آشیانه گرگ‌ها: کمین

مجموعهٔ تلویزیونی ساخته‌شده در ترکیه

آشیانهٔ‌گرگ‌ها کمین (به ترکی استانبولی: Kurtlar Vadisi Pusu) یک مجموعه تلویزیونی در ژانر اکشن، درام و سیاسی ساخت کشور ترکیه است که توسط شرکت فیلم‌سازی پانا فیلم (Pana Film) تولید شده و ادامه سریال آشیانهٔ گرگ‌ها است که در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۳ پخش شد و ۹۷ قسمت به طول انجامید و با سریال آشیانهٔ گرگ‌ها: ترور که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد خاتمه یافت. این سریال که شامل ۱۰ فصل است، با سیصدمین (۳۰۰) قسمت خود که در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۶ منتشر شد به پایان رسید.

آشیانه‌گرگ‌ها کمین
نام‌های دیگروادی گرگ‌ها، کورتلار وادیسی
ژانراکشن
درام
پلیسی
نویسندهراجی شاشماز (۲۰۱۳–۲۰۰۷)
بهادیر اوزدنر (۲۰۱۳–۲۰۰۷)
جونیت آیسان (۲۰۱۳–۲۰۰۷)
گروه پانا فیلم (۲۰۱۵–۲۰۱۳)
مورات کوجا (۲۰۱۶–۲۰۱۵)
جاهیت کایا اوغلو (۲۰۱۶–۲۰۱۵)
سلما حاجی‌عثمان اوغلو (۲۰۱۶–۲۰۱۵)
عایشه‌گل حاجی‌عثمان اوغلو (۲۰۱۶)
کارگردانسعدالله شنتورک (۹۳–۷۱، ۵۱–۱)
زینب گونی تان (۶۲–۵۹، ۵۷–۵۲)
زبیر شاشماز (۷۰–۶۳، ۵۸)
علی‌جان گبش (۱۷۱–۱۶۲، ۹۹–۹۴)
صلاح الدین سانجاک‌لی (۱۲۸–۱۰۰)
اونور تان (۱۷۲–۲۲۹، ۱۶۱–۱۲۹)
دوعان اومیت کاراجا (۳۰۰–۲۳۰)
کارگردان هنری/ مدیر نوآوریفرهان آک‌گون
صلاح الدین سانجاک‌لی
ودات دمیر
ویسل تاک‌شاهین
آلپر درلی
مصطفی کوشچو
بازیگراننجاتی شاشماز
گورکان اویگون
آیشه چیدم باتور
کنعان چوبان
ارهان اوفاک
سازنده موسیقی متنگوکهان کردار
آهنگ آغازKurtlar Vadisi - Jenerik
کشور سازندهترکیه
زبان اصلیترکی استانبولی
شمار فصل‌ها۱۰
شمار قسمت‌ها۳۰۰
تولید
تهیه‌کننده‌هاراجی شاشماز (۲۰۱۳–۲۰۰۷)
نجاتی شاشماز (۲۰۱۶–۲۰۱۳)
مکان تولیداستانبول
مدت۱۲۰ دقیقه
تولیدکنندهپانا فیلم
پخش
شبکهٔ اصلیشو تی‌وی (۲۰۰۹–۲۰۰۷)
استار تی‌وی (۲۰۱۰–۲۰۰۹)
تی‌ان‌تی (۲۰۱۲–۲۰۱۱)
آ تی‌وی (۲۰۱۴–۲۰۱۲، ۲۰۱۱–۲۰۱۰)
کانال د (۲۰۱۶–۲۰۱۴)
فرمت تصویر۱۰۸۰آی
فرمت صدااستریو
انتشار اولیه۱۹ آوریل ۲۰۰۷ –
۱۶ ژوئن ۲۰۱۶
انتشار
پس ازآشیانه گرگ‌ها
پیش ازآشیانه گرگ‌ها: عراق

مجموعه تلویزیونی در ژانر اکشن، مافیایی و سیاسی آشیانه‌گرگ‌ها کمین، در ۱۹ آوریل ۲۰۰۷ با نام دیگری در شو تی‌وی دوباره نمایش داده شد، که ۳ فصل اول آن در شو تی‌وی پخش شد. در فصل ۴ به دلایل مالی به استار تی‌وی منتقل شد. با این حال، به دلیل همپوشانی مکرر قسمت‌های این سریال با مسابقات لیگ یوفا در لیگ اروپا که عصرهای پنجشنبه پخش می‌شد، پس از یک فصل، قرارداد خود را فسخ و در فصل ۵ به ATV انتقال داده شد. در فصل ۶ به شبکهٔ TNT انتقال داده شد و مجدداً به دلیل تعطیلی شبکهٔ TNT، فصل‌های ۷ و ۸ از ATV پخش شد. بعداً فصل‌های ۹ و ۱۰ از کانال د پخش شد.

از زمان شروع فصل دوم سریال آشیانه‌گرگ‌ها کمین، اولین سری این مجموعه (آشیانه گرگ‌ها)، هر قسمت آن در روز پنجشنبه پخش می‌شد.

واژه‌شناسی

ویرایش
  • شورای بزرگان: یک سازمان مخفی دولتی تُرک هستند که از روز تأسیس دولت وجود دارد. این برای دولت ترکیه مفید است تا به یک قدرت منطقه ای در برابر قدرت‌های جهانی تبدیل شود.
  • آکساچلی: او عضوی از هیئت رئیسه است و شخصی است که از بین اعضا انتخاب می‌شود و ریاست کمیته را بر عهده دارد. آخرین آکساچلی، استاد است.
  • نائیپ (Naip): او مرد شماره یک و دستیار آکساچلی است. او عضو هیئت نیست.
  • کتاب قرمز: این کتابی است که شامل تمام اسرار ترکیه است. مکان اسلحه‌های مخفی، اتاق‌های مخفی، مراکز تحقیقات استراتژیک و افرادی که به هیئت وابسته هستند که نقشی اساسی در توسعه استراتژی کشور دارند، در این کتاب گنجانده شده‌است. کتاب قرمز تحت حمایت شورای بزرگان است.
  • کتاب شجره نامه: کتابی است که در آن افراد به‌خصوصی در صورت مرگ همه اعضای هیئت، هیئت جدید را تشکیل می‌دهند.
  • Guardians Rasadi: تیمی که حافظ کتاب شجره نامه هستند. هیچ‌کس نمی‌داند آنها چه کسانی هستند یا کجا هستند. کتاب شجره نامه ضروری نیست.
  • کوه خدا: این قدیمی‌ترین سنت ترک‌ها است، متوفیان را به کوه خدا فرستاده‌اند.
  • سازمان امنیت عمومی (کا.گ.ت:KGT): این یک سازمان اطلاعاتی مخفی است. این بنا توسط دوعو اشرف اوغلو تأسیس شد. اولین رئیس آن اصلان آک‌بی است. اگرچه این یک نهاد غیررسمی است اما مستقیماً در اختیار شورای بزرگان است. آخرین رئیس‌جمهور آن محسن است.
  • آژانس امنیت سایبری : تابع شورای بزرگان است. مسئول امنیت سایبری، اردم آخرین کارشناس امنیت سایبری بود. پس از مرگ وی دوباره ساخته نشد.
  • آژانس امنیت مالی : تابع شورای بزرگان است. این موسسه ای است که در جنگ های جهانی سرمایه به سود کشور کار می کند. سامی بی (آقای سامی) آخرین رئیس این موسسه بود و پس از مرگ وی مجدداً تأسیس نشد.
  • تخته سیاه : این یک تیم وابسته به شورای بزرگان است. این تیم با تیم Armageddon می جنگد. این بنا توسط کارا به دستور پولات علمدار تاسیس شد. با این حال ، هنگامی که مرگ غیرمنتظره کارا و اعضای تیم باقی مانده در سوریه توسط سازمان İEDİD کشته شدند ، تیم با دستور پولات دوباره توسط یاسین تاسیس شد و به مبارزات خود ادامه داد و IDEDID را شکست داد و آن را پراکنده کرد. آخرین رهبر آن یاسین است.
  • اوجاک‌لار (Ocaklar) : هنگامی که جنگ جهانی اول آغاز شد ، امپراتوری عثمانی استانبول را که مرکز آن بود محکم نگه داشت تا بتواند از این طریق دفاع بهتری انجام دهد و در سرزمین های روملیا و شبه جزیره عربستان دولت های جدیدی تأسیس کند. امپراتوری عثمانی از طریق معادن سنگی مستقر در این ایالت ها ، با تعداد کل ۵٢ کشور ، بر این ایالت ها سلطه داشت. کانون ها نقش اصلی را در پیروزی در جنگ استقلال ترکیه در آناتولی داشتند. این معادن سنگین موجودیت خود را در دوره جمهوری خواهان حفظ کرده و تا به امروز باقی مانده اند. پس از مرگ بابا عمر ، سوها طارق ، منشی مخفی استانبولی اوجاک‌لار ، به پولات اطلاع داد که رئیس مخفی رئیس اوجاک‌لار ، بابا عمر است و وصیت نامه مخفی خود را اعلام کرد. بابا عمر؛ وی در وصیت نامه مخفی خود خواست که رهبری اوجاک‌لار به پولات داده شود. سوها طارق به پولات اطلاع داد كه با گرفتن سر اوجاک‌لار كسی برای جنگ با دشمنان وجود ندارد ، زیرا دلیلی كه منقل علی رغم وجود آن نمی تواند اقدام مهمی انجام دهد ، اما این قابل فهم است كه پولات می تواند انجام دهد این وظیفه را با عملیات هرم انجام دهد. بنابراین ، پولات این را پذیرفت و رئیس اوجاک‌لار شد. آخرین رهبر اوجاک‌لار، پولات علمدار است.
  • شورای گرگها : قدرت برتر مافیا است. این شورا در سال ١٩٨٣ تحت سلطه محمد کاراهانلی تأسیس شد و تأثیرگذارترین سالهای آن بین سالهای ٢٠٠٣ و ٢٠٠۵ بود. این شورا در سال ٢٠٠۵ با عملیاتی که توسط نظام الدین گو ونچ به دستور معبدها و قتل لاز ضیا و سرانجام توسط پولات علمدار آغاز شد منحل شد. پس از آن ، تمپلارها به فهمی كوزوزاده ، فرزند وهاب كوزوزاده دستور دادند كه شورا را مجدداً تأسیس كنند و فهمی نیز به زودی شورا را تأسیس كرد. در این شورا ، همه اعضا توسط پولات علمدار و آخرین بارون ، فهمی کوزوزاده، توسط زینب اوعوز ، عضو سابق KGT کشته شدند.
  • زیرمجموعه امنیت ملی : نام دیگر آن زیرمجموعه امنیت عمومی است. این زیرمجموعه زیرمجموعه ای است که توسط اسکندر بویوک اداره می شود. هنگامی که اسکندر به دلیل مشکلات عمده سلامتی برکنار شد ، اونسال کمال آلنیاچیک به عنوان معاون وزیر منصوب شد و پس از مرگ وی منحل شد.
  • گلادیو: جنگ سرد این یک سازمان بزرگ دولتی عمیق است که در آن دوره تأسیس شده است. فعال ترین دوره در ترکیه بین سالهای ١٩٨٠-١٩۶٠ بود. مهمترین نمایندگان آرون فلر و بولنت فوات آراس هستند و اسكندر بویوک توسط آنها بدون اطلاع آنها مورد استفاده قرار گرفت. پس از کشته شدن آرون فلر توسط پولات علمدار ، جوزف بیل ، نماینده سیا ترکیه ، جانشین وی ، توسط موساد و شامیر هبرون ، نماینده موساد در ترکیه ، توسط پولات علمدار در شمال عراق و بعد از اعتراف کنندگان که به آنها خدمت می کردند ، کشته شدند. با پراکنده شدن ، قدرت خود را به طور کامل از دست داد و کشور ترکیه را ترک کرد.

دشمنان پولاد

ویرایش

لیست خطرناک ترین دشمنان پولاد در تمام مجموعه وادی گرگها ( کمین )

موضوع (داستان)

ویرایش

پُلات علِمدار (به ترکی استانبولی: Polat Alemdar) مأموریتی را که به او داده شده بود با موفقیت انجام داد و شورای گرگ‌ها را که در راس مافیای ترکیه بود فرو ریخت و پایان ساختار مافیایی در ترکیه را به ارمغان آورد. او پس از انجام صحیح این وظیفه، رئیس سازمان امنیت عمومی (کا.گ.ت:KGT) می‌شود و برای انجام عملیات‌های مهم از طرف دولت اقدام می‌کند. اما مأموریت جدید او عمیق‌تر و خطرناک تر است. در این ماموریت جدید، او با سازمان های تروریستی، افراد دولتی و استخباراتی مهم درگیر شده و سیستم مافیایی زیر زمینی را مورد هدف قرار می دهد.)


فصل سوم ( فصل اول کمین) : در آغاز تبرئه شدن پولاد و افرادش از حبس رخ می دهد و آنها کار جدید خود را با بررسی قتل ( چاری تروس) که یکی از تجار است شروع میکنند. آنها با چهار خانواده مهم که خاورمیانه را احاطه میکنند، روبرو می شوند و تعادل آنها را به هم میزنند. می توان گفت که مشابه فصل قبل در تلاش هستند که سیستم مافیایی را بر هم بزنند. آنها همچنین با اسکندر کبیر، افراد فاسد در سازمان امنیت و سازمان تروریستی روبرو می شوند و آنها را نابود میکنند. به مراتب در وضعیت خطرناکی قرار دارند و هیچ قدرت خاصی از آنها حمایت نمیکند.


فصل چهارم (فصل دوم کمین): در این فصل آرون فلر رییس گلادیو در ترکیه به داستان وارد می شود که خطرناک تر از اسکندر کبیر است و حتی او را زیر نظر دارد. با ورود آرون فیلر، اسکندر سعی میکند با پولاد برای از بین بردن فلر همکاری کند. در این فصل اتفاق های زیادی رخ میدهد که بیشتر آن ها به گلادیو مرتبط هستو همچنین اسکندر کبیر توسط گلادیو فلج شده و مورد سو استفاده قرار میگیرد. او از عبدالحی که حافظه خود را از دست داده برای نابود کردن پولاد و پیش بردن اهداف گلادیو استفاده میکند. فصل چهارم ( دوم کمین) با نابودی اسکندر کبیر به پایان میرسد.


فصل پنجم (فصل سوم کمین):

در فصل پنجم، پولاد توسط گلادیو خلع سلاح شده، اخراج می شود و دیگر فرد دولتی محسوب نمی شود. آنها تمام سلاح ها و قدرتشان را از دست داده و یک کارخانه قدیمی را به عنوان دفتر کار خود انتخاب میکنند. سپس پولاد تصمیم میگیرد که با مافیای زیر زمینی ترکیه کار کرده و تولید و توزیع مواد مخدر را زیر نظر بگیرد. او با ززا، دوست خود شروع به کار میکند و آن دو با هم شریک می شوند. همچنین سایز دوستان پولاد مثل بابا ممدوح، ذوالفقار و ابراهیم ولید نیز با او کار میکنند.

زمانی که ززا نا آگاهانه به انبار سیگار قاچاق که توسط افراد مهم استخبارات مدیریت می شود حمله میکند، آنها مجدد با دولت سر شاخ میشوند. پولاد و افرادش برای توافق با سلیم ( از افراد استخبارات و دوست ذو الفقار و همچنین صاحب آن انبار) پا پیش میگذارند اما سلیم آنها را تهدید میکند که از تجارت سیگار دست بکشند. سپس پولاد مجدد به یکی دیگر از انبار های آنها حمله میکند. سلیم که از این موضوع عصبانی است تصمیم به کشتن پولاد میگیرد.

پولاد نمیخواست آنها را از بین ببرد چون حالا دیگر با دولت کار نمیکرد اما برای نجات خود سلیم و همه افرادش را به تنهایی از بین برده و خود را نجات میدهد اما نمیداند که سلیم، یکی از افراد ارسوی الوبی است. ارسوی به دفتر پولاد می آید و سعی دارد با او به توافق برسد اما پولاد او را تهدید میکند.

ارسوی که نمی خواهد پولاد مزاحم او شود، اول به او هشدار میدهد، سپس پسر مماتی را از بین میبرد، بار بعد به ملاقات پدر پولاد میرود اما او را از بین نمیبرد تا پیامی برای پولاد باشد . او همچنین قبرستان را به رگبار میبندد و افراد زیادی را از بین میبرد.

در فصل پنجم تمام مبارزه با ارسوی است و در نهایت ارسوی توسط پولاد و مماتی با ضرب و شتم کشته می شود و فصل پنجم نیز به پایان میرسد.


فصل ششم:

در فصل ششم، عمده تمرکز بر کارکرد سازمان تروریستی است. همچنین رییس گلادیو نیز در همین فصل کشته می شود و پولاد، دختر خود را که پیش تر توسط آرون فلر دزدیده شده بود را پیدا میکند. سپس کارا برای اولین بار به مجموعه می آید.

فصل ششم یک تغییر عملکرد اساسی نیز دارد که مورد انتقاد واقع شده است. مثلا اختلاف موقت بین پولاد و ززا، گذشتن پولاد از خون آلپر و حمید، خائن نشان دادن آلپر که یکی از پاکترین و سالم ترین مقامات دولتی بود. با این حال فصل ششم تماما به فجایع خلق شده توسط سازمان می پردازد. تا جایی که سازمان، مماتی را در شب عروسی اش ترور میکند. با ترور مماتی سوال های جدیدی در ذهن پولاد به وجود می آید که در فصل بعدی به آن میپردازیم.

فصل هفتم:

با ترور برنامه ریزی شده ی مماتی، پولاد در میابد که سازمان به تنهایی این ترور را انجام نداده است و دست های پشت پرده ای نیز وجود دارند.

هنگامی که رییس بزرگان قصد دارد اطلاعات مهمی درباره ترور مماتی به پولاد بدهد به طرز مرموزی کشته می شود. همچنین پلیسی که مسئول برقراری امنیت مراسم عروسی بود نیز به طرز مرموزی کشته می شود.

سپس پولاد در میابد که در شورای بزرگان یک فرد خائن وجود دارد و اکنون زمان آن رسیده است که پولاد درون شورا نفوذ کند و خائن را پیدا کند.

افراد هیئت بزرگان

ویرایش

عادل اشرف اغلو فرد مهم استخباراتی و یکی از ریش سفید های هیئت بزرگان است. او افراد مهمی مثل محمد قرخانلی و اصلان آکبی را آموزش داده است و همچنین عملیات وادی گرگها را با برادر خود طرح ریزی کرده است. او نیز دوست قدیمی بابا عمر، پدر پولاد علمدار است. ابتدا پولاد به او شک میکند که به هیئت خیانت کرده باشد سپس به مخفیگاه او حمله کرده و پس از بازجویی میداند که فرد خائن، آقا عادل نبوده. سپس او را آزاد میکند اما آقا عادل بخاطر اشتباه پولاد او را به ماموریتی میفرستد که زنده برآمدن از آن، دشوار است. سپس هنگامی که توسط اعضای هیئت دستور اعدام او به دلیل نا کارآمدی صادر می شود، با توافق خودش و توسط افراد زیر دست خودش، با طناب خفه می شود.

آقا سنجر در جوانی و به همراه اصلان آکبی توسط آقا عادل آموزش دید و عملیات های زیادی را انجام داد. در جریان یکی از عملیات ها در لبنان او قادر به راه رفتن نبود. آقا سنجر یک استاد استراتژیست در هیئت بزرگان است. وی با نقشه ای که طراحی میکند، مماتی و رییس بزرگان را از بین میبرد و همچنین آقا عادل را در وضعیت دشواری قرار می دهد. هنگامی که مشخص می شود او به هیئت خیانت کرده، او را کنار میگذارند.هنگامی که در بیمارستان بستری است توسط ارکان با بالشت خفه می شود. زیرا او از ارکان برای کشتن مماتی سو استفاده کرده بود.

ارکان توسط اصلان آکبی آموزش دیده و وارد شورای بزرگان می شود. او از کسانی است که در قتل مماتی دست داشته است اما بعد از این که میداند از او سو استفاده شده، به عضوی از گروه پولاد تبدیل می شود. او توسط بمبی که پویراز منفجر میکند کشته می شود.

سمیح از افراد بزرگان و بخش مهمی از توطئه سنجر بود. سمیح به ارکان دستور قتل مماتی را می دهد. اما پس از مدتی معلوم می شود سمیح خائن است و توسط ارکان بازجویی می شود اما در همان لحظه متی آیمار به محل بازجویی حمله کرده و سمیح را نزد آقا سنجر می برد. سنجر با مخلوط کردن سم در چای او، سمیح را از بین میبرد تا افشا نشود.

یالچین بولوت در کودکی توسط بزرگان آموزش دید و برای نابودی داوود تاتاراغلو وارد شرکت او شد و تحت امر او کار کرد‌. در اوایل سریال، بولوت یکی از خطرناکترین دشمنان پولاد است و سعی میکند افراد پولاد و خود پولاد را از بین ببرد اما هر بار شکست میخورد. بعدا او و مماتی شراکت را شروع کرده و به دوستان صمیمی تبدیل می شوند. او تحت امر پولاد کار میکند و به او بسیار وفادار میماند و عملیات های مختلفی را با هم انجام میدهد. سر انجام توسط اوزجان، برادر زاده ذوالفقار که قصد داشت مماتی را از بین ببرد، مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته می شود. کشته شدن او شروع افسردگی مماتی بود.

پویراز یکی از نظامیان سابق در ارتش ترکیه است که برای شورای بزرگان کار می کند. زمانی که در عملیاتی تحت امر عادل اشرف اغلو است، یک چشم خود را از دست می دهد. پس از این اتفاق پویراز و دوستان خود، شروع میکنند به مستقل کار کردن و این اتفاق تا جایی اتفاق می افتد که پویراز به دولت خیانت می کند و توسط آقا عادل به زندانی در ازبکستان می افتد.

زمانی که سنجر قصد نابودی آقا عادل را دارد، او را از زندان آزاد کرده و بلای جان آقا عادل میکند. پویراز به شدت احساسی و البته کینه ایست که تا حد امکان تلاش میکند با پولاد دشمنی نکند. اما سنجر آن دو را به جان هم می اندازد. پویراز بر ضد پولاد عملیات های زیادی میدهد و در نهایت توسط کارا زنده به گور میکند.

افراد استخبارات (کمین)

ویرایش

اسکندر کبیر سرباز ارتش بود و سالها به عنوان نفر نظامی در ارتش فعالیت های مختلفی را از طرف دولت انجام داده و از این راه اعتبار فراوانی را نیز به دست آورده. زمانی که به دلیل فعالیت های غیر قانونی از ارتش اخراج می شود، از استانبول نیز تبعید می شود اما تعداد زیادی از افراد سازمان امنیت، بخاطر وفاداری، برای او کار میکنند. زمانی که میبیند یک سری بی نظمی در سازمان امنیت به وجود آمده، به استانبول برمیگردد تا زمام امور را در دست بگیرد. او افرادی را که برایش کار کرده اند، نزد خود فرا میخواند تا با کمک آنها دولت را در دست بگیرد. اسکندر کبیر به بزرگترین عامل گلادیو در ترکیه تبدیل می شود. در واقع او دشمن گلادیو است اما گلادیو سال ها او را فریب داده و کنترل کرده به همین دلیل عملیات های گلادیو را غیر مستقیم رهبری میکند. او بر علیه پولاد علمدار عملیات های بسیار زیادی از دست میدهد و پولاد، مماتی و تونجای را به بدترین شکل شکنجه میکند، افراد نزدیک پولاد را از بین میبرد، خانه ی برادر پولاد علمدار را به آتش میکشد، همسر پولاد را از بین میبرد.

می توان گفت که خطرناکترین و بدترین دشمن پولاد در تمام مجموعه است و تنها کسی است که پولاد را به شکل وحشتناکی شکنجه میکند پولاد به دلیل خیانت او به وطن و کشتن همسرش،او را به دار می آویزد تا او را حقیر جلوه دهد.

اسکندر و پولاد علارغم دشمنی خود، نقاط مشترکی نیز دارند. به عنوان مثال آن دو بسیار وطن پرست هستند و به وطن خود خدمت های زیادی کرده اند اما با ایدئولوژی های مختلفی از سمت دولت تربیت شده اند و این دلیل دشمنی آنان است.


ارسوی الوبی ( ارسوی آقا زاده) یک نام مشهور در بین افراد اطلاعاتی که سالها در عراق مسئولیت های نظامی بسیار سنگینی را از سر گذرانده است. ارسوی این گونه معرفی میشود که افراد دولت، تروریست ها، قاچاقچیان، خلافکاران و افراد استخبارات، همه و همه زیر دست او کار میکنند. او در هر جای دولت نفوذ و احترام بسیار زیادی دارد و بسیار مورد احترام است. در زمان های گذشته، اسکندر کبیر، ارسوی را در کوه، نزد تروریست ها میفرستد تا کشته شود اما او هر بار موفق می شود و زنده میماند و در این درگیری پسر خود را از دست میدهد. او سپس این اتفاق را فراموش کرده و با افرادش، برای مدیریت امور و به دست آوردن پول بیشتر سیگار قاچاق میکند.در اولین بار که با پولاد ملاقات میکنند آن دو با هم به تفاهم نمیرسند. ارسوی که نمیخواهد پولاد مزاحمش شود، پسر مماتی را از بین میبرد. او سپس به قبرستان حمله کرده و افراد زیادی را میکشد. او نیز مادر پولاد را زخمی کرده و به افراد مهم دولت حمله میکند. سر انجام پس از بازجویی توسط پولاد و مماتی از بالای ساختمان به پایین پرت میشود.

ارسوی به عنوان یک شخصیت بی رحم و روانپریش معرفی میشود. به دلیل اتفاقاتی که برایش افتاده است او هر کسی را که سر راهش قرار بگیرد از بین برده و در عین حال با دوستان خود بسیار مودب و قابل احترام برخورد میکند.

حمید او دوست دوران کودکی عبدالحی است. وقتی که بزرگ می شود فریب خورده و وارد سازمان می شود. بعدا به عنوان اعتراف کننده از سازمان خارج شده و با ارسوی همکاری میکند. او قدرت بسیار زیاد و افراد زیادی نیز دارد و به سادگی می تواند هر کسی را از بین ببرد. ارسوی به همین دلیل حمید را به استانبول دعوت کرده که پولاد و افرادش را نابود کند.

حمید ابتدا با عبدالحی ملاقات میکند و از آنها میخواهد که با ارسوی الوبی توافق کنند و در فکر انتقام گرفتن نباشند. حتی او خود را واسطه قرار میدهد که پولاد و ارسوی با هم ملاقات کنند.

اما تلاش های حمید نتیجه نمیدهد و آنها با هم ملاقات نمیکنند. سر انجام حمید، در کنار ارسوی قرار گرفته و به او وفادار میماند و با پولاد دشمن می شود. عبدالحی چند بار جان او را نجات میدهد تا این که پس از مرگ ارسوی حمید با پولاد همکاری میکند. انها توافق میکنند که یک سری عملیاتی را که به دستور دولت انجام داده اند، افشا کنند و مکان پنهان سازی اجسادی را که کشته اند لو میدهد.

در حالی که حمید توسط افراد پلیس و پولاد به شدت حفاظت میشد، توسط کارا کشته می شود. زیرا اگر حمید با دولت همکاری میکرد، کارا و کاشف اغلو نیز با مشکل مواجه میشدند.


کاظم کاشف اغلو مامور اطلاعاتی سابق که با ارسوی همکاری میکند. بعد از مرگ ارسوی او به کارا پناه میبرد و هنگامی که در زندان است، با تزریق امپول سمی توسط کارا کشته می شود.

اقا متی که در سابق رییس پلیس بود، بخاطر اقدامات غیر قانونی به زندان میرود. پس از در آمدن از زندان، در تلاش است که اعتبار از دست رفته خود را به دست آورد. بزرگترین عامل موفقیت او نفوذ داشتن در سازمان تروریستی و لایه های عمیق دولتی است و همین امر باعث شده که عملیات های زیادی را از طرف دولت انجام دهد. در ابتدا با پولاد علمدار کنار نمی آید و چندین بار سعی میکند پولاد را توسط سازمان از بین ببرد اما به زودی آن ها با هم دوست می شوند. او به عنوان نائب آکساچلی (رییس بزرگان) معرفی شده و وقتی در میابد که آکساچلی خائن است، شروع به همکاری با تیم پولاد علمدار میکند. او در حمله پویراز برای دستگیری آقا عادل کشته می شود.

متی آیمار از افراد اطلاعاتی که است که با سازمان سیا کار میکند و هنگامی که قلم یک سری افراد شکسته می شود به ترکیه برمیگردد. متی که تشنه قدرت و پول است، عملیات هایی که بر ضد پولاد علمدار طرح ریزی می شود را رهبری میکند. او در ابتدا برای بزرگان کار کرده سپس برای تمپلار ها کار میکند. بزرگترین دشمن او، هم نامش، آقا متی است و با او جر و بحث های زیادی دارد و همچنین به مادر خود بسیار وفادار است. پولاد به این دلیل که متی آیمار در گذشته به وطن خود خدمت کرده است، به او شانس زنده ماندن می دهد اما متی آیمار سمت قدرت بیشتر می رود و در نهایت توسط پولاد علمدار با شلیک یک گلوله به قلب کشته می شود.

اونصال کمال در ابتدا به عنوان معاون استخبارات شروع به کار میکند. او با پولاد برای نابودی اسکندر همکاری میکند اما پس از مدتی مشخص می شود که او برای گلادیو کار میکند. هنگامی که خیانت او مشخص میشود پولاد او را از بین نمیبرد زیرا میخواهد از طریق او، به رییس گلادیو برسد. اما پس از این توسط پولاد گردنش شکسته شده و میمیرد.

کارا از افرادی است که توسط دولت به درون سازمان تروریستی نفوذ کرده بود. سپس بعد از انجام وظیفه خود، با دولت توافق میکند و مانند یک فردی که مرده، به زندگی خود ادامه می دهد. تنها کسی که میداند او زنده است، پسرش است. در فصل ششم و پس از مرگ ارسوی الوبی، در سریال ظاهر میشود. ابتدا در تلاش است کسانی که برای او خطرساز هستند را از میان بردارد. در این بین، او افرادی را مانند آلپر، حمید و کاشف اغلو را از میان برمیدارد. سپس در میابد که دولت به او نیاز دارد و باید سکوت ۱۵ ساله خود را شکسته و باز به میدان نبرد برگردد.

در ابتدا با پولاد علمدار ملاقات میکند و پولاد از او درباره کشتن افرادش میپرسد و کارا به پولاد جواب میدهد. این که چرا پولاد انتقام کشته شدن دوستانش، آلپر و حمید را از کارا نمیگیرد، نامعلوم است و با او توافق میکند.

کارا و پولاد به دوستانی بسیار خوب و نزدیک تبدیل می شوند و عملیات های بسیار زیادی را انجام میدهند. کارا در سازمان نیز افراد زیادی را دارد و این برای پیش برد اهداف پولاد عملدار نیز، ضروری است. او حتی یک گروه نظامی تحت عنوان تخته سیاه را به دستور پولاد برای عملیات نظامی آموزش می دهد.

در فصل های پایانی وادی گرگها کارا و افرادش که با یک گروه تروریستی در حال مبارزه هستند، اسیر میشوند و کارا توسط آقای کی به بیماری ابولا مبتلا می شود و به گروه نظامی خود، تخته سیاه، دستور میدهد که او را تیرباران کنند زیرا او نمیخواهد که دشمن او را از بین ببرد و ترجیح میدهد که توسط دوستان خود کشته شود.

افراد سازمان (کمین)

ویرایش

مورو رییس سازمان تروریستی در استانبول که در همان ابتدا با پولاد دشمن میشود و عملیات های زیادی را بر علیه او انجام میدهد. اما پس از مدتی که به نظام فاسد در سازمان پی میبرد به پولاد در نابودی رییس فعلی سازمان کمک میکند و آنها شروع به همکاری میکنند. مورو و پولاد همچنین در نابودی اشخاص مشهور مانند اسکندر کبیر و جاوید اقارصو نیز همکاری میکنند.

مورو هنگامی که میخواهد انتقام افراد خود را از جواد آقارصو ( برادر جاوید اقارصو) بگیرد، توسط افراد جواد دستگیر شده و سپس به او یک ماده روانگردان تزریق میکنند تا عقل خود را از دست بدهد.آرون فلر، رییس گلادیو او را به کافه ای که سربازان درون آن هستند میبرد و سپس بمبی که به مورو متصل بود، منفجر می شود و مورو و سربازان درون آن کافه کشته می شوند.

شخصیت کمدی مورو و افرادش، صحنه های خنده آور زیادی را در مجموعه خلق میکند در عین حال که صحنه مرگ مورو و افرادش از غم انگیز ترین صحنه های کل سری وادی گرگهاست.

شاهمران او رییس کل سازمان تروریسی است. فردی خشن و بی رحم است که با پولاد دشمنی میکند. در چندین عملیات عمدتا در شمال عراق، او و پولاد با هم روبرو میشوند. سپس در آخرین عملیات آنها شاهمران دستگیر شده و پس از بازجویی توسط پولاد به دار آویخته می شود.

لاله زارا رییس جدید سازمان در استانبول. او زنی صلح طلب است که کمابیش، با پولاد و افرادش رابطه چندان بدی ندارد. سر انجام توسط افراد سنجر برای به تاخیر انداختن مذاکرات کشته می شود.

جمال یکی از افراد بانفوذ سازمان که دوست ززا و کارا است. کارا از او برای داشتن اشراف در سازمان استفاده میکند ولی وفاداری جمال به سازمان بیشتر شده و دستور ترور مماتی را به یکی از افراد سازمان میدهد.

بعد از دانستن این موضوع، پولاد به جمال حمله کرده و قصد بازجویی از او را دارد که جمال توسط یک تک تیرانداز که از افراد ارکان بود، کشته می شود تا رازی را فاش نسازد.

مافیای زیرزمینی (کمین)

ویرایش

شرف زازا اوغلو او به نام دایی ززا نیز شناخته می شود و از مافیا های ترکیه است که به شکل زیر زمینی فعالیت میکند. او اصالتا از کرد های اهل ززا است و به همین دلیل در سازمان و در بین افراد دولتی مانند اسکندر کبیر، نفوذ زیادی دارد.

زمانی در حال همکاری با اسکندر به جرم قاچاق مواد مخدر به زندان میرود و به ۲۵ سال حبس محکوم می شود. سپس توسط اسکندر از زندان آزاد میشود. ززا دوست ندارد اسکندر را ملاقات کند اما به دلیل وفاداری به او، در کنارش میماند. یکی از بزرگترین نقاط قوت ززا نفوذ داشتن او در کوچه و خیابان است. به دلیل داشتن افراد زیاد، او از هر اتفاقی که در کوچه و خیابان می افتد آگاهی کامل دارد و حتی توانایی کنترلنبو وضعیت کوچه و خیابان را هم دارد.

بعد از مرگ اسکندر کبیر، ززا و پولاد علمدار دشمنی خود را رها کرده و با هم دوست میشوند. آنها همچنین با هم تجارت سیگار را انجام میدهند و به دوستانی بسیار خوب تبدیل میشوند.

اما بعدا ززا دیوانه می شود و بر ضد پولاد کارهایی را انجام میدهد. درست زمانی که پولاد قصد شلیک به ززا داشت، کارا به پولاد زنگ زده و او را از کشتن ززا منصرف میکند. بعد از آن اتفاق، ززا و پولاد با هم آشتی میکنند و دوباره دوست میشوند.

سر انجام ززا توسط یکی از افراد سازمان، در درگیری کشته می شود.

او به عنوان کسی که شخصیت کمدی و بسیار با مزه ای دارد شناخته میشود. بزرگترین نقطه ضعف او در زندگی، افرادش(جوهر و امداد) هستند. او حاضر است بخاطر آسیب نرسیدن به آنها هر کاری را حتی خلاف میل خود انجام دهد. ززا شخصیتی لجباز، پول دوست اما بسیار وفادار دارد. وفاداری او به پولاد، مماتی و سایر دوستانش تا جایی زیاد است که حتی قبول میکند با ارسوی توافق نکند و در کنار دوستانش به مبارزه ادامه دهد زیرا ارسوی قصد داشت دوستانش را از بین ببرد.


امداد زازا اوغلو خواهر زاده دایی ززا و رییس دوم مافیای ززا اوغلو است که جانشین دایی ززا به حساب می آید. او شخصیتی بسیار بامزه دارد و در کنار پوساط چاکر با هم زیر دست پولاد علمدار کار میکنند. در جریان حمله پویراز برای کشتن آقا عادل، او به شدت مجروح می شود اما سلامتی خود را دوباره به دست می آورد.

هنگامی که گروه ارمگدون به قبرستان حمله میکند، امداد مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته می شود.

همواره طرفداران سریال از کشته شدن امداد در مجموعه ناراحت هستند و اعتراضاتی را به کارگردان و فیلمنامه نویس وارد میکنند.

آقا عزت آقا عزت سیگار قاچاق میکند. زمانی که پولاد از وظیفه دولتی اخراج می شود، شروع به کار با مافیای زیر زمینی میکند. سپس با آقا عزت صحبت میکند و آنها با هم شریک میشوند و سیگار قاچاق میکنند. رابطه آن دو خوب است تا زمانی که یکی از کشتی های عزت، پولاد علمدار را در دریا پیدا کرده و او را نجات میدهد. عزت میخواهد پولاد را به اسراییلی ها فروخته و پول زیادی به دست بیاورد اما پولاد فرار میکند. او سپس همسر و نوزاد پولاد را گروگان میگیرد و در جریان فرار آنها، نوزاد پولاد کشته می شود. سپس پولاد به عزت حمله کرده و او را زنده به گور میکند.

آقا یاشار از اعضای مافیای زیر زمینی که تحت پوشش کارخانه لوازم شوینده، یکی از بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر است. رابطه او همیشه با پولاد سرد است اما آن دو با هم رابطه خود را تا مدت زیادی حفظ می کنند. یاشار برای این که انتقام پسر خود را بگیرد، به یکی از افراد سازمان پول زیادی میدهد تا مماتی را از بین ببرد. پس از پی بردن به این موضوع توسط پولاد، پولاد به او در دریا حمله کرده و سر او را به وسیله پروانه موتور قایق از تن جدا میکند.

ذوالفقار از دوستان مماتی، ززا و پولاد است. او همچنین محافظ علوی های ترکیه است و آبرو و اعتبار زیادی دارد. او بهترین دوست پولاد است. سپس در زمانی که مشغول محافظت از دفتر پولاد است، توسط تیم نظامی مارکوس کشته می شود.

اوزجان برادر زاده ذوالفقار است که در آغاز با مماتی دشمنی میکند. زمانی که میخواهد مماتی را با افراد سازمان ازبین ببرد، اشتباهی یالچین بولوت را از بین میبرد اما پس از آن پشیمان شده و مماتی او را میبخشد. همچنین به عنوان دست راست مماتی کار میکند. زمانی که حمید به ذوالفقار حمله کرد، دست اوزجان را نیز با ساطور قطع کرد و بعد از آن اوزجان خودکشی میکند و به زندگی خود پایان می دهد.

جواد اقارصو و به طور کلی، خانواده اقارصو از خانواده های مهم در ترکیه محسوب می شوند که در دولت علی الخصوص در بین پلیس، نفوذ زیادی دارند. جواد اقارصو در اصل، از افراد گلادیو و همچنین اسراییل است و از این طریق به یکی از خطرناکترین دشمن پولاد تبدیل می شود. جنون او در زنده زنده سوزاندن افراد است که شخصیتی خشن و بسیار بی رحم به او داده است. او ابتدا توسط مماتی سوزانده می شود و سپس نجات میابد و به فکر انتقام گرفتن از مماتی می باشد. اما درست در لحظه ای که میخواست مماتی را آتش بزند توسط پولاد گرفتار شده و فرار می کند. مماتی او را تعقیب کرده و با شلیک یک خشاب گلوله او را از بین میبرد و سپس او را دفن میکند تا جسدش پیدا نشود. جواد اقارصو شخصیتی کمدی، انتقام جو، بی رحم و ترسو دارد و یکی از خطرناکترین دشمنان پولاد به حساب می آید‌.

پانویس

ویرایش

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Kurtlar Vadisi Pusu». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای ترکی استانبولی، بازبینی‌شده در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۱.