الفبای ترکی آذربایجانی

الفبای ترکی آذربایجانی

حروف زبان تُرکی آذربایجانی با حروفات لاتین (رسمی)ویرایش

(Aa, Bb, Cc, Çç, Dd, Ee, Əə, Ff, Gg, Ğğ, Xx, Hh, Iı, İi, Jj, Kk, Qq, Ll, Mm, Nn, Oo, Öö, Pp, Rr, Ss, Şş, Tt, Uu, Üü, Vv, Yy, Zz)

حروف زبان تُرکی آذربایجانی با الفبای عربیویرایش

(آ، ب، ج، چ، د، اَ ه، اِ-ئ، ف، گ، ق، غ، ح ه، خ، ی، یٛ، ژ، ک، ل، م، ن، وْ، ؤ، پ، ر، س ث ص، ش، ت ط، ۇ، ۆ، و، ی، ز ذ ظ ض)

حروف ترکی که در ابتدای کلمات اصیل نمی‌آیندویرایش

  • ر[۱]
  • غ Ğ، مثل: سوغان Soğan (پیاز)، دوغوش Doğuş (تولد).

حروف فرعیویرایش

حروفی که اصلیت ترکی ندارند و از زبانهای دیگر وارد شده اند

در لغات ترکی اصیل (Öz Türkçe)، واجهای عربیِ ث، ذ، ط، ظ، ص، ض، ح و ع یافت نمی‌شود.[۲]

حروف صامت در ترکی آذربایجانیویرایش

  • ب=B: بالیق Balıq (ماهی)، بئل Bel (کمر)، قاب Qab (ظرف)
  • پ=P: ایپک İpək(ابریشم)، ساپ Sap (نخ)
  • ت=T: تلیس Təlis (گونی)
  • ج=C: جئیران Ceyran (گوزن)، قوْجا Qoca (پیر)، کرپیج Kərpic (آجر)
  • چ=Ç: چای Çay (رودخانه)، سئرچه Serçə (گنجشک)، قوْلچاق Qolçaq (عروسک)
  • خ=X: خوْرتان Xortan (لولو)، آرخ Arx (جوی آب)، توْخۇماق Toxumaq (بافتن)
  • د=D: داراق Daraq (شانه)، دامجیٛ Damcı (قطره)، سؤگود[۳] Söyüd (درخت بید)
  • ر=R: بَرک Bərk (سفت)، قارا Qara (سیاه)
  • ز=Z: زای Zay (خراب، گندیده)، مازالاق Mazalaq (فرفره)، بالدیٛز Baldız (خواهر شوهر و خواهر زن)
  • ژ=J: قیژقیرماق Qıjqırmaq (ترشیدن)[۴]
  • س=S: ساچ Saç (زلف، گیسو)، ترسَه Tərsə (برعکس)
  • ش=Ş: شیش Şiş (سیخ)، مئشه Meşə (جنگل)، دؤش Döş (سینه)
  • غ=Ğ: آغریٛ Ağrı (درد)، یاغ Yağ (روغن)
  • ف=F: کوفلنمیش Küflənmiş (کپک زده)
  • ق=Q: قارقا Qarqa (کلاغ)، قۇلاق Qulaq (گوش)، قارپیٛز Qarpız (هندوانه)
  • ک=K: کۆرک Kürək (پشت)، تیکان Tikan (خار)، اؤرتۆک Örtük (ملافه)
  • گ=G: گؤزل Gözəl (زیبا)، گَلین Gəlin (عروس)، سۆپورگه Süpürgə (جارو)[۵]
  • گ نرم: ایینه İynə (سوزن)، اَیری Əğri (کج)، دۆگۆ Düyü (برنج)
  • ل=L: لاله Lalə (لاله)، سالخیم Salxım (خوشه میوه)، اَل Əl (دست)
  • م=M: مارال Maral (گوزن)، اَپریمک Əprimək (فرسوده شدن)
  • ن=N: ناریٛن Narin (ریز)
  • و=V: وئرمک Vermək (دادن)
  • ه=H: هؤرمک Hörmək (بافتن)
  • ی=Y: آییٛ Ayı (خرس)، آی Ay (ماه)[۶]

حروف مشدّد را با تکرار حروف همسان می‌نویسند: یئددی yeddi (هفت)، ساققال Saqqal (ریش).

مصوتهاویرایش

در زبان ترکیِ آذربایجانی ، نه حرف صدادار (مصوت) وجود دارد که شش حرف آن همانند فارسی است به همراه سه صدای ویژه، که به شرح زیر است:

  • Ə-ə(اَ) که از حروف صدادار ظریف می‌باشد؛ مانند: əz (اَز: له کن)، əl (اَل: دست).
  • E-e(اِ «ائ‍») که از حروف صدادار ظریف می‌باشد؛ مانند: eI (ائل: مردم، ایل), en (ائن: پهنا).
  • O-o(اُ «اوْ») که از حروف صدادار ضخیم می‌باشد؛ مانند: od(اوْد: آتش)، ot(اوْت: علف).
  • A-a(آ) که از حروف صدادار ضخیم می‌باشد؛ مانند: ad(آد: اسم)، at(آت: اسب).
  • İ-i(ای‍) که از حروف صدادار ظریف می‌باشد؛ مانند: il(ایل: سال)، ip(ایپ: طناب).
  • U-u(او «وُ») که از حروف صدادار ضخیم می‌باشد؛ مانند: uzun(اوُزوُن: دراز)، uzaq(اوُزاق: دور).

نگارش واژگان تُرکیِ آذری به‌ویژه نوشتنِ حرف «اَ» با الفبای عربی مشکل است. در کل مشکل اصلیِ نوشتنِ کلمه‌های تُرکی با الفبای عربی رخ می‌نماید؛ چون حروفات عربی با فونتیک ترکی سازگار نیست و صدا به جای آنکه در نوشتار کلمه نمایش داده شود، بیشتر به وسیله سابقه‌ی ذهنی خواننده کشف می‌شود.[۷]

سه مصوت دیگر عبارتند از:

  • Ö-ö (اؤ - تلفّظی میان «اِ» و «اُ»): öyüd (اؤگۆد: نصیحت)، göz (گؤز: چشم).
  • Ü-ü (اۆ - تلفّظی میان «اِ» و «اوُ»): üst (اۆست: بالا)، güzgü (گؤزگۆ: آینه).
  • I-ı (ایٛ - تلفظی میان «ای‍» و «اِ»): qızıl (قیٛزیٛل: طلا)، açıq (آچیٛق: باز، روشن)، sırğa (سیٛرغَا: گوشواره)، sarı (ساریٛ: زرد).

در نگارش با الفبای لاتین هیچ کلمه ای با حرف I «ایٛ» شروع نمی‌شود؛ بلکه با حرف i «ای‍» نگارش می‌یابد:ildırım (ایلدیٛریٛم: رعدوبرق)

جستارهای وابستهویرایش

زبان ترکی آذربایجانی

منابعویرایش

  1. هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف ر شروع نمی‌شود. گویا در قدیم تلفظ کلماتی که با ر آغاز می شده است برای تلفظ مشکل بوده است؛ چنان‌که برای سهولت تلفظ کلماتی (غیرترکی) که با این حرف آغاز می‌شود، معمولاً به اول آنها حرف الف می‌افزوده‌اند؛ به عنوان مثال در نواحی مختلف ترک‌نشین ایران، رضا به صورت ایرضا، روس به صورت اروس و رشته به صورت اریشته ادا می‌شود. کلمهٔ اروج وام‌واژه‌ای از زبان آذری در ترکی است. اروج به معنی روزه، و شکل آذری همان روزه فارسی است. در جایهای مشخصی از کلمات حرف ز فارسی در زبان‌های ایرانی شمال غربی (مانند آذری و کردی و سمنانی) شکل ج دارد. مانند روج در برابر روز در این شعر باباطاهرهمدانی:
    من آن پیرم که نامم بی قلندر نه خان دیرُم نه‌مان دیرُم نه لنگر
    چو روج آیو بگردم گرد گیتی چو شو آیو به سنگی (یا به خشتی) وانهم سر
    .
  2. لغات‌الترک محمود کاشغری
  3. در الفبای عربی، هرگاه حرف گ بین دو مصوت قرار گیرد، گ تبدیل به ی می‌شود، هرچند که در تلفظ همان ی‌مباشد ولی درنگارش از گ استفاده میشود.
  4. به‌ندرت می‌توان کلمه‌ای در زبان ترکی یافت که در آن حرف ژ به کار رفته باشد.
  5. در نگارش با الفبای عربی هرگاه ک در هنگام پیوند پسوندی مابین دو حرف صدادار قرار گیرد از حرف گ بجای حرف ی استفاده میشود.اصول نگارش تُرکی سمینار ۱۳۸۰
  6. معرفی حروف الفبا از کتاب اینجی دیلیم، دکتر زهتابی
  7. ترکی هنر است

پیوند به بیرونویرایش