سه شاهزاده سرندیپ: تفاوت میان نسخه‌ها

اولی پرسيد: «مگر بار شتر تو روغن و شهد نبود»؟ گفت: «چرا». دومی سؤال كرد: «مگر زنی هم بر روي شتر سوار نبود»؟ ساربان با خوشحالي گفت: «آري چنين است». سومی گفت: «به گمان من آن زن باردار هم بود، اين طورنيست؟» ساربان با تعجب جواب داد: «اتفاقا همين طور است پس در اين صورت براي من ترديدي باقي نمانده كه شتر مرا شما ديديد»
{{شعر}}
{{ب|ساربان زان همه نشان درست|گَََََردگرد شك را زپيش خاطر شُستشست}}
{{ب|آگهي چون نداشت از فنّشانفن شان|چنگ در زد سبك به دامنشان}}
{{پایان شعر}}
هر چه برادران سوگند خوردند كه ما شتررا نديده ايم وازروي تیزبینی و دقت نظر آن علامت ها و نشاني ها را گفتيم سودي نبخشيد و ساربان از آنها نزد حاكم شكايت برد.
{{شعر}}
{{ب|ديدم آنجا كه نقش پايش بست|گشته پيدا بخاك نقش دو دست}}
{{ب|گفتم آن حامل و گرانبارستگران بارست|كز زمين خاستنش دشوارست}}
{{پایان شعر}}
تشريح و توصيف اين علائم و امارات، بهت و حيرت حاكم را دو چندان كرد و به تعظيم و بزرگی آنان كوشيد.<ref>http://saanei.org/index.php?view=01,02,48,595,0</ref>