باز کردن منو اصلی

حالت برایی حالت دستوری اسم یا گروه اسمی است که دریافت‌کننده را مشخص می‌کند و در زبان فارسی پس از «برای» یا «به» قرار می‌گیرد.[۱]

محتویات

نمونه‌هاویرایش

زبان انگلیسی امروزیویرایش

در زبان انگلیسی امروزی، یک مفعول غیرمستقیم معمولاً با to یا for بیان می‌شود. اگر با مفعول گروه حرف اضافه‌ای موجود باشد، مفعول غیرمستقیم می‌تواند با قرار گرفتن در میان فعل و مفعول مستقیم (صریح) بیان شود. به‌عنوان نمونه "He gave that to me" و "He built a snowman for me" دقیقاً مانند این است که بگوییم "He gave me that" و "He built me a snowman". در این‌جا ضمیر مفعولی me در یک حالت برایی است.

زبان آلمانیویرایش

به‌طور کلی در زبان آلمانی حالت برایی برای برجسته‌سازی مفعول غیرمستقیم یک جمله بکار می‌رود. مثلاً:

  • Ich schickte dem Mann(e) das Buch. (من کتاب را «به مرد» فرستادم.) – مذکر
  • Ich gab der Frau den Stift zurück. (من خودکار را «به زن» پس‌فرستادم.) – مؤنث
  • Ich überreiche dem Kind(e) ein Geschenk. (من هدیه‌ای «به کودک» دادم.) – خنثی

برخی از حروف اضافه در زبان آلمانی هستند که پس از آن‌ها ۱۰۰٪ حالت برایی استفاده می‌شود. این حروف عبارتند از:

aus, außer, bei, entgegen, mit, nach, seit, von, zu, gegenüber.

برخی از حروف اضافه هم هستند که ممکن است پس از آن‌ها حالت برایی پیش آید:

an, auf, hinter, in, neben, über, unter, vor, zwischen.

چنانچه حروف اضافهٔ دستهٔ دوم برای اشاره به سمت جایی باشند (حرکت و فعالیت انجام شود) حالت مفعولی پیش می‌آید (نمونه: Ich lege das Buch auf den Tisch)، و چنانچه به مکان کنونی اشاره داشته باشند، حالت برایی استفاده می‌شود (نمونه: Das Buch liegt auf dem Tisch).

تمام حروف تعریف زبان آلمانی در حالت برایی تغییر می‌کنند:

مذکر مؤنث خنثی جمع
حرف تعریف معین dem der dem den
حرف تعریف نامعین einem einer einem Ø
حرف تعریف منفی keinem keiner keinem keinen

برخی افعال آلمانی برای مفعول مستقیمشان به حالت برایی نیاز دارند. برخی از نمونه‌های رایج عبارتند از: folgen، helfen، و antworten.

حالت برایی برای افعال بازتابی (sich) هم استفاده می‌شود. نمونه:

  • Ich wasche mich. - حالت مفعولی (خودم را می‌شویم.)
  • Ich wasche mir die Hände. - حالت برایی (دست‌هایم را می‌شویم.)

پایان صفت‌ها هم در حالت برایی تغییر می‌کند که به صورت زیر است:

صفت در حالت برایی مذکر مؤنث خنثی جمع
تصریف ضعیف -en -en -en -en
تصریف مختلط -en -en -en -en
تصریف قوی -em -er -em -en

منابعویرایش

  1. «حالت برایی» [زبان‌شناسی] هم‌ارزِ «dative case» مترادفِ: «برایی» هم‌ارزِ واژهٔ بیگانه‌ای دیگر (dative)؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر دهم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳-۳۴-۷ (ذیل سرواژهٔ حالت برایی)