تفاوت میان نسخه‌های «هادی نجم‌آبادی»

جز
از دیگر عوامل مهم درونی جنبش مشروطیت ایران، واقعه قتل ناصرالدین شاه قاجار به دست میرزا رضا کرمانی، در بقعه حضرت عبدالعظیم واقع در شهر ری بود. این واقعه در جمعه ۱۷ذی القعده ۱۳۱۳(اول مه ۱۸۹۶) اتفاق افتاد و طی آن به سلطنت پنجاه ساله توأم با استبداد چهارمین پادشاه سلسه قاجاریه پایان داد. در این راستا، شیخ هادی که همواره در تلاش برای سقوط استبداد و نجات مسلمانان بود، هنگامی که میرزا رضا برای ترور ناصرالدین شاه به تهران آمد، در حالی که تحت تعقیب و فراری بود، زندگی و موقعیت او را تأمین و کاملاً” مورد حمایت و پشتیبانی قرار داد و میرزا رضا نیز مانند هزار تن دیگر از افرادی که با شیخ هادی نشست و برخاست می‌کرد در پیوندی معنوی با شیخ قرار گرفت. او در بازجویی‌ها در پاسخ به سؤالی درباره ارتباطش با شیخ می‌گوید: «مشرب آقا حاج شیخ هادی معلوم است که چه، قسم صحبت می‌کند. او روز که کنار خیابان روی خاک نشسته‌است؛ متصل مشغول آدم سازی است و تا به حال اقلاً” بیست هزار آدم درست کرده‌است و پرده از پیش چشم شان برداشته‌است و همه بیدار شده و مطلب را فهمیده‌اند». بی گمان یکی از آن بیست هزار نفری که به گفته میرزا رضا توسط شیخ هادی با حقایق آشنا شده‌اند، خودش بوده‌است. او می‌گوید: «آقا حاج شیخ هادی را از سایر مردم انسان تر می‌دانم، با او می‌شود دو کلمه صحبت کرد». بدین سبب بود که به هنگام زندگی مخفیانه میرزا رضا در حرم عبدالعظیم پس از بازگشت از استانبول، دو شب میهمان حاج شیخ هادی بوده و یک تومان هم از شیخ به عنوان خرجی دریافت کرد. بر اساس اسناد تاریخی، اگر چه میرزا رضا درباره اندیشه خود در زمینه ترور شاه گفتگویی با شیخ هادی نداشته، اما او را هم عقیده خود می‌دانسته، چنان که میرزا رضا در پاسخ به پرسش بازجوها مبنی بر این که، «شما از کجا در تمام این شهر، حاج شیخ هادی را انتخاب کردید و به منزل او آمدید، مگر سابقه و آشنایی اختصاصی با او داشتید؟» چنین گفته بود که «اگر سابقه اختصاصی نداشتم که از من میهمانداری نمی‌کرد. حاج شیخ هادی که به احدی اعتنایی ندارد تمام مردم را در کوچه روی خاک پذیرایی می‌کند». در قسمت دیگری از بازجویی پرسیده شده بود: «مگر شیخ هادی با شما هم عقیده و هم خیال است؟». پاسخ میرزا این بود که «اگر هم عقیده و هم خیال نبود به منزلش نمی‌رفتم». مظفرالدین شاه پس از به سلطنت رسیدن، دستور به دار آویختن میرزا رضا را صادر کرد و حکم مزبور، صبح روز پنجشنبه دوم ربیع‌الاول۱۳۱۴ در میدان مشق تهران به اجرا در آمد. اگر چه کم نبودند کسانی که از کار میرزا در کشتن ناصرالدین شاه خشنود بودند اما تنها کسی که در بزرگداشت یاد میرزا مجالسی هر چند مختصر و درویشی در چهلم و سال او بر پا کرد، شیخ هادی بود. ناظم الاسلام کرمانی در این باره می‌نویسد: «در دوازدهم ربیع‌الثانی ۱۳۱۴ق که چهل روز بعد از قتل میرزا رضا بود؛ در نزدیکی خانه حاج شیخ هادی نجم‌آبادی، آقا میرزا حسن کرمانی با آقا شیخ محمدعلی دزفولی و بعضی از اجزاء مرحوم شیخ هادی، چهلم میرزا را گرفتند... سال میرزا را مرحوم شیخ هادی گرفت که از امین الدوله دعوت نمود و در ساعت پنج از شب گذشته که حاضرین آن سه نفر بودند؛ شخص حاج شیخ هادی و امین الدوله و یکی از محارم حاج شیخ هادی. پس از صرف غذا، حاضرین طلب مغفرت و رحمت نمودند برای مرحوم میرزا رضا کرمانی».
 
میرزارضا[[میرزا رضا کرمانی]] در سحرگاه روز [[پنجشنبه]] دوم [[ربیع‌الاول]] در [[میدان مشق]] [[تهران]] به‌دار آویخته شد. بعد از مرگش [[شیخ هادی نجم‌آبادی]] برای وی مراسم چهلم و سالگرد برگزار کرد که افراد بسیار معدودی در آن شرکت کردند.<ref name="tbiranina-p94">تاریخ بیداری ایرانیان صفحه ۷۵-۹۶ - ناظم الاسلام کرمانی ISBN978-964-00-0489-0</ref>
 
زندگی وی درست مصادف بود با سال‌های استبداد زدگی و خودکامگی و آنچنان که مسلم است وی در راه پیروزی آرمان‌های ایرانیان که چندی پس از مرگ او با محقق شدن پیروزی مشروطه خواهان به نتیجه رسید، تلاش‌های بسیار کرد. چنان که بیان شد، او در جنبش تحریم تنباکو، سهم شایانی داشته‌است. ارتباط او با سیدجمال الدین اسدآبادی و پس از آن با روشنفکران و اصلاح طلبان بر کسی پوشیده نیست؛ و از آنجا که میرزا کرمانی با او در ارتباط مستقیم بود می‌توان به نتیجه رسید که شیخ هادی نجم‌آبادی در فراهم کردن زمینه‌های رشد و بالندگی نهان مشروطیت سهم قابل توجهی داشته‌است. پس از وی خانواده او راهش را ادامه دادند. دختر مرحوم نجم‌آبادی که از زنان روشنفکر جنبش مشروطیت به شمار می‌رود، به نام «آغابیگم نجم‌آبادی» در سال ۱۲۸۹خورشیدی «[[انجمن مخدرات وطن]]» را تأسیس کرد. این انجمن که فعال‌ترین و زبانزدترین تشکل زنان در دوران مشروطه بود، در آگاه‌سازی زنان جامعه از یک سو و همراهی با مبارزان مشروطه از سوی دیگر نقش بسزایی داشت. تحریم اجناس روسی، تأسیس یتیم خانه و مدرسه دخترانه و کلاس اکابر، همکاری با جمعیت نسوان وطن خواه ایران (به ریاست محترم اسکندری) و انجمن هیئت خواتین مرکزی و اتحادیه نسوان برای برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز به هنگام اولتیماتوم روس‌ها و انتشار روزنامه‌ای به نام «انجمن» که دومین نشریه زنان در تاریخ ایران به شمار می‌رود، از فعالیت‌های انجمن تحت سرپرستی آغابیگم و ۶۰ زن عضو این تشکل غیر دولتی به شمار می‌رود.
۱٬۸۲۲

ویرایش