نسوس: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۲ بایت حذف‌شده ،  ۸ سال پیش
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای جدید حاوی «200px|farme|thumb|left|هراکلس و نسوس (۱۵۹۹)، فلورانس '''نسوس'''...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
[[پرونده: Giambologna herculesenesso.jpg|200px|farme|thumb|left|هراکلسهرکول و نسوس (۱۵۹۹)، فلورانس]]
'''نسوس''' {{یونانی|Νέσσος}} در [[اساطیر یونانی]] فرزند [[سانتاروس]]، موجودی افسانه‌ای با بالا تنهٔ انسان و پایین تنه اسب و یکی از [[سانتور|سانتورهای]] اهالی [[تسالی]] بود که پس از مشارکت در جنگ [[لاپیت‌ها]] به میهن خود بازگشت و درانتها به دست [[هراکلسهرکول]] کشته شد. نسوس برای نقشی که در ربودن [[دیانیرا]] همسر هراکلسهرکول داشت، شناخته شده است.<ref>[http://edweb.sdsu.edu/people/bdodge/scaffold/gg/centaur.html سانتورها و نسوس] نوشته John M. Hunt - بازبینی در ۲۴ آوریل ۲۰۱۳</ref><ref>[http://www.theoi.com/Georgikos/KentaurosNessos.html داستان نسوس] در وبگاه .theoi</ref>
 
== نسوس و هراکلسهرکول ==
''نسوس'' از سرزمین مادری خود [[آرکادیا]] توسط هراکلسهرکول رانده شده بود و بعداز آن خود را مسئول رودخانه‌ای به نام آینوس نمود. او حتی ادعا می‌کرد به خاطر شخصیت پسندیده‌اش توسط خدایان به این سمت منصوب گردیده است. بعد از سال‌ها مامور شد همسر هراکلس،هرکول، دیانیرا را از رودخانه عبور دهد درحالی که هراکلسهرکول خودش به تنهایی عبور می‌کرد. نسوس از این فرصت استفاده نمود و با قصد تجاوز به این تازه عروس، دیانیرا را بر پشت خود سوار کرده و سعی در فرار داشت. هراکلسهرکول از نقشه او با خبر شد و با پرتاب تیری که به زهر [[هایدرا]] آغشته بود به سینه نسوس او را ازپا درآورد. نسوس هنگام مرگ به دیانیرا گفت قسمتی از خون او را نگه دارد و هنگامی که حس کرد هراکلسهرکول را دارد از دست می‌دهد از آن به عنوان داروی عشق بر روی هراکلسهرکول استفاده کند و تا ابد معشوق او باقی بماند. دیانیرا نیز ناآگاهانه حرف او را پذیرفت.
 
مدتی بعد، هنگامی که دیانیرا اعتماد خود را نسبت به هراکلسهرکول به سبب [[یولا]] از دست داده بود یکی از لباس‌های هرکول را با خون نسوس شست و به او داد تا به تن کند. دیانیرا به طور اتفاقی قسمتی از خون نسوس از دستش افتاده و برروی زمین ریخت. خون نسوس براثر تابش آفتاب شروع به بخار شدن کرد. او سریعا سم داخل خون را تشخیص داد و پیامی برای هشدار در مورد زهرآلود بودن لباس به هراکلسهرکول فرستاد، اما دیگر بسیار دیر شده بود و خون به مانند یک زهر بر روی هراکلسهرکول اثر کرد و باعث مرگ او شد. پس از مرگ هراکلس،هرکول، [[هرا]] بالاخره دلش به رحم آمد و اجازه داد بدن بیجانش بر روی زمین باقی بماند و او را به [[المپ]] برد، جایی که هراکلسهرکول تبدیل به یک خدا و فناناپذیز گشت.<ref>[http://www.pantheon.org/articles/n/nessus.html نسوس و هراکلسهرکول] نوشته Micha F. Lindemans - بازبینی در ۲۴ آوریل ۲۰۱۳</ref><ref>[http://www.zanestein.com/nessus.htm نسوس] نوشته Zane B. Stein</ref>
 
== منابع ==
۳۱

ویرایش