تفاوت میان نسخه‌های «ورزنه»

۱۳٬۲۴۰ بایت اضافه‌شده ،  ۹ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
جز ورزنه» را محافظت کرد: خرابکاری گسترده ([edit=autoconfirmed] (زمان سرآمدن ‏۲۷ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۲۰:۱۷ (UTC)) [move=autoconfirmed] (زمان سرآمدن ‏۲۷ سپتام�)
== معرفی ==
* [[ورزنه (اصفهان)|ورزنه]] یکی از شهرهای استان [[اصفهان]] در مرکز ایران است.
شهر ورزنه که به نگین شرق اصفهان معروف است، مرکز بخش بن رود از بخشهای شهرستان اصفهان با جمعیتی بالغ بر 13000 نفر می باشد این شهر در کنار رودخانه زاینده رود ودر 30 کیلومتری تالاب بین المللی گاوخونی واقع گردیده است و یکی از شهرهای گردشگری استان اصفهان می باشد از مکانهای گردشگری این شهر میتوان به تپه های ماسه ای، تالاب گاوخونی و آثار معماری با ارزش تاریخی اشاره نمود. همچنین از ویژگی های منحصر بفرد فرهنگی این شهر چادر سفید خانم ها می باشد که به همین دلیل به ورزنه شهر سفید نیز میگویند.
* [[ورزنه (گلپایگان)|ورزنه]] منطقه ای از شهر [[گلشهر]] در شمال [[شهرستان گلپایگان]] است.
 
== گویش محلی ==
{{ابهام‌زدایی}}
در پهنه بزرگی از مراکز ایران مردمانی زندگی می کنند مه کم و بیش گویش آنها یکسان است. این منطقه از شمال پارس آغاز شده و بخشهای جنوب شرقی اصفهان (کوهپایه، بن رود، جلگه، جرقویه علیا و جرقویه سفلی )و بخشهای شمالی (میمه) و همچنین شهرستان های نایین، اردستان، نطنز، دلیجان و خوانسار را در بر می گیرد.
 
مردم این منطقه تا حدودی در فرهنگ و تمدن هماهنگی دارند و به زبانی سخن می گویند که خود شاخه ای از زبان پهلوی ساسانی و پارسیک جنوبی است و محققین و پژوهشگران نیز سمنان و بخش هایی از کاشان و اصفهان را از یادگار های زبان پهلوی (پارتى) می دانند پیش از زمان پیدایش در زمان ساسانیان زبان مردم ایران زبان پارسیک یا پهلوی ساسانی بوده و این لهجه ای از زبان پهلوی اشکانی به شمار می‌رفت که در جنوب ایران رواج داشت. لذا پیش از اسلام چون این سرزمین به استان فارس نزدیکتر بوده بنابراین به همان لهجه پهلوی اشکانی سخن می راندند و می توان گویش کنونی مردم این سامان را بازمانده ی زبان پارسیک یا پهلو ی ساسانی دانست.
 
در کتاب جغرافیای اصفهان آمده است :"نشانه ای که از قدمت اصفهان در دست داریم گویش مردم اصفهان، دهستانها و روستاهای اطراف آن به ویژه گویش مردمان زفره، زواره، اردستان، برخوار، جرقویه و کوهپایه و پیرامون سده که از گونه اوستا و پارسی و سکایی و پهلوی و پارسیک سغدی است می باشد. و هنوز که چهارده قرن از روزگار ساسانیان می گذرد با این همه ی فراز و نشیب ها به یادگار مانده است که در نوشتار واژه هایی از چگونگی گویش مردم ورزنه را که از بازماندگان مردم شهر کهایی چون "سبا" می باشند، می آوریم هر چند که برخی از آثار دوران اشکانی و ساسانی ویران شده و برخی برخی جای خود را به روستاهای جدید و کوچک داده اند ولی همگی به همان زبان سخن می گویند و پس از حمله اعراب پذیرش دین اسلام این زبان از رونق افتاده و به جای زبان پارسی رواج یافت، مردم ورزنه بر این باورند که زبان آنان ریشه زردشتی دارد.
هر چند می گویند زبان ولاتی ورزنه ای را یهودیان اصفهان می فهمند.
 
 
===== سیر تحویل زبان: =====
 
دانشمندان اروپایی لهجه‌های ایرانی که هنوز متداول است را به دسته تقسیم می‌کنند.
 
1ـ گروه جنوب غربی، شامل زبانهای قبایل بختیاری و لرستان و فارسی.
 
2ـ گروه شمال غربی که شامل زبان‌های گیلی و مازندارانی و طالشی و اصفهان و نائین و یزد و بیابانک.
 
3ـ گروه شرقی، که مرز شخصی ندارد آثار آن از قرن دهم هجری تا کنون باقی است به طور کلی افغانها بدان تکلم می‌کنند.
 
زبانهای ایرانی متعدد هستند که عده‌ای تعداد آنها را سی نوع نام برده‌اند.
1ـ زبان ارانی 2ـ زبان خوزی 3ـ زبان رامهرمزی 4ـ زبان مراغه 5ـ زبان همدانی 6ـ زبان سفدی 7ـ زبان بخارائی 8‌ـ زبان سمرقندی 9ـ زبان مروی 10ـ زبان هرات 11ـ زبان نیشابوری 12ـ زبان بلخی 13ـ زبان بامیان و طخارستان 14ـ زبان خوارزمی ـ اصطخری 15ـ زبان سجستانی 16ـ زبان طوس 17ـ زبان بست 18ـ زبان کوچی 19ـ زبان مکری 20ـ‌ دیلمی‌ـ ‌اصطخری 21ـ زبان طبری ـ بنا 22ـ زبان قومی و جرجان 23ـ زبان رازی 24ـ زبان قزوینی 25ـ زبان بلوچی 26ـ زبان بارزی 27ـ‌زبان جوزجانی 28ـ زبان لهجه‌های روستایی خراسان 29ـ زبان کرمانی 30ـ زبان فهلوی ـ اصطخری.
 
 
===== گویش ورزنه در اسنادهای تاریخی: =====
 
1ـ در ادبیات باستانی ایران صفحه 98 آمده که حضرت زرتشت یاران خود را به سه دسته تقسیم کرد که یک دسته آنها به نام «ورزنه» یا ورزندگان که مردمانی کشاورز و دامپرور و کارهای سودمند انجام می‌دادند نام نهاده‌است.
 
2ـ در کتاب جغرافیایی اصفهان صفحه 203 این طور بیان می‌شود که از مشخصات بارز شهرهای باستانی زمان ساسانیان داشتن چهار دوازه در شهر بوده که شهر ورزنه نیز دارای چهار دروازه بوده که دین در آن زمان زرتشت زمان در ریشه پهلوی ساسانیان داشته و دارد.
 
3ـ در تاریخ اصفهان دری آمده است «در زمان دیلمیان دو بلده حاکم نشین مخصوص در اصفهان بوده است اول فیروزان لنجان در دو طرف زاینده‌رود دوم فارفان در رودشت» که آن فارفاآن جزء توابع بخش بن‌رود «ورزنه» است.
 
4ـ در صدره الارض صفحه 109 این طور بیان می‌شود که پسر حِوقُل جهان گرد نیمه دوم سدی چهارم هجری می‌نویسد «آب زنده رود سرانجام به زمینهای برزند «ورزنه» می‌رسد که خاص زرتشتیان است.»
 
5ـ آقای دکتر شفعی در کتاب برگردان کویر خود در صفحه 142 این طور بیان می‌کند که بر اثر برداشت مردم پیکان از نسخه دست نویس محمد حنفیه و ایدان یزد گرد سوم ساسانی پس از شکست در جنگ نهاوند همراه با خانواده ره سپار اصفهان شد و یکی از پسران خود به نام پیروز را فرمانروایی اصفهان انتخاب کرد اما وی نیز پس از شکست به سمت رودشت و روستای پاریان که روستای فارفان کنونی است روی آورد و پایگاه خود ساخت که البته فارفان یکی از روستاهای توابع بخش بن‌رود ورزنه می‌باشد نتیجه این که دین در آن زمان زرتشت بود و زبان پهلوی که هنوز هم مردمان آن خطه بدان تکلم می‌کنند.
 
6ـ دکتر لطف‌الله هنرفر در ماهنامه هنر و مردم صفحه 8 گلدسته مسجد جامع ورزنه را وابسته به روزگار سلجوقی دانسته که قدمت و فرهنگ شهر را می‌رساند.
 
7ـ ورزنه در مسیر جاده ابریشم محمد جواد مشکور در کتاب تاریخ ایران زمین بیان می‌کند «که این راه از چین آغاز شده و از فلات ایران عبور می‌کرده و به بین النهرین می‌رسیده و اشکانیان از بازرگانان پشتیبانی می‌کردند زیرا عوارض گمرکی بسیاری عاید دولت می‌شد».
 
این کاروانان پس از ورود به ایران و رسیدن به شهرستان نائین از راه نائین به ورزنه به شهر سرا و از آنجا به حسن‌آباد جرقویه و استان فارس می‌رفتند و کالاهای خود را به صورت پایاپای مبادله می‌کردند.
 
 
== پل تاریخی ورزنه ==
 
در بررسی همه جانبه راههای شهر ورزنه و شناسایی عوامل متشکله و ساخت و ساز عناصر معماری و ساختمانی آنها گامی شایان توجه در باز شناسی آورد های مردم سخت کوش ورزنه است.
یکی از آثار تلاش این مردم پل تاریخی موسوم به پل ورزنه است. این پل یادآوردی است از یافته های فنی و معماری آنان در عمران منطقه و ایجاد ارتباط بین حال و گذشته.
 
بروز حوادث طبیعی و فرسایش، طی قرون متمادی خساراتی را به این پل موجب شده و آن را به مخروبه کرده است. ساختمان استوار و جثه پای این پل با پایه های توپر از لحاظ ایستادگی در برابر شدت عوامل طبیعی از ارتعاش بی وقفه ناشی از ضربات مستمر و پیاپی امواج پر تلاطم آب رودخانه زاینده رود در فصول پر آبی و طغیان گرفته تا نزولات هر چند کم و گرما و سرما طی قرون و اعصار توانسته است تاکنون باقی بماند.
 
این پل با آجر ساخته شده و دارای 10 چشمه که هفت چشمه یا طاق آن به طول67 متر و عرض پل6.5 مترو ارتفاع از سطح آب6 متر و عرض چشمه ها 4متر است. و بسیار قدیمی و بنای آن مربوط به دوره دیلمیان و سلجوقیان ا ست ولی مردم آن را به سیف اله اردکانی نسبت می دهند اما گویا 3چشمه دیگر را به طول 19متر مردم سخت کوش ورزنه در یکصد و چهل سال قبل ساخته و به آن افزوده اند و در حال حاضر جزو آثار قدیمی است که تردد روی آن نمی شود.
 
===== نقل شده است که: =====
شخصی که احتمالن همان سیف الله اردکانی بوده قصد زیارت خانه خدا را می‌کند به همین منظور زاد و توشه فراهم می‌کند و عازم می‌شود.
 
در مسیر حرکت به محل کنونی پل می‌رسد و چون نمی‌تواند از جهت شمال به جنوب حرکت کند همانجا به همسفران خود اعلام می‌دارد که او قصد ساختن پلی را دارد و از رفتن به حج صرف نظر کرده است، همسفران او به هر ترتیبی که بود از آب عبور می‌کنند و سیف الله با کمک اهالی ورزنه پل کنونی را بنا می‌کند هنگامی که همسفران سیف الله به منزل باز می‌گردند به این مطلب اشاره می‌کنند که او را در مناسک حج دیده‌اند و بر این مطلب اصرار می‌ورزند.
 
و این چیزی نبود مگر پاداش کار نیکی که حاج سیف الله اردکانی انجام داده بود و این در حالی بود که او به خاطر ساختن این پل موفق به زیارت خانه کعبه نشده بود در حال حاضر به خاطر قدمت و اهمیت این پل رفت و آمد وسایل نقلیه روی آن صورت نمی‌گیرد و عابران پیاده حق عبور از این پل را دارند و وسایل نقلیه از روی پل فلزی که در 250 متر غرب همین پل ساخته شده عبور می‌کنند از لحاظ استحکام نیز باید گفت که با بذل توجهی که مردم و مسئولین به این اثر تاریخی داشته‌اند و دارند هنوز محکم و پا بر جا باقی مانده است.
 
هم اکنون مسؤلان جهت ارتباط جاده حسن آباد به گردنه ملااحمد پل فلزی دیگری را در 500 متر شرق پل قدیم ورزنه احداث کرده اند و مسافرین زیادی از مقصد شیراز به مبداء مشهد از این مسیر تردد می کنند.
 
{{ورزنه نگین شرق اصفهان}}
<ref>www.varzaneh.ir</ref>
کاربر ناشناس