اسم مشتق یکی از چهار گروه واژگان فارسی از نظر ساختاری است.[۱] این اسم‌ها از دو یا چند جزء تشکیل شده که دست کم یک جزء آن معنای مستقل دارد. یعنی پسوند یا میانوند و یا پیشوند می‌باشد. مشتق‌ها از افزون وند به اسم و گاهی بن فعل ساخته می‌شوند و معنایی جداگانه و مستقل به وجود می‌آورند. همانند باغبانی و بارانی.[۲]

برخی وندهای مشتق ساز عبارتند از: زار (گلزار)، گاه (کارگاه)، دان (گلدان)، ـَک (پیچک)، ـِه (ـه/ه=e)(گردنه) یا (دسته)، ـِش (گردش)، ار (خریدار)، بان (باغبان)، چه (باغچه) و ی (نیکی). ی نکره و نشانه‌های جمع مشتق ساز نیستند.

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. زبان فارسی، کتاب درسی سال اول متوسطه، وزارت آموزش و پرورش-دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۹درس دوازدهم:گروه اسمی، ص ۶۱
  2. زبان فارسی، کتاب درسی سال اول متوسطه، وزارت آموزش و پرورش-دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۹درس دوازدهم:گروه اسمی، ص ۶۲
  • لغت نامه دهخدا. دکتر محمد علی پور مشهد امامت چاپ دوم ۱۳۷۸.
    • دستور زبان فارسی، دکتر تقی وحیدیان کامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۳.
  • دستور مفصل امروز، دکتر خسرو فرشیدورد، تهران، انتشارات سخن، چاپ اول، ۱۳۸۲.
  • لغت‌نامه دهخدا
  • فرهنگ معین