جرجان

شهری باستانی در شمال ایران

گرگان قدیم که در منابع یونانی هیرکانیا، در فارسی باستان ورکانه و در عربی جرجان نامیده می‌شده، سرزمینی باستانی در ناحیهٔ جنوب شرقی دریای مازندران، و کمابیش منطبق با استان گلستان امروزی بوده‌است. از جرجان هم به عنوان یک سرزمین و هم به عنوان یک شهر نام برده‌اند و حدود آن در دوره‌های تاریخی متغیر است. گاه جزئی از ولایت طبرستان معرفی شده و گاه دَهستان را جزئی از آن دانسته‌اند. مرکز این ولایت در شهرستان گنبد کاووس قرار داشت که یحتمل در حملات اقوام ترک‌تبار نابود شده‌است. بعدها، از ۱۲ آذر ۱۳۰۹ به دستور رضا شاه پهلوی، ناحیهٔ استرآباد پیشین به شهرستان گرگان تغییر نام داد، که باعث ایجاد اختلالاتی در تاریخ‌نگاری گردید.

هیرکانی یا ورکانه؛ پیش از اسلامویرایش

 
نقشهٔ شاهنشاهی هخامنشی اثر ویلیام شپرد که در آن سرزمین هیرکانی مشخص شده.

هیرکانیه در جنوب شرقی دریای مازندران که با نام‌های مختلفی مانند ورکانه، هیرکانیه، طبرستان و گرگان از آن در تاریخ یاد شده‌است، یکی از سرزمین‌های مهم و کلیدی در دوره هخامنشیان بود.[۱] به گفته محمدتقی ایمان‌پور و طهمورث مهرابی، مورخان معاصر، به هیرکانیه، مازندران نیز می‌گفتند که به معنای خانه دیوهای بد است، که در اوستا بارها به آن‌ها اشاره شده‌است.[۲]

در سال‌های ۵۴۹ تا ۵۴۸ پیش از میلاد سرزمین‌های پارت، ولایت گرگان و احتمالاً ارمنستان توسط کوروش بزرگ تسخیر می‌گردد.[۳] نام گرگان در کتیبهٔ داریوش در بیستون به شکل وَرْکانْ یا وَرْکانه، و در وندیداد به صورت وِهْرْکانَه آمده‌است. صورت فارسی گرگان مقتبس از اروپایی آن، هیرکانی یا هیرکانیا یا هیرکانیه است. هیرکانی در اوایل شاهنشاهی هخامنشیان جزو سرزمین ماد بود و بعدها جزو متصرفات شاهنشاهی هخامنشی شد. جغرافی‌نویسان یونانی پس از دورهٔ رونق حوزهٔ علمی اسکندریه، اصطلاح دریای هیرکانی را به‌جای دریای خزر که هرودوت آن را مصطلح کرده بود به‌کار برده‌اند.

در اوایل دورهٔ اشکانیان، اهالی هیرکانی به صورت قومی مستقل درآمدند، به‌طوری‌که مهرداد اول اشکانی پس از جنگ داخلی به سوی هیرکانی شتافت. احتمالاً در ۵۸ میلادی جانشینان گودرز اشکانی (فرزند گیو) در هیرکانی فرمانروایی می‌کردند و قلمرو آنان از مغرب تا کومس (قومس) و از جنوب تا منطقهٔ سکاهای سیستان گسترده بود. در دورهٔ اشکانیان، هیرکانی از پارت منتزع شد و استقلال یافت و سفرایی نزد قیصر روم فرستاد و بلاش اول ناگزیر، استقلال هیرکانی را به‌رسمیت شناخت.

اردشیر بابکان، نخستین شاه ساسانی برای رفتن به بلخ وارد ولایت ورکانه شد. ورکانه در این زمان از مواضع دفاعی ایرانیان در برابر هجوم اقوام وحشی بوده‌است. چند تن از پادشاهان ساسانی در آنجا دیوارهای بزرگی در برابر یورش قبایل وحشی بنا کردند که نمونهٔ آن دیواری به طول پنجاه فرسنگ در ناحیهٔ صول (احتمالاً دَهستان) بوده‌است که پیروز اول ساسانی آن را ساخت. پس از او کَواذ (قباد اول) نیز چنین کرد. خسرو اول چون به پادشاهی رسید در ناحیهٔ صول، در شمال ورکانه، شهرها، قلعه‌ها، باروها و بناهای بسیاری از سنگ ساخت.

جرجان؛ در دوره اسلامیویرایش

در دورهٔ اسلامی، پس از فتح نهاوند، گرگان در زمان عمر خلیفه دوم، به دست سُوَید بن مُقَرِّن گشوده شد و فرمانروای گرگان با پرداخت دویست هزار درهم صلح را پذیرفت. اما در ۹۸ هجری بر اثر شورش اهالی جرجان، به نوشتهٔ محمد بن جریر طبری، یزید بن مهلّب سوگند خورد که با خون اهالی گرگان آسیاب بگرداند و جَهْم بن زَحْر بن قیس جُعْفی را مأمور حمله به گرگان کرد. به نوشتهٔ بلاذری، جهم پس از کشتار بسیار، بر مردم شهر جزیه و خراج وضع کرد و رفتاری سخت با ایشان در پیش گرفت. به نوشتهٔ سهمی مؤلف تاریخ گرگان، یزید بن مهلّب پس از گشودن شهر گرگان، بارویی گرداگرد آن ساخت و طرح بنای چهل مسجد را ریخت و مسجدی به نام خود ساخت. وی همچنین نوشته‌است که در ۱۴۲ هارون الرشید و در ۲۰۳ مأمون همراه با رضا وارد شهر گرگان شدند. به نوشتهٔ ابن اسفندیار، در ۳۱۰ شهر گرگان یا جرجان، دارالملک ابوالحسین پسر ناصر کبیر (حسن اُطروش)، از سادات علویان طبرستان بود.

در دوران زیاریان جرجان شهر مهمی به حساب می‌آمد. پس از آن که مرداویج زیاری درگذشت، قلمرو امیران بعدی این سلسله محدود شد و وشمگیر زیاری و فرزندانش در جرجان به حکومت بر طبرستان، قومس و دیلم می‌پرداختند. در حدودالعالم آمده‌است: «گرگان شهری است مر او را ناحیتی بزرگ است و سوادی خرم و کشت و برز بسیار و نعمت فراخ [دارد] و سرحد میان دیلمان و خراسان… شهر به دو نیم است، شهرستان است و بکرآباد، و رود گرگانرود کز طوس برود، به میان این هر دو نیمه بگذرد…». ابودلف خزرجی در ۳۴۱ از گرگان بازدید کرده و آن را شهری زیبا در کنار رود بزرگی میان کوه و دشت و خشکی و دریا وصف کرده‌است و می‌گوید: «در آنجا خرما، ترنج و زیتون و گردو و نیشکر و انار می‌روید و ابریشم بسیار عالی تولید می‌شود و سنگ‌های قیمتی دارد».

 
ولایت گرگان در نقشه خلافت عباسی اثر پرسی سایکس.

مقدسی نیز در قرن چهارم شهر گرگان را با بازارها و کاروانسراهای زیبا وصف کرده و از محصولات آن نارنج و ترنج و عناب و خربزه و انجیر و خرما و زیتون و انار و حلوای نیکو را برشمرده و از ماهی شگفت‌انگیز و خوشمزهٔ آن یاد کرده‌است. مسجد آن را زیبا و دارای دکان (نیمکت و کرسی سنگی یا آجری) و منبر یافته که خطیب حنفی‌مذهب دارد. او قسمت دوم شهر را بَکْرآباد نوشته‌است که به شهر چسبیده و میان این قسمت نهری با پل‌ها قرار دارد و گورستان بزرگی در پشت نهر دیده می‌شود. ابن اسفندیار بنای شهر را به «گرگین میلاد» نسبت می‌دهد. مساحت آن چهار فرسنگ و مدت‌ها نشست‌گاه مرزبانان طبرستان بوده‌است. حمداللّه مستوفی بنای شهر را به نبیره سلطان ملکشاه نسبت می‌دهد، اما ظاهراً شهر در دورهٔ سلجوقی بازسازی شده‌است. همچنین به نوشتهٔ حمدالله مستوفی (نیمه اول قرن هشتم)، جمعیت شهر گرگان در زمان آل بویه (۳۲۰–۴۵۴) بر اثر وبا و جنگ، نقصان فاحش یافت و در عهد مغول، مردم آن قتل‌عام شدند. به گفتهٔ وی، مردم گرگان اندک و شیعه مذهب بودند. وی دور باروی آن را هفت هزار گام می‌نویسد و از مزار اکابر آنجا از تربت محمد بن جعفر صادق، مشهور به گور سرخ، نام می‌برد.

به نوشتهٔ یعقوبی در اواخر قرن سوم، خراج ولایت گرگان به ده میلیون درهم می‌رسید. جرجان به تصرف طغرل، سلطان سلجوقیان، درآمد. در حملهٔ مغول‌ها، ولایت جرجان به دست آنان افتاد و اهالی آن قتل‌عام شدند. در ۷۳۸ ولایت‌های گرگان و خراسان تحت اطاعت طغاتیمور از نواده‌های برادر چنگیز خان بود. پس از به قتل رسیدن طغاتیمور در ۷۵۴، گرگان به‌طور موقت به دست سربداران افتاد، اما طایفهٔ طغاتیمور و فرزندان او تا ۸۱۲ در جرجان و حوالی آن حکومت داشتند. در ۸۲۲ در دورهٔ تیموریان، ولایت جرجان محل رفت‌وآمد و از مراکز قشلاق مغولان بود.

نام ولایت گرگان (گنبد کاووس فعلی) تا دورهٔ صفویه در منابع دیده می‌شود و ظاهراً یکی از تقسیمات کشوری در این دوره بوده‌است، به‌طوری‌که در سال دوازدهم جلوس شاه عباس بزرگ حکومت ولایت گرگان به فرهاد خان، حاکم مازندران تفویض شد. پس از ورود اقوام عشایر و بیابان‌گرد ترک‌تبار به منطقه، تدریجاً برخی از شهرهای منطقه برای همیشه نابود شدند و به جای آن اقوام ترکمن و ترک، در گرگان ساکن شده و به مرور شهرهایی ایجاد کردند. ایل قاجار یکی از اقوام ترکی بودند که در گرگان و شهر استرآباد قدرتمند گردیدند و آغا محمدخان قاجار از این شهر رشد و نمو خود را آغاز کرده و دودمان قاجاریه را پایه گذاشت. در زمان ناصرالدین شاه، شهر استرآباد (گرگان فعلی) در ولایت گرگان، مشهور بود و از لحاظ تجاری از شهرهای مهم آن ولایت به‌شمار می‌آمد و خلیج گرگان محل رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری روس بود.

شهر گرگان بر اثر جنگ‌های ویرانگر، هجوم اقوام ترک‌تبار و زمین‌لرزه‌ها تخریب شد. به‌نوشتهٔ امبرسز و ملویل، از زمین‌لرزه‌های بزرگ آن، زلزله ۸۷۴ بود که بر اثر آن دو هزار تن از سربازانی که در گرگان پناه گرفته بودند درگذشتند و بسیاری از اهالی شهر به بغداد کوچ کردند. در ۹۰۳ زمین‌لرزهٔ دیگری باعث فروریختن بیشتر خانه‌ها در گرگان شد و هزاران تن از ساکنان شهر جان باختند.[۴] سرانجام اهالی گرگان به حدود سه کیلومتری شهر که مکان مناسبی در کنار مقبرهٔ کاووس پسر وشمگیر یا همان گنبد کاووس بود، مهاجرت کردند. این آبادی به تدریج گسترش یافت و در اواسط دورهٔ رضاشاه، شهر گنبد قابوس (گنبد کاووس کنونی) جانشین شهر گرگان شد.

از مردان نامی گرگان باید از ابوسعید جرجانی، ریاضیدان و ستاره‌شناس قرن سوم؛ ابوالحسن علی‌بن عبدالعزیز جرجانی، قاضی و ادیب قرن چهارم؛ ابوبکر عبدالقاهر جرجانی، ادیب و نحوی قرن پنجم؛ فخرالدین اسعد گرگانی، شاعر بزرگ قرن پنجم؛ ابوالحسن بن محمد لامعی گرگانی، شاعر قرن پنجم؛ اسماعیل بن حسین گرگانی، از پزشکان مشهور قرن ششم؛ و میر سید شریف جرجانی، عالم و متکلم و ادیب قرن هشتم و نهم نام برد.

محوطهٔ باستانی گرگانویرایش

 
بقایای شهر باستانی جرجان در نزدیکی گنبد کاووس کنونی.

محوطهٔ باستانی گرگان در سه کیلومتری مغرب گنبد کاووس کنونی قرار دارد. بنا بر گزارش‌های موجود، ترکمانان محلی در ۱۳۲۹ شمسی آثار تاریخی گرگان را پیدا کردند و تا ۱۳۴۵ از مصالح آن برای احداث بناهای جدید روستاییان استفاده می‌شد. بخشی از محوطه نیز زمین کشاورزی گردید. امروزه از ۱۲۰۰ هکتار مساحت شهر گرگان، ویرانه‌هایی در حدود ۱۵۰ هکتار به جای‌مانده‌است.[۵]

کاوش‌های علمی در ۱۳۵۰ آغاز شد و تا ۱۳۵۷ ادامه یافت. از مجموعهٔ آثار به دست آمده چنین برمی‌آید که شهر گرگان دارای دیوار یا حصارهای داخلی و خارجی و خندقی میان آن‌ها بوده و ارگ شش‌ضلعی آن در قسمت مرکزی شهر قرار داشته‌است. بناهای مذهبی، دولتی و همچنین کارگاه‌های صنعتی شهر در میان و اطراف ارگ بوده‌اند. خیابان‌های متعددی نیز در حفاری‌ها از زیر خاک بیرون آمد. این خیابان‌ها، با طرح شبکه‌بندی، از شمال به جنوب و از مشرق به مغرب امتداد داشته و تقریباً تمامی شهر را در بر می‌گرفته‌است. خیابان شمالی جنوبی، متعلق به دورهٔ سامانی بوده که در دورهٔ سلجوقی بازسازی شده‌است و آثار ساختمانی متعددی در طرفین آن دیده می‌شود.

در این کاوش‌ها بقایای چند اثر ساختمانی از دورهٔ سامانی و سلجوقی، با اتاق‌ها، چاه‌های متعدد، آبراهه و حوض‌های آجری و نیز مسجدی از دورهٔ سلجوقی با طرحی چهار ایوانی و اتاق‌های متعدد یافته شده‌است. در این کاوش‌ها تعداد زیادی ظرف و اشیای سفالی، آبگینه، سکه، مصنوعات فلزی، کاشی و اشیای استخوانی که قدمت برخی از آن‌ها به دو تا سه هزار سال پیش از میلاد می‌رسد یافته شده‌است.

سفال‌های متعلق به شش دورهٔ تاریخی در این محوطه کشف شده‌است که عبارت‌اند از: دورهٔ ساسانی، اوایل اسلام تا اواخر دورهٔ سامانی، دورهٔ سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، و تیموری تا صفوی. تنوع طرح و نقش و رنگ و لعاب، حاکی از تکامل هنر سفال‌سازی گرگان در این دوره‌ها و نشان‌دهندهٔ مناسباتِ این مرکز با مراکزی مانند ساری، آمل، نیشابور و سمرقند است. زیباترین و بزرگ‌ترین گروه سفالینه‌های کشف شده در جرجان که به اشیای زرین‌فام معروف و با ظروف زرین‌فام کاشان و ری قابل مقایسه‌اند، مشخصاً به قرن ششم و هفتم تعلق دارند.

صولویرایش

به حاکمان جرجان صول می گفتند. حمزه اصفهانی مورخ قرن سوم در شرح دیوان ابونواس می گوید:[۶]

شاهنشاهان ایران روا می‌داشتند که هر یک از شاهان اطراف خود را به نامی که بدان مشهورست بخوانند و مثلا هر که را که شاه بامیان بود شیر می‌گفتند و هر که را شاه مرو بود کنارنگ می‌گفتند و شاه دماوند را مصمغان و شاه گرگان را صول (چول) و شاه طبرستان را بدشخواگرشاه و شاه اسروشنه را افشین و شاه سغد و فرغانه را اخشید می گفتند و می گفتند: اخشید سغد و اخشید فرغانه و شیر بامیان و کنارنگ مرو و افشین اسروشنه.

زبان جرجانویرایش

مقدسی در قرن چهارم می‌نویسد: زبان مردم گرگان و قومس با هم قرابت دارد و مردم آنجا «ه» را زیاد به کار می‌برند و می‌گویند «هاکن» و «هاده» و زبان مردم طبرستان بدان نزدیک است مگر آنکه در آن عجله و شتابناکی هست.[۷] دانشنامه ایرانیکا گویش گرگانی را گویشی از زبان مازندرانی یا گویشی بسیار نزدیک به آن می‌داند.[۸] بسیاری از نوشته‌های حروفیان به این گویش بوده‌است.[۹]

پانوشت‌هاویرایش

  1. ایمان‌پور، محمدتقی؛ مهرابی، طهمورث. «محدوده جغرافیایی و جایگاه سیاسی هیرکانیه در دوره هخامنشیان». پرتال جامع علوم انسانی.
  2. ایمان‌پور، محمدتقی؛ مهرابی، طهمورث. «محدوده جغرافیایی و جایگاه سیاسی هیرکانیه در دوره هخامنشیان». پرتال جامع علوم انسانی.
  3. c. 708 Deioces founds Median Kingdom with its capital in Ecbatana. iranicaonline.org
  4. تاریخ زمین‌لرزه‌های ایران، امبرسز و ملویل، ترجمهٔ ابوالحسن رده، ص ۱۳۴
  5. محمدیوسف کیانی، «گزارش مقدماتی کاوشهای جرجان»، در گزارش‌های سومین مجمع سالانه کاوش‌ها و پژوهش‌های باستانشناسی در ایران، ۱۳۵۴
  6. نفیسی، سعید (۱۳۸۷). بابک حقایق، ویراستار. تاریخ تمدن ایران ساسانی. شرکت مطالعه و نشر کتاب پارسه. ص. ۲۹۳.
  7. عمادی حائری، محمد (۱۳۸۸). «تفسیر کتاب الله، ابوالفضل بن شهردویر دیلمی ـ مقدمه نسخه برگردان». مرکز پژوهش کتابخانه: ۱۳–۱۴.
  8. GORGĀNI DIALECT in Encyclopædia Iranica =,
  9. «حروفیان». لغت‌نامه دهخدا. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۴.

منابعویرایش

جستارهای وابستهویرایش