باز کردن منو اصلی

تغییرات

۳٬۸۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
{{اقتصاد اسلامی}}
 
معمولاً از عبارت «اقتصاد اسلامی» در زمینه های مختلفی استفاده می‏ شود. «علم اقتصاد اسلامی»، «مکتب اقتصاد اسلامی»، «نظام اقتصاد اسلامی» یا «دانش اقتصاد اسلامی».
نظام '''اقتصاد اسلامی''' عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در [[اسلام]] در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی، در راستای تأمین عدالت اجتماعی برای نیل به سعادت بشر و رسیدن به جامعهٔ فاضله‌ای که تمامی پیامبران و ائمهٔ الهی برای آن تلاش کرده‌اند.
به نظر می‏ رسد تلقی همگان از «مکتب اقتصاد اسلامی» یا «مکتب اقتصادی اسلام» یکسان باشد؛ منظور از این اصطلاح را می توان مجموعه قواعد و اهداف مورد نظر در آموزه های اسلامی راجع به سامان دهی یا تنظیم گری امور اقتصادی در نظر گرفت.
راجع به «علم اقتصاد اسلامی» باید به نکات ظریفی دقت داشت؛ مقدمات و نکاتی که بدون توجه به آن‏ ها نمی‏توان منظور معتبری از این اصطلاح را ارائه نمود. در بیان متعارف، هنگامی که از علم سخن به میان می‏ آید، منظور همان علم یا [[Science]] است؛ مجموعه معارفی که با تأکید ویژه بر روش تجربی پس از عصر روشنگری در اروپا شکل گرفته و رفته رفته توسعه یافت. علم اقتصاد یا همان [[Economics]]یا [[Political Economy]] نیز از چنین قاعده ای مستثنی نیست. در ربط میان اقتصاد اسلامی یا هر انگاره دینی با علم تجربی-قیاسی چون اقتصاد باید به این سوال پاسخ داد که آیا در این علم، ابعاد ارزشی، اخلاقی یا از جنس بایستگی وجود دارد یا خیر؟ اگر یک محقق اقتصاد یا فیلسوف علم اقتصاد بر این باور باشد که در مجموعه ادبیات علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی می توان ردپای چنین اموری را یافت، منطقاً وی می تواند به وجود اقتصاد اسلامی معتقد باشد؛ از طرف دیگر اگر فردی بر این باور باشد که در علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی، هیچ مؤلفه ارزشی وجود ندارد، مفهوم «علم اقتصاد اسلامی» از نظر وی بی معناست. بر اساس همین تفکیک پیش گفته است که انواع اظهار نظر ها راجع به «علم اقتصاد اسلامی» وجود دارد.
برخی میان «مکتب اقتصاد اسلامی» و «نظام '''اقتصاد اسلامی'''» عبارتتفکیک استقائل می‏ شوند؛ از نظر اینان «نظام اقتصادی اسلامی» پیاده شدۀ قواهد و راهکارهای مورد توجه «مکتب اقتصادی اسلام» در واقعیت موجود است. براساس تعریفی دیگر می‏ توان «نظام اقتصاد اسلامی را » به این شکل تعریف نمود: مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در [[اسلام]] در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی، در راستای تأمین عدالت اجتماعی برای نیل به سعادت بشر و رسیدن به جامعهٔ فاضله‌ای که تمامی پیامبران و ائمهٔ الهی برای آن تلاش کرده‌اند.
 
مسألهٔ [[علم اقتصاد|اقتصاد]]، به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی بشری، مطرح است، و اسلام نیز نگرش خاصی به آن دارد.
 
== نگاه اسلام به اقتصاد ==
 
== اقتصاد اسلامی در ایران ==
قبل از پیروزی انقلاب، شهید محمد باقر صدر تلاش هایی جهت تبین نظام اقتصادی اسلامی و مؤلفه های مکتب اقتصادی آن مبذول داشت. پس از انقلاب اسلامی، بانکداری یکی از عرصه هایی بود که برای تطبیق آن با قوانین اسلامی، محل ورود اقتصاد اسلامی بود؛ در همین راستا قانون بانکداری بدون ربا تصویب و اجرا شد. دیگر عرصه مهم ورود اقتصاد اسلامی موضوع انفال و مالیکت منابع طبیعی بود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محل تأکید قرار گرفت. یکی دیگر از مفاهیم مهم در اقتصاد اسلامی که با پیروزی انقلاب پررنگ شد، بحث استقلال و خودکفایی بود؛ هرچند براساس نظریات رایج اقتصادی این مقوله از اهمیت چندانی برخوردار نیست، اما با توجه به شرایط جهانی در آن زمان و نیز در حال حاضر و برپایه برخی آمزوه های اقتصادی موجود، باید تا حد ممکن در راستای استقلال معقول اقتصادی همت گمارد. البته منطبق با همان نظریات اقتصادی متعارف نیز تا زمانی که کشورها به حمایت از صنایع خود اقدام کنند و امکان مبادله آزادانه کالاها و خددمات وجود نداشته باشد و پیش شرط های مربوط به بازار پول و ارز مهیا نشود، مسأله خودکفایی و استقلال اقتصادی حائز اهمیت خواهد بود.
در سال ۱۹۷۸، [[روح‌الله خمینی|آیت الله خمینی]] مدعی شد که شرکت‌های چندملیتی اقتصاد ایران را در دست گرفته‌اند و سیاست‌های [[محمدرضاشاه]] در حال به نابودی کشاندن [[کشاورزی]] است تا به خارجیان فعال در حوزه کشاورزی تجاری کمک کند؛ وی اعلام کرد که هدف اصلیش را در اقتصاد کم شدن وابستگی ایران به غرب قرار خواهد داد؛ و این که اقتصاد بر اساس تعالیم اسلام پایه‌ریزی خواهد شد.{{مدرک}}
 
== منابع ==
کاربر گمنام