باز کردن منو اصلی
خسرو پرویز سوار بر شبدیز، طاق بستان

شبدیز (به معنی شب‌رنگ و شب‌مانند)[۱] اسب سیاه‌رنگ خسرو پرویز بود که بسیار مورد علاقهٔ وی بود و گفته بود هرکس خبر مرگ شبدیز را بیاورد اعدام خواهد کرد. اساس بیستون و شکل شبدیز همیدون در مداین کاخ پرویز

فردوسی
مرا اسب شبدیز و شمشیر تیزنگیرم فریب و ندارم گریز

طبق داستانی که قدیمی‌ترین آن در شعر عربی خالد بن فیاض است، پس از مرگ شبدیز باربد شعری برای خسرو پرویز خواند و در آن به‌تلویح به این خبر اشاره کرد، خسرو پرویز این را فهمید و گریست و گفت «شبدیز مرد!» و باربد گفت «این را [=خبر مرگ شبدیز] شاه گفت» و بدین‌ترتیب از مرگ رهایی یافت. مشابه این داستان در منابع دیگر نیز آمده‌است.[۲][۳]

در ادبیاتویرایش

سوزنی
ز رخش رستم و شبدیز خسرو نکردم یاد و از وی یاد کردم
منوچهری
رخش با او لاغر و شبدیز با او کندرو ورد با او ارجل و یحموم با او اژگهن
لامعی
همواره پشت و یار من پوینده بر هنجار من خاراشکن رهوار من شبدیزخال و رخش عم

پانویسویرایش

منابعویرایش

  • Browne, Edward Granville (1999). A Literary History of Persia from the Earliest Times Until Firdawsí. Elibron. ISBN 1402160453.
  • تفضلی، احمد. «باربد». [[دانشنامهٔ جهان اسلام]]. بنیاد دائرةالمعارف اسلامی. دریافت‌شده در ۱۶ نوامبر ۲۰۱۱. تداخل پیوند خارجی و ویکی‌پیوند (کمک)