تفاوت میان نسخه‌های «سوداگرایی»

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۴ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
جز (2 ویرایش خرابکارانهٔ 94.184.181.78 (بحث) به آخرین ویرایش Fatranslator خنثی‌سازی شد. ([[وپ:توینکل|...)
* ۳-جذب نیروهای متخصص خارجی به کشور که همزمان با پیشرفت تولید داخلی به پسرفت کشور مهاجر فرست منجر می‌شد.
 
اغلب کشورهای اروپایی که دارای نظام سرمایه داری تجاری بودند برای کسب قدرت و برخورداری از تراز تجاری مثبت اقدام به اعمال سیاستهای مرکانتیلیستی نمودند و بزودی تضاد منافع و درگیری میان آنها شدت یافت. جنگهایی که بین کشورهای اروپایی مانند جنگهای [[هلند]] و [[انگلستان]] یا انگلستان و [[فرانسه]] و همچنین مابین [[پرتقالپرتغال]] و [[اسپانیا]] به وقوع پیوست ناشی از همین تضاد منافع حاصل از تفکر مرکانتیلیستی بود. پیشتازان این مکتب در فرانسه کلبر و ‍ژان بدن، و در انگلستان [[الیزابت اول]] و [[کرامول]]، در هلند [[دلاکورت]]، در [[آلمان]] [[فریدریش دوم]] و [[ماریا ترزیا]] بودند. بعدها بتدریج این اهداف از طریق استعمار کشورهای آسیایی و آفریقایی تأمین شد که از آن جمله می‌توان به مستعمرات انگلیس و هلند و اسپانیا و ایتالیا و فرانسه و آلمان درآفریقا و آسیا مانند هند و آفریقای جنوبی اشاره نمود. به این شکل کشورهای سرمایه داری توانستند همزمان با تأمین مواد خام اولیه به قیمت ناچیز و استفاده از نیروی کار ارزان قیمت مستعمرات خویش، بازارهای فروش وسیع برای کالاهای ساخته شده خود را در این کشورها پیدا کنند و بدین شکل اقتصاد خود را رونق ببخشند.
 
== جستارهای وابسته ==
۴۲

ویرایش