باز کردن منو اصلی

تغییرات

همزمان با روی گردانیدن بسیاری از طرفداران علی از وی و مدتی پس از سقوط مصر، روابط ابن عباس والی بصره نیز با وی تیره می شود. مادلونگ این موضوع را به اختلاف میان [[زیاد بن ابیه]] عامل خراج وی و [[ابوالاسود دؤلی]] نسبت می دهد. ابن عباس جانب زیاد را می گیرد و ابوالاسود به علی شکایت می کند. در پی آن علی از ابن عباس درخواست می کند گزارشی از وضعیت اموال عمومی تحت کنترلش شامل خراج و [[جزیه]] و مخارج بدهد. اما ابن عباس برخورد علی را توهین آمیز قلمداد می کند و به اعتراض منصب ولایت بصره را رها می کند. وی اموالی از بیت المال را به عنوان سهم خود می برد، لذا علی او را در قبال دست اندازی به بیت المال بشدت مؤاخذه و تهدید می کند. مادلونگ دلیل تصاحب بیت المال را، نه صرفا اعتراض وی به علی، بلکه مخالفتش با سیاست تقسیم مساوی [[فیء]] می داند. <ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=271-276}}</ref> واله یری می نویسد، ابن عباس منصب فرمانداری بصره را ترک می کند و بخشی از بیت المال آن را برای خود برداشته و به حجاز می رود. دلیل این عمل ابن‌عباس در برخی منابع به این صورت آمده که ابن‌عباس به خاطر مواخذه‌ای که علی از وی به اتهام اختلاس مالیات بصره ترتیب داده بود رنجیده شد و اختلاس را رد کرد و بیان داشت که تنها وظیفه دولتی اش را انجام داده است. اما وچیا واله یری بر این باور است که این امر به دلایلی دیگر رخ داده است مانند کشتار خوارج در نهروان که بر طبق روایات معتبر، ابن‌عباس این کار را نادرست شمرده بود و اعتقاد وی مبنی بر «موضع گیریهای نادرست علی» و اصرارش برماندن به عنوان خلیفه، با اینکه در قضیه حکمیت رای بر این نهاده شده بود که علی دیگر خلیفه نیست.<ref name="EI"/> اما مادلونگ ضمن بررسی موضع ابن عباس در خصوص کشتار نهروان، این احتمال را که علت اختلاف بین وی و علی این نبرد بوده باشد رد می کند.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=272-273}}</ref>
 
سال وقوع این واقعه در منابع به سالهای ۳۸، ۳۹ یا ۴۰ هجری گزارش داده شده که وچیا واله یری به دلیل که بعد از سال ۳۸، ابن‌عباس را فاقد فعالیت سیاسی مهمی می‌داند، این سال را به عنوان سال وقوع حادثه می‌پذیرد. وی روایاتی که در آنها ابن‌عباس تا زمان کشته شدن علی به حکومتش وفادار مانده را رد می‌کند. <ref name = "EI">{{پک|Veccia Vaglieri|1986a|ف=ʿAbd Allāh b. al-ʿAbbās|ج=۱|ص=۴۰–۱|زبان=en}}</ref> در مقابلواله مادلونگیری میمی‌نویسد گویدپس هرچنداز ابناین عباسدوران اموالی راعملی از بیتسوی المالابن‌عباس بصرهروایت بهشده عنوانکه سهمممکن خوداست باقضاوت خودبسیار برد،بدی امااز بعداوی مجددارا روابطبه حسنهدنبال ویداشته باباشد علیو برقرارجزئیات شداین وواقعه احتمالاهنوز بخشیمعلوم نیست. او مدتی پس از رفتنش به مکه دوباره به بصره بازگشت و اموال مالیاتی بصره را نیزبا خود برگرداندبرد. همچنیناین علیغصب کسیکردن رااموال بهاز سوی وی جای بحث و بررسی دارد. واله جایشیری بر مسنداین زمامداریباور بصرهاست منصوبکه نکردمی‌توان برای این عمل توجیهی منطقی آورد و ویدیدگاه کسانی که این عمل را بعدکم‌کننده از مدتیشان بهابن‌عباس عنواندر والیبین بهامت بصرهنمی‌بینند، بازگشت.را منطقی می‌داند.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبانname=en|ص=277}}<"EI"/ref>
 
در مقابل مادلونگ تصریحا دیدگاه کائتانی و واله یری درباره رابطه ابن عباس و علی را رد می کند می گوید هرچند ابن عباس اموالی را از بیت المال بصره به عنوان سهم خود با خود برد، اما بعدا مجددا روابط حسنه وی با علی برقرار شد و احتمالا بخشی از اموال را نیز برگرداند. همچنین علی کسی را به جایش بر مسند زمامداری بصره منصوب نکرد و وی بعد از مدتی به عنوان والی به بصره بازگشت. <ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=277-278}}</ref>
واله یری می‌نویسد پس از این دوران عملی از سوی ابن‌عباس روایت شده که ممکن است قضاوت بسیار بدی از وی را به دنبال داشته باشد و جزئیات این واقعه هنوز معلوم نیست. او مدتی پس از رفتنش به مکه دوباره به بصره بازگشت و اموال مالیاتی بصره را با خود برد. این غصب کردن اموال از سوی وی جای بحث و بررسی دارد. واله یری بر این باور است که می‌توان برای این عمل توجیهی منطقی آورد و دیدگاه کسانی که این عمل را کم‌کننده از شان ابن‌عباس در بین امت نمی‌بینند، را منطقی می‌داند.<ref name="EI"/>
 
== دوران پس از کشته شدن علی ==