فیلم‌ نوآر (‎/nwɑːr/‎; فرانسوی: [film nwaʁ]) (واژه مصوب فرهنگستان: فیلم سیاه)[۱] یک اصطلاح سینمایی است که در اصل برای توصیف درام‌های جنایی سبک‌پرداخته و بدبینانه هالیوودی، استفاده می‌شود. دوره فیلم‌نوآر کلاسیک هالی‌وود عموماً از ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۹ است. نوآر در فرانسوی به معنی سیاه است.

اجتماع بزرگ (۱۹۵۵)

فیلم‌نوآرهای این دوره اغلب با فیلم‌برداری سیاه‌وسفید و نورپردازی پُرسایه‌روشن شناخته می‌شوند. ریشه سبک بصری فیلم‌نوآر به سینمای اکسپرسیونیسم آلمان می‌رسد. فیلم‌نوآر را نخستین بار در ۱۹۴۶ نینو فرانک دربارهٔ فیلم‌های آمریکایی به‌کار برد، گرچه آن زمان در فیلم‌سازی آمریکا رواج پیدا نکرد. در دوره کلاسیک، بیشتر فیلم‌های این سبک، ملودرامهای جنایی بودند. ساخت فیلم‌نوآر به هالیوود محدود نماند و در چندین دوره، ازجمله دورهٔ کلاسیک، در اروپا، آمریکای لاتین و آسیا نیز ساخته‌شد.

طبقه‌بندی و تعریف نوآر ویرایش

برخلاف دیگر ژانرها مانند وسترن که به‌راحتی می‌شود آن‌ها را تعریف و طبقه‌بندی کرد، سبک نوآر همواره ابهام‌آمیز و معماگونه بوده و با هر طبقه‌بندی ناسازگار بوده‌است. این که آیا نوآر یک ژانر است یا مجموعه‌ای منسجم از فیلم‌ها، بی‌پاسخ مانده‌است.

تاریخچه ویرایش

نوآر را نخستین بار نینو فرانک در ۱۹۴۶ به‌کار برد. البته این اصطلاح تا مدت‌ها رواج نیافت و زمانی گذشت تا وارد بحث‌های تئوریک سینمایی شود. سرانجام در دهه ۷۰ بود که نوآر، گسترده استفاده شد.

در ۱۹۵۵ ریمون بورد و اِتیِن شامتون در مقاله‌ای تاریخی با نام «چشم‌انداز فیلم‌نوآر آمریکایی» ادعا کردند که در ۱۹۴۶ سینماروهای فرانسوی به برخی فیلم‌های آمریکایی برخوردند که در سال‌های جنگ ندیده‌بودند. آثاری که به قول آن‌ها در لحن ناروال و خشن مشترک بودند. آن‌ها این فیلم‌ها را چنین فهرست کردند: کابوس‌وار، غریب، اروتیک، پُرتعلیق و خشن، بررسی جنایت و جنبه‌های روان‌شانسی آن، مأموران فاسد، قهرمانان مردّد، لکاته‌گان و …

سینمای نوآر، خاص و به‌شدت سبک‌مند است. در دوران کلاسیک معمولاً شخصیت‌های اول این آثار، منزوی و به‌شدت کلبی‌مسلک بودند که شاید بتوان هامفری بوگارت را نماد آن‌ها دانست. تعریف فیلم‌نوآر وام‌دار اوست.

ویژگی‌های سبک ویرایش

زیبایی‌شناسی نوآر سنتی شاید بیش از هر چیز از اکسپرسیونیسم آلمانی اثر گرفته‌باشد. اکسپرسیونیسم، جریانی هنری در آلمانِ ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ بود که در نقاشی، تئاتر، عکاسی، مجسمه‌سازی، معماری و سینما حضور داشت. برخی از تکنیک‌ها و شاخص‌های آن که کمتر مورد مناقشه‌اند و در واقع مؤلفه‌های فیلم‌نوآر شده‌اند، چنینند:

  • بسیاری از صحنه‌ها در شب می‌گذرند و نورپردازی پُرکنتراست بر صحنه‌ها حاکم است.
  • مانند اکسپرسیونیسم آلمان، با قاب‌بندی‌های مورب و خطوط شکسته روبه‌رو هستیم که بی‌ثباتی و بی‌تعادلی القا می‌کنند.
  • خیابان‌های خلوت نوآر عموماً خیس و باران‌خورده هستند.
  • اندوه‌ناک است و جبری. انگار تقدیری بر پیشانی شخصیت‌ها حک شده و گریزی از آن نیست.
  • از نظر نمادها؛ خیابان‌های تاریک، پیاله‌فروشی‌های کوچک و آپارتمان‌های مدرن دارد.
  • از نظر سبک؛ راوی، فلاش‌بک، نورپردازی‌های اکسپرسیونیستی، ترکیب‌بندی‌های بی‌مرکز و بی‌ثبات دارد
  • از نظر روایی؛ تأکید بر انگیزه‌های روان‌شناختی نامتعارف، سرگشتگی و سرخوردگی قهرمان مرد به دنبال درست پیش‌نرفتن برنامه‌اش.[۲] بسیاری از مؤلفه‌ها و نگرش نوآر کلاسیک از مکتب ادبی هاردبویلد (به انگلیسی: Hardboiled) (جریانی در ادبیات داستانی پلیسی که نویسندگانی چون دشیل همت و ریموند چندلر داشت) در داستان‌های جنایی، در دوران رکود بزرگ آمریکا، سرچشمه گرفته‌بود.

فیلم‌نوآر در ایران ویرایش

رگه‌هایی از سینمای نوآر در فیلم‌های بلند ایرانی همچون ضربت (ساموئل خاچیکیانداش آکل (مسعود کیمیاییخائن کشی(مسعود کیمیاییخفه‌گی (فریدون جیرانیاژدها وارد می‌شود (مانی حقیقی) جنگ جهانی سوم (هومن سیدی) و برخی فیلم‌های کوتاه همچون روتوش (کاوه مظاهریسوگند به شب و جناکات (عطا مجابی) دیده‌می‌شود.[نیازمند منبع]

پیوندهای وابسته ویرایش

منابع ویرایش

  1. «معادل مصوب فرهنگستان برای کلمهٔ Film noir».
  2. فیل، فرد،1391، سایه‌های نوآر، خانه آتش گرفته‌است، نوآر خانوادگی در مخمل آبی و ترمیناتور 2، انتشارات مینوی خرد، ص265

۲. کاوه، علیرضا، چنین سیاه آینه‌ای، تهران ۱۳۹۵