لاکتانتیوس: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
لاکتانتیوس در سال ۳۱۶ میلادی آموزگار کریسپوس (Cryspus)، پسر امپراتور قسطنطین، شد. مهمترین اثرش رساله‌ای است به نام سازمانهای الهی (Institutiones divinae). او به دنبال ترتولیانوس مسیحیت را در مقابل فلسفه‌ها و ادیان یونانی - رومی قرار داد و معتقد بود که فلسفه از معنا تهی و خطاست. منطق بی‌فایده است و طبیعیات و اخلاق را نیز مکاتب مختلف فلسفی به طور متضادی بیان کرده‌اند. پس فلسفه به هیچوجه راه گشا به حکمت نیست. موجودات فناپذیر قادر به کسب حکمت به وسیله‌ی نیروهای طبیعی خود نیستند، باید که حکمت از خارج به آنها اعطا شود. یونانیان و رومیان حکمت را از دین جدا می‌کنند، فقط مسیحیت است که بین این دو اتحاد ایجاد می‌کند. فلسفه‌های یونانی - رومی نمی‌توانند بین انسان و خدا رابطه برقرار کنند، در حالی که در مسیحیت روحانی فیلسوف است و فیلسوف روحانی. بدین ترتیب در مسیحیت حکمت با دین جمع می‌شود و خداوند به عنوان منشأ هر دو، ضامن این جمع‌بندی است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1203342769p1.php/%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%A1-%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7|عنوان=آباء لاتینی زبان کلیسا}}</ref>
 
او بخشی از پیشگوییهای ویشتاسپاز کیانیمیان‌رفته کی‌ویشتاسپ را نیز در این کتاب خود آورده است.
 
<br />