زمان حال (زبان)

زمان حال یا مضارع یا کنونی[۱] در زبان فارسی به رویداد یا وجود حالتی (به‌صورت مثبت یا منفی) در زمان حال یا آینده می‌پردازد و دارای انواع زیر است:

حال سادهویرایش

مثال: رَوَم، رَوی، رَوَد، رَویم، رَوید، رَوند

  • امروزه فقط برای صرف فعل بودن (است و هست) و داشتن به کار می‌رود:

ام، ای، اد، ایم اید، اند

استم، استی، است، استیم، استید، استند

هستم، هستی، هست، هستیم، هستید، هستند

دارم، داری، دارد، داریم، دارید، دارند

و...

  • و گاهی در پایان تعریف‌های دانشی یا ادبی:

زاویه ۱۸۰° را نیم‌صفحه گویند.

مردم آن شهر را مهربان خوانند.

ضرب چندباره یک شماره در خودش را توان نامند.

ریاضی را درسی پایه دانیم.

ما ایرانیان پارسی را دوست داریم و بر ماست که آن را پاس بداریم.

او را زیبا و مهرو پندارم. تو روزانه به مکتب رَوی.

حال اِخباری(گزارشی، استمراری)ویرایش

فعلی که وجود حالتی یا رویداد واقعه‌ای را به‌طور قطعی در زمان حال یا آیندهٔ نزدیک بیان می‌کند. به زبان ساده خبری را به ما می‌دهد.

  • ساختار: می + بن مضارع + شناسه «َم، ی، َد، یم، ید، َند»

مثال: می‌روم، می‌روی، می‌رود، می‌رویم، می‌روید، می‌روند

حال اِلتِزامیویرایش

فعلی که انجام آن با شک و تردید همراه باشد.

  • ساختار: بـ + بن مضارع + شناسه «َم، ی، َد، یم، ید، َند»

مثال: بروم، بروی، برود، برویم، بروید، بروند

حال مستمر(ملموس)ویرایش

فعلی که انجام آن هم‌اکنون در حال جریان است.

  • ساختار:دارم،داری،دارد،... +مضارع اخباری

مثال:دارم می روم،داری می روی،دارد می رود،داریم می رویم،دارید می روید،دارند می روند

پانویسویرایش

  1. «An Etymological Dictionary of Astronomy and Astrophysics - 1». dictionary.obspm.fr. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۸-۰۷.
  2. مضارع، لغتنامهٔ دهخدا

جستارهای وابستهویرایش