یک پسر یک دختر

یک پسر یک دختر (به هندی: Ek Ladka Ek Ladki) فیلمی محصول سال ۱۹۹۲ و به کارگردانی ویجی ساداناه است. در این فیلم بازیگرانی همچون سلمان خان، نیلم کوتهاری، انوپم کهیر، آسرانی، تیکو تالسانیا ایفای نقش کرده‌اند.

یک پسر یک دختر
EkLadkaEkLadkinew.jpg
کارگردانویجی ساداناه
بازیگرانسلمان خان
نیلم کوتهاری
انوپم کهیر
موسیقیآناند-میلیند
تاریخ‌های انتشار
  • ۱۹ ژوئن ۱۹۹۲ (۱۹۹۲-06-۱۹)
مدت زمان
۱۳۴ دقیقه
کشورهند
زبانهندی

داستانویرایش

یک دختر ثروتمند به نام رینو(نیلم کوتهاری) از آمریکا به هند می آید روزی رینو برای قایق سواری به دریاچه می‌رود عمویش بهاواتی پراساد(انوپم کهیر) که قصد دارد ثروت برادرزاده اش را تصاحب کند قایق را غرق می‌کند و فکر می‌کند رینو مرده است سپس عده ای از ماهی گیران بدن نیمه جان رینو را پیدا می‌کنند اما او حافظه اش را از دست داده است.

رینو را به اداره پلیس می برند و پسری به نام راجا(سلمان خان) که از قبل رینو را می شناسد و سر شکستن تخم مرغ‌هایش از او کینه دارد نزد پلیس می‌رود و برای گرفتن انتقام آدرس او را به پلیس می‌دهد و خود را همسر او معرفی می‌کند و می گوید اسم همسرش رانی است.

او به سه فرزند خوانده اش می گوید نام او را رانی صدا کنند و به او مادر بگویند رانی ابتدا نمی تواند با زندگی روستایی راجا کنار بیاید اما پس از مدتی به این سبک زندگی عادت می‌کند و در نهایت رانی که همان رینو است به خانهٔ راجا نظم می‌دهد و باعث پیشرفت تحصیلی فرزندان او می‌شود.چند ماه بعد وکیل رینو به عمویش می گوید با توجه به مفقود شدن او باید جسدش پیدا شود وگرنه تا آن زمان همه املاک و اموال توقیف می‌شود.عموی رینو برای یافتن او جایزه تعیین می‌کند و چند نفر با دادن آدرس محل او را نشان می دهند بهاواتی پراساد که مطمئن است رینو مرده است از برادر زنش که مرکوته نام دارد می‌خواهد به آن جا برود تا این زن که شبیه رینو است را پیدا کند و سپس با کشتن او ادعا کند رینو مرده است.اما وقتی مرکوته به آن جا می‌رود می فهمد که این همان رینو است که حافظه اش را از دست داده است.

وقتی بهاواتی پراساد به خانه راجا می‌رود رینو با دیدن او همه چیز را به خاطر می آورد و پس از یک درگیری میان راجا و دوستش با افراد بهاواتی پراساد، ماموران پلیس سر می رسند و آن‌ها را دستگیر می‌کند.رینو که همه چیز را به خاطر آورده‌است نسبت به راجا و سه بچه همراه او احساس بدی پیدا می‌کند و از آن‌ها دور می‌شود.در پایان هنگامی که رینو قصد سفر به آمریکا را دارد با مرور خاطراتش دلتنگ بچه‌ها و راجا می‌شود و درنهایت از سفر منصرف می‌شود و به خانه آن‌ها باز می گردد.

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش