تفاوت میان نسخه‌های «رساله منطقی-فلسفی»

ابرابزار
جز (افزودن جعبه> (درخواست کاربر:Wikimostafa) +تمیز+)
(ابرابزار)
|image=Tractatus title page 1922 Harcourt.png
|image_size=
|alt=صفحهٔ عنوان چاپ ۱۹۲۲ هارکورت
|alt=Title page of the 1922 Harcourt edition in English
|caption=صفحهٔ عنوان چاپ انگلیسی، ۱۹۲۲
|caption=Title page of first English-language edition, 1922
|author=[[لودویگ ویتگنشتاین]]
|audio_read_by=
|publisher={{longitem|style=line-height:1.25em|First published in W. Ostwald's ''Annalen der Naturphilosophie''}}
|publisher2=
|pub_date=1921۱۹۲۱
|english_pub_date=Kegan Paul, 1922
|published=
|media_type=Print
|pages=75۷۵
|awards=
|isbn=
|ISBN-note=
|isbn_note=
|oclc=
|dewey=
'''''رساله منطقی-فلسفی''''' {{به لاتین|''Tractatus Logico-Philosophicus''}}، که بیشتر به اختصار '''''تراکتاتوس'''''خوانده می‌شود، نام تنها [[کتاب]]ی است از [[ویتگنشتاین]] فیلسوف [[اتریشی]] که در زمان حیات وی به چاپ رسید. او این کتاب را در دوران سربازی و اسارت در [[جنگ جهانی اول]] نوشت. اولین چاپ آن به زبان [[زبان آلمانی|آلمانی]] با نام ''Logisch-Philosophische Abhandlung'' در سال [[۱۹۲۱ (میلادی)|۱۹۲۱]] بود و امروزه به عنوان یکی از مؤثرترین کتاب‌های فلسفی [[قرن بیستم]] شناخته می‌شود. این کتاب شامل پیش گفتار، فهرست نمادهای رساله منطقی-فلسفی، درآمدی بر این کتاب نوشته [[برتراند راسل]]، پیش گفتار نویسنده و متن رساله منطقی-فلسفی است.
 
متن رساله شامل هفت [[گزاره (منطق)|گزاره]] است که هر یک زیربخش‌هایی دارد. ویتگنشتاین در این کتاب به شرط هاییشرط‌هایی پرداخته که به وسیله یک [[زبان]] منطقی برآورده شوند. راسل نوشته شدن این کتاب را به این دلیل که ویتگنشتاین در این کتاب به قاعده‌های دستور زبان فلسفی پرداخته با اهمیت دانسته است.
 
== نظرات ویتگنشتاین در رساله ==
ویتگنشتاین جهان را شامل تمام آن چهآنچه وضع واقع است می‌داند یعنی مجموعه‌ای از بوده‌ها (آنچه هست) و اشیاء که بودن جهان را تعیین کرده‌اند. او وضع واقع را شامل بوده‌ها می‌داند که وجود وضعیت چیزها می‌باشد. [[جوهر]] جهان فقط می‌تواند یک صورت را تعیین کند و نمی‌تواند هیچ گونه خصلت‌های مادی را تعیین کند. ویتگنشتاین همانند برخی از دیگر [[فیلسوف]]ان جوهر را چیزی که مستقل از آنچه واقع است می‌داند و در تاییدتأیید نظر خود آن را دارای صورت و گنجانیده (محتوا) می‌نامد. او امور را به دو دسته ایستا و نااستوار تقسیم می‌کند و سپس به تعریف نگاره می‌پردازد. او نگاره‌ها را بوده‌هایی می‌داند که موقعیت چیزها را در مکان منطقی یعنی وجود داشتن یا نداشتن وضعیت چیزها را بر ما مشخص می‌کنند. او درست یا نادرست بودن نگاره را منوط به صرفاً شناخت آن نگاره نمی‌داند بلکه تطبیق نگاره را با واقعیت شرط اصلی شناخت درستی یا نادرستی آن می‌داند. فلسفه باید عنصر اندیشیدنی را کرانمند سازد یعنی برایش مرز تعیین کند و برای عنصر نااندیشیدنی نیز چنین کند. به این دلیل [[فلسفه]] عنصر نااندیشیدنی را از درون به وسیله عنصر اندیشیدنی محصور می‌کند و بیانگر عنصر ناگفتنی است بدین طریق که عنصر گفتنی را به روشنی بازمی نماید. صورت کلی یک گزاره در [[منطق]] همان گوهر [[گزاره]] است. توصیف کلی‌ترین صورت یک گزاره توصیف نخست نشانه کلی واحد و یگانه منطق است. [[فرگه]] می‌گوید هر گزاره‌ای که درست تشکیل شده باشد باید معنایی داشته باشد و ویتگنشتاین می‌گوید هر گزاره ممکن درست تشکیل شده‌است و اگر معنایی نداشته باشد سبب آن فقط این است که ما به برخی از سازه‌های آن هیچ نشانگری نداده‌ایم. او در ادامه می‌گوید که بحث بر سر تعدادی از مفهوم‌های بنیادی نیست که باید مشخص شوند بلکه سخن بر سر بیان یک قاعده‌است. ویتگنشتاین در ادامه رساله منطقی-فلسفی به بررسی ارتباط گزاره‌ها با یکدیگر برای نشان دادن [[قانون]]مندی آنها در یک زبان منطقی پرداخته‌است.
 
ویتگنشتاین جهان را شامل تمام آن چه وضع واقع است می‌داند یعنی مجموعه‌ای از بوده‌ها (آنچه هست) و اشیاء که بودن جهان را تعیین کرده‌اند. او وضع واقع را شامل بوده‌ها می‌داند که وجود وضعیت چیزها می‌باشد. [[جوهر]] جهان فقط می‌تواند یک صورت را تعیین کند و نمی‌تواند هیچ گونه خصلت‌های مادی را تعیین کند. ویتگنشتاین همانند برخی از دیگر [[فیلسوف]]ان جوهر را چیزی که مستقل از آنچه واقع است می‌داند و در تایید نظر خود آن را دارای صورت و گنجانیده (محتوا) می‌نامد. او امور را به دو دسته ایستا و نااستوار تقسیم می‌کند و سپس به تعریف نگاره می‌پردازد. او نگاره‌ها را بوده‌هایی می‌داند که موقعیت چیزها را در مکان منطقی یعنی وجود داشتن یا نداشتن وضعیت چیزها را بر ما مشخص می‌کنند. او درست یا نادرست بودن نگاره را منوط به صرفاً شناخت آن نگاره نمی‌داند بلکه تطبیق نگاره را با واقعیت شرط اصلی شناخت درستی یا نادرستی آن می‌داند. فلسفه باید عنصر اندیشیدنی را کرانمند سازد یعنی برایش مرز تعیین کند و برای عنصر نااندیشیدنی نیز چنین کند. به این دلیل [[فلسفه]] عنصر نااندیشیدنی را از درون به وسیله عنصر اندیشیدنی محصور می‌کند و بیانگر عنصر ناگفتنی است بدین طریق که عنصر گفتنی را به روشنی بازمی نماید. صورت کلی یک گزاره در [[منطق]] همان گوهر [[گزاره]] است. توصیف کلی‌ترین صورت یک گزاره توصیف نخست نشانه کلی واحد و یگانه منطق است. [[فرگه]] می‌گوید هر گزاره‌ای که درست تشکیل شده باشد باید معنایی داشته باشد و ویتگنشتاین می‌گوید هر گزاره ممکن درست تشکیل شده‌است و اگر معنایی نداشته باشد سبب آن فقط این است که ما به برخی از سازه‌های آن هیچ نشانگری نداده‌ایم. او در ادامه می‌گوید که بحث بر سر تعدادی از مفهوم‌های بنیادی نیست که باید مشخص شوند بلکه سخن بر سر بیان یک قاعده‌است. ویتگنشتاین در ادامه رساله منطقی-فلسفی به بررسی ارتباط گزاره‌ها با یکدیگر برای نشان دادن [[قانون]]مندی آنها در یک زبان منطقی پرداخته‌است.
 
== ترجمه به فارسی ==