگان یا شاهزادگان افسار اسب را به دست گرفته‌است و در پشت گردونه شخصی حرکت می‌کند که عصای سلطنت به دست دارد و در بالای سکه دو حرف که علامت نام استراتون دوم است قرار دارد.
دواستاتر، به وزن ۴۰/۲۵ گرم است.
استاتر - در یک طرف نقش کشتی جنگی با چهار بادبان و سمت دیگر، اردشیر دوم در حال کشیدن کمان ایستاده‌است ودرو در طرفین او در فرو رفتگی سکه نقش نیم تنه بزکوهی و تصویر تمام رخ خدای محلی به صورت غیر واضحی نقر است.
استاتر به وزن ۳۰/۷ گرم است.
سکه شاهان صیدا به انضمام سکه‌های یکی از شاهان ناشناس که مربوط به سال ۳۷۴ ق. م می‌باشد، به ترتیب عبارت‌اند از:
استراتون اول (عبد سترت)
استراتون اول مدت ۱۳ سال، از سال ۳۶۲ تا ۳۷۴ ق. م سلطنت کرده‌است و سکه‌های دو استاتری او دو نوعند:
نوع اول با نقش گردونه و کشتی جنگی، چنان‌که شرحش گذشت و استاتر نوع دوم با نقش کشتی جنگی با یک ردیف پاروزن که در کنار قلعه‌ای که دارای پنج برج می‌باشد، واقع است و در زیر کشتی دو شیر که پشت به هم دارند، در حرکت اندحرکت‌اند.
[[استاتر]] استراتون اول:
روی سکه - نقش کشتی جنگی بدون پادیان در مقابل قلعه‌ای که دارای چهار برج است و در پایین کشتی دو شیر در جهت مخالف در حرکت اندحرکت‌اند. طرف دیگر سکه اردشیر دوم که خنجر به دست راست دارد ایستاده و با دست چپ یال شیری را که روی دو پا بلند شده‌است گرفته‌است، و در وسط دو حرف که معرف نام عبدسترت می‌باشد، نقر است.
سکه‌های کوچکی نیز مربوط به این شاه پیدا شده‌است که نقش کشتی جنگی با قلعه سه برجی بر روی آن نقر است و در پشت سکه اردشیر دوم کمان به دست ایستاده و در دو فرورفتگی نقوش غیر واضحی از سر بزر کوهی و خدای فنیقی به نام بزا نقر می‌باشد. سکه‌ای در مجموعه موزه ایران باستان موجود است که در یک طرف کشتی بر روی امواج آب و در سمت دیگر شاهنشاه در حال کشتن شیری می‌باشد که بر روی دو پا ایستاده‌است.
وزن سکه کوچک (ابول) ۸۵/۰ گرم است.
بر روی سکه دو حرف به [[خط فنیقی]] که علامت نام تن است (ت ۱۰) دیده می‌شود و بر روی اغلب سکه‌های این پادشاه سال سلطنت او نیز نقر است.
* اوراگوراس دوم
سکه‌های صیدای اوراگوس دوم (۳۶۶-۳۴۹ ق. م) مانند سکه‌های معمولی صیداست، یعنی در طرفی کشتی جنگی بدون بادبان با یک ردیف پاروزن بررویبر روی امواج در حرکت است و در سوی دیگر اردشیر سوم در گردونه‌ای که سه اسب آن را می‌کشند ایستاده و ارابه ران و شخصی که در پشت ارابه حرکت می‌کند، به همان ترتیبی است که بر روی سایر دو استاتری هااستاتری‌ها منقوش است.
در کنار سکه‌های اوراگوراس علامت نام او (۱-آ) نقر است. از اوراگوراس سکه‌های دواستاتری به وزن ۲۶ گرم و سکه‌های کوچک به وزن ۷۲/۵ گرم به دست آمده‌است.
* استراتون سوم
<center><gallery>
 
پرونده:Obverse - 10 Pahlavi Golden Coin 1976.jpg|روی سکه ۱۰ پهلوی - سال ۱۳۵۵ خورشیدی - ۱۹۷۶ میلادی به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیستأسیس سلسله پهلوی / چهره رضا شاه و محمدرضا شاه بر روی سکه می باشدمی‌باشد.
پرونده:Reverse - 10 Pahlavi Golden Coin 1976.jpg|پشت سکه ۱۰ پهلوی - سال ۱۳۵۵ خورشیدی - ۱۹۷۶ میلادی به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیستأسیس سلسله پهلوی / تاج پهلوی نقش بر سکه می باشدمی‌باشد.
پرونده:Dah-shahi-47.png| سکه ده شاهی (پنجاه دینار) ضرب شده در سال ۱۳۴۷ هجری شمسی
پرونده:10-Rials.jpg| سکه ۱۰ ریالی یادبود FAO
پرونده:10-Rials2.jpg| سکه ۱۰ ریالی یادبود پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی
پرونده:Reverse of Iranian 20 Rials coin - monument of 1974 Asian Games.jpg|پشت سکه ۲۰ ریالی یادبود هفتمین دوره بازیهایبازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران
پرونده:Obverse of Iranian 20 Rials coin - monument of 1974 Asian Games no2.jpg|روی سکه ۲۰ ریالی به مناسبت یادبود بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران
پرونده: Farah Pahlavi gold coin by the University Credit association.jpg| سکه طلای یادبود [[فرح پهلوی]]، ضرب به سفارش [[مؤسسه اعتباری دانشگاه]]، دهه ۴۰ خورشیدی
پرونده:250 RIALS-IRI.jpg|سکه ۲۵۰ ریالی با طرح [[مدرسه فیضیه]] سال ۱۳۸۷
پرونده:Coins 001.jpg|سکه ۲۰۰۰ ریالی با طرح بارگاه رضا، امام هشتم شیعیان، سال ۱۳۸۹
پرونده:سکه ایرانی.JPG|تعدادی سکه ایرانی (بیشتر آنهاآن‌ها متعلق به دهه نود شمسی هستند)
</gallery>
</center>
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش