تفاوت میان نسخه‌های «ارتش»

۵۷۴ بایت حذف‌شده ،  ۱ سال پیش
تغییر و اصلاح چگونگی پیشینه ارتش ایران و اصلاح صحیح و علمی
(تغییر به وجود آورنده ارتش از رضاخان میرپنج نظامی ارتش سایق به عباس میرزا)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
(تغییر و اصلاح چگونگی پیشینه ارتش ایران و اصلاح صحیح و علمی)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری حذف منبع
 
== پیشینه ==
پس از پیروزی [[انقلاب کبیر فرانسه]] در سال ۱۷۹۸ میلادی، نظام تازه تأسیس جمهوری از طرف کشورهای سلطنتی همسایه مورد تهدید قرار گرفت. در پاسخ به این تهدیدات ژان باتیست جردن نماینده مجلس در سپتامبر ۱۷۹۸ قانونی را در مجلس به تصویب رساند که اولین ماده آن بیان می‌داشت: «هر فرانسوی سربازی است که خود را موظف به دفاع از ملت می‌داند». این قانون مقدمه‌ای برای تشکیل ارتش بزرگ در زمان ناپلئون شد که آن را ملت مسلح می‌نامید<ref>مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، 1392: 25</ref>پایه تاگذار پیشفرم از تأسیسکنونی ارتش نوین [[ایران در دوره پهلوی]] اول، ارتش مجموعه‌ای متشکل از نیروهای قومی و بومی بودند که بیشتر به فرمان و برای رئیس ایل خود می جنگیدن تا کشور و رئیس دولت. ضعف و ناکارآمدی آشکار چنین سیستمی با شکست نیروهای تحت فرماندهی عباس میرزا درقاجار جنگبود باولی روس‌هابه ونام ازقشون دستمتحد دادنایران بخش‌هایکه وسیعینظامیان ازفرنگی خاکاکثرا کشورفرانسوی بیش از پیش روشن گردید. از اینرو ولیعهد فتحعلی شاه برآن شد که اصلاحات در ساختاربه نیروهای نظامی ایران راایرانی آغازآموزش کندمیدادند.
 
برای تحقیق بخشیدن به این تفکر، [[ژنرال گاردان]]، از طرف ناپلئون به ایران فرستاده شد. مأموریت وی، ساماندهی ارتش ایران به سبک و سیاق اروپایی بود. توطئه‌گران انگلیسی به صورت مداوم، در کار این فرستاده نظامی فرانسوی اختلال ایجاد می‌کردند، چرا که انگلیسی‌ها از حضور یک ارتش خارجی و فرستادگان آن‌ها در ایران، به شدت احساس خطر می‌کردند و از ساماندهی ارتش ایران توسط افسران ناپلئون، هراسان بودند. در نهایت، فرستاده فرانسوی از ایران رفت و افسران انگلیسی به جای ایشان دعوت شدند. با وجود این تماس‌ها و راهنمایی‌های خارجی‌ها، نتایج بسیار سطحی بود؛ به افسران به ندرت پولی پرداخت می‌شد، لباس این افراد کهنه و مندرس بود و به‌طور کلی، همه گونه کمبودی در قشون ایران احساس می‌شد.<ref>عربی، 1390: 1189</ref>
به مرور زمان و با درخواست ناصر الدین شاه قاجار در ایران دو گروه قزاق که توسط روس ها اموزش میدیدند جای ارتش و قشون ژاندارمری که توسط افسران مستشار سوئدی دوره میدیدند جای قشون راه ها در مقابل راهزنان را تشکیل دادند.
آرشیو تاریخی ارتش فرانسه نحوه سربازگیری در اواخر دوره فتحعلی شاه را چنین گزارش می‌کند: «نحوه سربازگیری در ایران به صورت [[ملوک الطوایفی]] است. هر استان و شهرستان به استثنا چند شهر، باید عده ای سوار با اسب بدهد و اگر سربازی فرار کند یکی از بستگانش را به جای او به [[خدمت سربازی]] خواهند برد». البته به استناد گزارش‌های سرتیپ گاردان اگر ناحیه شهرستانی که باید تعدادی سرباز بدهد، به علتی از فرستادن سرباز خودداری می‌کرد، برابر قرارداد و صورت دیوانی بایستی به ازای هر سرباز مبلغی وجه نقد به عنوان پیشکش به خزانه شاه یا ولیعهد بپردازد تا با آن پول از محل دیگری سرباز فراهم نمایند.<ref>(بابایی، 1389: 192)</ref>
 
ولی به طور لفظی و مثل بسیاری از واژگان دیگر شبیه (دانشکده،دانشگاه،شهربانی،و غیره) ارتش یا ارتشتاران یا بزرگ ارتشتاران واژه ای بود که فرهنگستان در دوران پهلوی اول روی قشون متحد کشوری گذاشت، و به سرکوب عشایر مملکت پرداختند،مردم به اشتباه امروزه از پهلوی اول به عنوان به وجود آورنده ارتش نوین یاد میکنند. در صورتیکه خود رضا خان میر پنج ملقب به رضا ششلول به وسیله قشون ارتش کودتای سال ۱۲۹۹ را ترتیب داد و یک فرمانده درجه دار نظامی بود و درجه خود را از ارتش متحد قاجاری گرفته بود.
 
در دوران قاجاریه ولیعهد فتحعلی شاه عباس میرراخان برآن شد که اصلاحات در ساختار نیروهای نظامی ایران را آغاز کند.
برای تحقیق بخشیدن به این تفکر، [[ژنرال گاردان]]، از طرف ناپلئون به ایران فرستاده شد. مأموریت وی، ساماندهی ارتش ایران به سبک و سیاق اروپایی بود. توطئه‌گران انگلیسی به صورت مداوم، در کار این فرستاده نظامی فرانسوی اختلال ایجاد می‌کردند، چرا که انگلیسی‌ها از حضور یک ارتش خارجی و فرستادگان آن‌ها در ایران، به شدت احساس خطر می‌کردند و از ساماندهی ارتش ایران توسط افسران ناپلئون، هراسان بودند. در نهایت، فرستاده فرانسوی از ایران رفت و افسران انگلیسی به جای ایشان دعوت شدند. با وجود این تماس‌ها و راهنمایی‌های خارجی‌ها، نتایج بسیار سطحی بود؛ به افسران به ندرت پولی پرداخت می‌شد، لباس این افراد کهنه و مندرس بود و به‌طور کلی، همه گونه کمبودی در قشون ایران احساس می‌شد.<ref>عربی، 1390: 1189</ref>
 
== منابع ==
۱۷

ویرایش