شیروی در شاهنامه پهلوان ایرانی در زمان پادشاهی فریدون و سردار سپاه منوچهر در جنگ او با سلم و تور بود که به فرماندهی قارن سردار دیگر منوچهر به گشودن دژ الانان مقر تور که از دریا برآورده شده بود، رفت. او و قارن به‌نیرنگ بر این دژ دست یافته ویرانش ساختند تا سلم نتواند بدانجا پناهنده شود. وی هنگامی که منوچهر به پادشاهی رسید، گنجور او شد.[۱]

شیروی
اطلاعات کلی
نامشیروی
منصبگنجور
آئینکیش‌مهر
ملیتایران
جنگ‌هاجنگ سلم و تور
دستاورد نبردتصرّف دژ الانان

شیروی در شاهنامه

زمانیکه منوچهر متولد شد و بال و پر گرفت، فریدون در جشنی تاج و تخت ایران را در حضور برزگان کشور به او سپرد. همراه تخت و تاج از سراپرده‌ها، دیبه‌ها خیمه‌های نقش پلنگ، اسبان تازی با الگام و ستام زرّین، شمشیرهای هندی [۲] خئود، جوشن، ترگ و رزه‌ رومی به همراه کمان‌های چاچی و سپر و ژوبین چینی هم یاد می‌شود. محل نگهداری اشیا و لوازم را نیز ممکن است شیروی که نگهبان گنج بود، عهده‌دار باشد. بعد از اینکه تحویل لوازم پایان پذیرفت همه پیش شاه جدید یعنی منوچهر آمدند:

بفرمود تا پیش او آمدندهمه با دلی کینه‌جو آمدند
به شاهی بر او آفرین خواندندزبرجد به تاجش بر افشاندند
چو جشنی بُد این روزگار بزرگشده در جهان میش پیدا ز گرگ
سپهدار چون قارن کاوگانسپه‌کُش چو شیروی و چون آوگان
چو شد ساخته کار لشکر همهبرآمد سر شهریار از رمه[۳]

پانویس

  1. شریفی، فرهنگ ادبیات فارسی‌، ۹۳۰.
  2. شمشیرهای هندی بسیار تیز و محکم بود و کنایه فردوسی از هند ممکن است همان کابل باشد
  3. شاهنامه. جلد اول. فریدون، ص ۲۵

منابع

  • شریفی، محمد (۱۳۸۷). محمد‌رضا جعفری، ویراستار. فرهنگ ادبیات فارسی‌. تهران: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸.
  • حسین، الهی قمشه‌ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.