کشیش (فیلم ۱۹۹۴)

«کشیش» (انگلیسی: Priest) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به لینوس روچه، تام ویلکینسون، رابرت کارلایل، و براد دوریف اشاره کرد.

Priest ver1.jpg
کارگردانآنتونیا برد
تهیه‌کنندهGeorge S. J. Faber
نویسندهجیمی مک گاورن
بازیگرانلینوس روچه
تام ویلکینسون
رابرت کارلایل
براد دوریف
رابرت پیو
موسیقیAndy Roberts
فیلم‌بردارFred Tammes
تدوین‌گرSusan Spivey
شرکت
تولید
توزیع‌کنندهمیرامکس (USA)
آلیانس فیلمز (Canada)
تاریخ‌های انتشار
۱۷ مارس ۱۹۹۵ (UK)
۲۴ مارس ۱۹۹۵ (US)
مدت زمان
۱۰۵ دقیقه (UK)
۹۸ دقیقه (US)
کشورUnited Kingdom
فروش گیشه$۴٬۱۶۵٬۸۴۵

داستانویرایش

پدر گرگ پیلکینگتون ، که به تازگی به منطقه سنت ماری در لیورپول منصوب شده است ، مبهوت می شود و می فهمد که پدر متیو توماس در رابطه جنسی با ماریا کریگان ، خانه دار خانه ، مشغول رابطه جنسی است. علاوه بر این ، پدر توماس یک رادیکال چپگرا و طرفدار صریح الهیات آزادی است ، که او را به درگیری های مداوم و مشاجره با اسقف-که با این وجود از توانایی های او قدردانی می کند-سوق می دهد.

در حالی که محافظه کاری و اعتقادات مذهبی شخصی شخصیت اصلی قهرمان از بی توجهی آشکار کشیش بزرگتر به نذر تجرد خود آزرده می شود ، او با خواسته های همجنس گرایانه خود دست و پنجه نرم می کند ، به خصوص پس از ملاقات با مردی به نام گراهام در یک پاتوق همجنسگرای محلی و دو نفر وارد آن می شوند. یک رابطه فیزیکی

در همین حال ، دانشجوی لیزا آنسورث اعتراف کرد که توسط پدرش مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته است . هر دو راز خود را در نشان داده است اعتراف ، با این حال، به طوری که پدر گرگ مورد نیاز است برای احترام به حرمت آیین توبه و آشکار که چه او گفته شده است. او سعی می کند به مادرش هشدار دهد که مراقب او باشد ، اما زن ساده لوح معتقد است دخترش در حالی که از شوهرش مراقبت می کند در امان است.

وقتی خانم آنسورث متوجه می شود شوهرش لیزا را مورد آزار و اذیت قرار می دهد و متوجه می شود که کشیش می داند چه اتفاقی در حال رخ دادن است ، او به او حمله می کند. دستگیری او به دلیل رابطه جنسی با گراهام در یک ماشین پارک شده ، بر عذاب او افزوده می شود. او به اتهام خود اعتراف می کند و این واقعیت که او کشیش کاتولیک است باعث ایجاد یک خبر پر شور می شود. داستان در صفحه اول روزنامه محلی تیتر می شود و پدر گرگ که نمی تواند با مشایخ خود روبرو شود ، به یک محله دور افتاده روستایی منتقل می شود که توسط یک کشیش ناراضی و بخشنده هدایت می شود. پدر متی او متقاعد به بازگشت به سنت ماری، و این دو ریاست بیش از یک توده است که توسط تظاهرات با صدای بلند از مردم در محراب به حضور پدر گرگ مخالف به هم زدند. پدر متی از آنها می خواهد كه كلیسا را ​​ترك كنند. سپس دو کشیش شروع به توزیع مراسم اقامه نماز می کنند، اما اعضای کلیسای باقی مانده پدر گرگ را نادیده می گیرند و برای دریافت ارتباط با پدر متیو صف می گیرند. لیزا سرانجام به کشیش کوچکتر نزدیک می شود و هر دو با گریه در آغوش یکدیگر می افتند.

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش