تفاوت میان نسخه‌های «دقیقی»

۱۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
جز (ربات: انتقال رده به درخواست Salarabdolmohamadian از رده:شاعران فارسی‌زبان سده چهارم (قمری) به [[:رده:شاعران فارسی‌زبان سد...)
}}
[[پرونده:Firdawsi - Bidarafsh Kills Zarir, the Brother of Gushtasp - Walters W602355A - Full Page.jpg|انگشتی|چپ|[[بیدرفش]]، پهلوان تورانی، [[زریر]]، پهلوان ایرانی و عموی [[اسفندیار]] را می‌کشد. این بخش از [[شاهنامه]] سرودهٔ دقیقی است.]]
'''ابو منصور محمد بن احمد توسی''' که بیشتر به کوتاهی با نام '''دقیقی''' شناخته می‌شود (زاده‌شده پس از ۳۲۰ – درگذشت در مابین سال‌های ۳۶۷ تا ۳۶۹ هجری قمری) شاعر بزرگ [[فهرست شاعران فارسی‌زبان|پارسی‌زبان]] بود. او از نخستین کسانی بود که پیش از فردوسی تلاش کرد داستان‌های ملی ایران را به شعر درآورد و از پیشگامان حماسه‌سرایی به زبان فارسی است. بخشی از [[شاهنامه]] سرودهٔ اوست که فردوسی آنها را در اثر خود گنجانده استگنجانده‌است. زادگاه وی بنا به روایات گوناگون، [[توس]]، [[بلخ]]، [[سمرقند]] و [[بخارا]] ذکر شده است،شده‌است، اما بر پایهٔ پژوهش‌های نوین، اینگونه پنداشته می‌شود که او زادهٔ شهر [[توس]] بوده استبوده‌است. دقیقی با دربار شاهان [[سامانیان|سامانی]] در پیوند بود و به تشویق [[نوح دوم سامانی]] به نظم درآوردن [[شاهنامه ابومنصوری]] را آغاز کرد. اما پیش از آنکه آن را به پایان برساند، به دست غلام خود کشته شد. پس از آن [[فردوسی توسی]] کار دقیقی را ادامه داد و شاهنامهٔ ابومنصوری را که منثور بود به نظم درآورد. فردوسی در شاهنامهٔ خود داستان زندگی دقیقی را به کوتاهی نقل کرده و هزاربیتی که دقیقی سروده را هم در شاهنامهٔ خود گنجانده و بدین‌گونه از ازدست‌رفتن آنها جلوگیری کرده استکرده‌است. در دوران‌های نوین، از سوی خاورشناسان این دیدگاه مطرح شد که دقیقی یک زرتشتی بوده، ولی امروزه این دید با پژوهش‌های بیشتر رد شده و دقیقی را یک مسلمان شیعه به شماربه‌شمار می‌آورند. دقیقی یکی از بزرگ‌ترین و مهمترین شاعرهای فارسی‌زبان است و تأثیری فراوان بر شاعرهای پس از خود، بویژه سبک حماسی [[شعر فارسی]] گذاشته استگذاشته‌است.
 
== منبع‌شناسی ==
کتاب‌هایی که یادی از دقیقی یا شعرهایش کرده‌اند: ''[[شاهنامه]]'' فردوسی (۴۰۰)، ''[[تاریخ بیهقی]]'' (نیمه دوم سده پنجم)، ''[[شرح قصیده ابوالهیثم]]'' (پایان سده چهارم و آغاز سده پنجم)، ''[[چهار مقاله]]'' [[نظامی عروضی]] (پیرامون ۵۵۰ هجری)، ''[[حدائق‌السحر]]'' [[رشید وطواط]] (سده ششم)، ''[[ترجمان‌البلاغه]]'' (آغاز سده ششم)، ''[[لباب‌الالباب]]'' [[عوفی]] (۶۱۷ تا ۶۲۵)، ''[[مونس‌الاحرار]]'' [[محمد جاجرمی]] (۷۴۱)، ''تاریخ سیستان''، ''تاریخ گزیده'' (۷۳۰)، دیوان فرخی، غضایری، معزی، ادیب صابر، سوزنی، ''[[لغت فرس]]'' [[اسدی توسی]]، صحاح‌الفرس، فرهنگ جهانگیری، ''سخن و سخنوران'' تألیف فروزانفر، ''احوال رودکی'' از سعید نفیسی، و مقاله تقی‌زاده در مجله کاوه.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۱}}</ref>
 
در نوشته‌های [[خاورشناسان]] به دو دلیل از دقیقی یاد شده. در جای‌هایی که سخن از ادبیات فارسی و شاعرهای این زبان است، چون دقیقی از پیشگامان شعر فارسی بوده نامش در میان دیگر شاعرها آورده می‌شود. مناسبت دیگر آن است که کسانی که به جستجو در زندگانی فردوسی پرداخته‌اند، همچنان به دلیل اینکه بخشی از شاهنامه سرودهٔ دقیقی است، از پژوهش دربارهٔ او نیز سر باز نزده‌اند. در اینجا برخی از مهمترین پژوهش‌هایی که خاورشناسان دربارهٔ دقیقی انجام داده‌اند را به کوتاهی می‌آوریم. این مطالب برگرفته از مقالهٔ [[ایرج افشار]] است که در سال ۱۳۵۵ خورشیدی چاپ شده استشده‌است.<ref name="afshar">{{یادکرد وب|نویسنده =[[ایرج افشار]] |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/283818/default.aspx |عنوان = دقیقی در تحقیقات مستشرقان| ناشر =مجله دانشکده، شماره ۵، سال دوم |تاریخ =۱۳۵۵ |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
نخستین کوشش از سوی خاورشناسان برمی‌گردد به هنگامی که لمسدن، از نظامیان [[مردم انگلستان|انگلیسی]] مقیم [[هند]]، نخستین مجلد شاهنامه را در سال ۱۸۱۱ میلادی در [[کلکته]] به چاپ رسانید. پس از او کسانی که به شاهنامه پرداختند، در پیشگفتارهای خود به ناچار از دقیقی و پیشگامی او در سردون حماسه ملی ایران نیز سخن یاد کردند.<ref name="afshar" />
[[تئودور نولدکه]] در سال ۱۸۹۲ در جلد دوم مجموعه پژوهش‌های مربوط به زبان فارسی که در شهر [[وین]] انتشار یافت، ضمن بحثی دربارهٔ شعر فارسی از سهم دقیقی در حماسه ایران یاد کرد و موضوع زرتشتی بودن دقیقی را یکی از مباحث اصلی بحث خود قرار داد.<ref name="afshar" />
 
[[ادوارد براون]] که اولین مجلد از اثر پایدارش بنام «[[تاریخ ادبیات ایران]]» که در سال ۱۹۰۲ انتشار یافت، در دو صفحه از آن کتاب به زندگانی دقیقی پرداخت و ضمن بازگویی و بازبینی آنچه در کتاب‌ها و مآخذ قدیم ایرانی دیده بود، تا اندازه‌ای به دیدگاه‌های مستشرقان نیز پرداخت. او پس از آن بحث کوتاهی دربارهٔ ممدوحین می‌آورد و برخلاف پیشینیان خود می‌گوید که دقیقی زرتشتی نبوده استنبوده‌است. این نخستین بار بود که در برابر عقاید نولدکه و اته و هرن، نظری مخالف گفته می‌شد.<ref name="afshar" />
 
در سال ۱۹۱۳ نخستین مجلد از چاپ اول [[دائرةالمعارف اسلام]] انتشار یافت. در این دائرةالمعارف ذیل تخلص دقیقی پنج شش سطری به زندگانی او اختصاص داشت. این نخستین بار بود که نام دقیقی در یک دائرةالمعارف اروپایی وارد شده بود. در حالی که نام فردوسی و همگنان او سال‌ها پیش از آن در دائرةالمعارف‌های دیگر جایگاه خود را یافته بود. مقاله کوتاه دائرةالمعارف اسلام به دست کلمان هوار خاورشناس [[مردم فرانسوی|فرانسوی]] نوشته شده بود.<ref name="afshar" />
 
شدر در سال ۱۹۳۲ مقاله‌ای تحت عنوان «آیا دقیقی زرتشتی بود؟» در جشن نامه خاورشناس نامی [[جرج یاکوب]] به چاپ رسانید و این عقیده را اظهار کرد دقیقی زرتشتی نبوده استنبوده‌است.<ref name="afshar" />
 
کتاب «تاریخ ادبیات ایرانی» تألیف [[یان ریپکا]] مستشرق در سال ۱۹۵۶ به [[زبان چکی]] در [[پراگ]] به چاپ رسید. سه سال پس از آن در سال ۱۹۵۹ ترجمهٔ آلمانی آن در [[لایپزیک]] منتشر شد. ریپکا سه صفحه از این کتاب را به زندگانی دقیقی اختصاص داده استداده‌است. آنچه در تحقیق او تازگی دارد اظهارنظریست که در باب کشته شدن دقیقی بدست می‌دهد و علت آن را به دلایل آنچه فردوسی در حق دقیقی آورده است،آورده‌است، به اخلاق خشونت‌آمیز و تند دقیقی منحصر می‌کند. او می‌گوید زحمات دقیقی مقدمه بلافصل شاهنامه فردوسی بود و هنوز هم آثار آن در این منظومه به روشنی قابل درک است. درست است که دقیقی به تنهایی مبتکر سبک و وزن حماسی نبود ولی بی‌گمان در پیشرفت این دو سهیم بوده استبوده‌است و نمونه‌ای پرداخته استپرداخته‌است که فردوسی هم بدنبال آن رفته استرفته‌است.<ref name="afshar" />
 
== پیشینه به‌نظم‌درآوردن داستان‌های ملی ایران ==
در اواخر دوره [[ساسانیان|ساسانی]] کتابی به [[فارسی میانه|زبان پهلوی]] به نام [[خدای‌نامه]] نوشته شده بود که داستان‌های ملی ایران را در آن گردآوری کرده بودند. این کتاب در آغاز [[دوره اسلامی]] به دست [[المقفع]] به [[زبان عربی]] برگردانده شد و منبع اصلی «تاریخ» [[ایران باستان]] بود. عنوان شماری از کتاب‌ها دربارهٔ قهرمانان ملی ایران هم به عربی و هم به فارسی در دسترس است، که گویا از نوشته‌های [[فارسی میانه]] ترجمه شده بودند؛ که همین نوشته‌ها منابع مستقیم یا غیرمستقیم فردوسی در سرودن شاهنامه بوده‌اند. پیش از فردوسی نیز تلاش‌هایی برای به شعر درآوردن این داستان‌ها، هم به عربی و هم به [[فارسی دری|فارسی]]، انجام شده بود. در پیرامون سال ۲۰۰ هجری قمری (۸۱۵ میلادی)، [[آبان بن عبدالحمید لاحقی]] شماری از کتاب‌های ساسانی را به شعر عربی و در [[بحر رجز]] برگردانده بود، که از جمله آنها «کتاب مزدک» بود که گویا در شاهنامه هم بکار برده شده استشده‌است. در نیمه نخست سده دهم، [[مسعودی مروزی]] شاهنامه‌ای در [[بحر حجز]] سروده بود که این بحر بر پایهٔ همان اصول وزنی بحر عربی رجز بنا شده بود. از این شاهنامه تنها سه بیت به جا مانده استمانده‌است. دقیقی از شاعرانی بود که در نیمه دوم سده دهم میلادی به نظم درآوردن داستان‌های ملی ایران دست یازید، اما کار او ناتمام ماند تا اینکه فردوسی آن را به پایان رساند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده =François de Blois |نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/epics |عنوان = EPICS| ناشر =ENCYCLOPÆDIA IRANICA |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲۲ ژوئن ۲۰۱۶}}</ref>
 
در زمان سده‌های نخستین اسلام عرب‌ها آشکارا ملل دیگر را تحقیر می‌کردند. این وضع در دوره [[بنی عباس]] نهضت ملی [[شعوبیه]] را ایجاد کرد. اینان نخست برابری همه مسلمانان را اعلام داشتند، ولی پس از آن مدعی برتری [[ایرانیان]] بر عرب‌ها شدند. در این دوره کشمکشی میان نویسندگان ایرانی و عرب در زمینه ادبیات پدید آمد که هر کدام تلاش می‌کردند برتری خود را نشان دهند. از این کشمکش ادبیاتی به زبان عربی پدید آمد که از سده نهم تا یازدهم میلادی ادامه داشت. در سده نهم به این ملت‌پرستی فکری، ملت‌خواهی سیاسی نیز افزوده شد. به دنبال آن نخستین سلسله پادشاهان ایرانی در [[خراسان]] پدید آمد که از [[بغداد]] دور بود و برای همین کانون بدعت‌های پرشمار سیاسی و مذهبی به شماربه‌شمار می‌رفت.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۳۸–۳۹}}</ref> به همت شاعران فارسی‌زبان، زبان فارسی کم‌کم زبان عربی را از دربار شاهان کنار راند. فرمانروایانِ سلسله‌های نخستین ایرانی، از پیشرفت زبان کشور خود خرسند بوده‌اند، چرا که بطور غیرمحسوسی رشته‌هایی که ایرانیان را به خلافت پیوند می‌داد، می‌گسست. این خرسندی را از آنجا می‌توان دریافت که آنان بر حفظ سنت‌های تاریخی و افسانه‌ای ایران پافشاری داشتند و بکاربستن همین سنت‌ها بود که بزودی حماسهٔ ملی ایران را پدیدآورد.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۴۹}}</ref>
 
بر پایه مقدمه‌های کهن شاهنامه، در سال ۹۵۷ میلادی یعنی در بهترین دوران سامانیان، [[ابومنصور المعمری]] شاهنامهٔ پهلوی یا همان خدای‌نامه را به دستور [[ابومنصور عبدالرزاق]]، حاکم توس، به پارسی برگرداند. این شاهنامه منثور پایه‌ای برای سرودن نسخه‌های منظوم شاهنامه شد، ولی خود آن عمری کوتاه داشت. دقیقی از نخستین کسانی بود که پیش از فردوسی دست به سرودن شاهنامهٔ منظوم از روی این شاهنامهٔ منثور ابومنصوری زد. در این باره مورخی{{کدام}} آورده استآورده‌است «آنگاه که پیشانی سامانیان به تاج خراسان آراسته شد، آنان خواستار شدند که وقایع عمدهٔ شاهان قدیم ایران به شعر آورده شود. اما در این زمان مقام شعر چنان بلند نبود و آنان نتوانستند به آرزوی خود برسند تا زمانیکه [[نوع بن منصور]] به حکومت رسید. وی با تمام نیرو بر این همت گماشت که از چراغ لطف خود نور خالص این نیت را بیرون دهد و گردن بند این اقدام را بگردن دقیقی که سرمشق شعرای زمان خود بود بیاویزد».<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۵۰–۵۱}}</ref>
 
== زندگی‌نامه ==
از زندگانی دقیقی دانسته‌های اندکی در دسترس است. آنچه می دانیممی‌دانیم این است که او با دربار سامانیان در پیوند بوده و از شاهان این خاندان امیر سدید ابوصالح [[منصور یکم سامانی|منصور بن نوح سامانی]] (۳۵۰ تا ۳۶۵ هجری) و امیر رضی ابوالقاسم [[نوح دوم سامانی|نوح بن منصور]] (۳۶۵ تا ۳۸۷) را مدح گفته و گویا به فرمان امیر نوح به نظم کردن شاهنامه دست یازیده استیازیده‌است. او پس از به نظم کشیدن نزدیک به هزار بیت، در روزگار جوانی به دست غلام [[مردمان ترک|ترک]] خود کشته می‌شود. اینکه چرا غلامش او را کشته است،کشته‌است، در جایی گفته نشده استنشده‌است.<ref name="Kelly2012">{{cite book|author=Stuart Kelly|title=The Book of Lost Books: An Incomplete History of All the Great Books You'll Never Read|url=http://books.google.com/books?id=Rbi8BQAAQBAJ&pg=PT103|date=5 November 2012|publisher=Birlinn|isbn=978-0-85790-525-3|pages=103–}}</ref> اما [[محمد ریاحی]] کشته شدن او را به دلیل تعصبات مذهبی مسلمانان و گرایشی که نسبت به دین زرتشت داشته است،داشته‌است، می‌داند. بر پایهٔ گفتهٔ او، روایت کشته‌شدن دقیقی در شاهنامه، با آنچه که در تذکره‌ها آمده و قاتل دقیقی را بندهٔ خود او دانسته‌اند، یکی نیست؛ چرا که مصراع «به دست یک بنده‌بر کشته شد» این را نمی‌رساند که بندهٔ خودِ دقیقی، او را کشته استکشته‌است.<ref>{{پک|ریاحی|۱۳۸۰|ص=۹۰}}</ref>
 
هزار بیتی که او سروده دربارهٔ پادشاهی [[گشتاسپ]] و ظهور [[زرتشت]] و تاختن [[ارجاسپ]] به ایران است.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۰}}</ref> او به تشویق نوح دوم سامانی به به‌نظم‌درآوردن شاهنامهٔ ابومنصوری دست یازید.<ref>{{cite book|title=History of Civilizations of Central Asia (vol.4,part-1)|url=http://books.google.com/books?id=lodSckjlNuMC&pg=PA91|year=1992|publisher=Motilal Banarsidass Publ.|isbn=978-81-208-1595-7|pages=91–}}</ref>
 
تاریخ دقیق زادن و مرگ او دانسته نیست، ولی او به دستور نوح بن منصور (پادشاهی از ۳۶۵ تا ۳۸۷) آغاز به به نظم درآوردن شاهنامه کرد و فردوسی کار او را در پیرامون سال‌های ۳۶۵ هجری ادامه داد. مرگ دقیقی باید حدوداً پیرامون ۳۶۶ انجام گرفته باشد. افزون بر آن، آنچنان که فردوسی در شاهنامه گزارش کرده است،کرده‌است، دقیقی در سن جوانی کشته شد، از این روی می‌توان تاریخ زادن او را پس از ۳۲۰ هجری دانست.<ref name="iranica" /><ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۹}}</ref> به گفتهٔ [[محمد دبیرسیاقی]]، چون آغاز فرمانروایی نوح بن منصور در ۳۶۵ هه‍. ق است و فردوسی نیز که کشته‌شدن دقیقی را در شاهنامه خود یاد می‌کند در حدود سال ۳۷۰ هه‍. ق به نظم شاهنامه دست یازیده، بنابراین تاریخ کشته‌شدن این شاعر میان سال‌های ۳۶۷ تا ۳۶۹ هجری قمری باید رخ داده باشد.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۰}}</ref>
 
بر پایهٔ گفتهٔ [[عوفی]] «او را بسبب دقت معانی و دقت الفاظ دقیقی گفتندی». بر پایهٔ گفتهٔ [[ذبیح‌الله صفا]]، پذیرش این نکته مستلزم آن است که بپنداریم او پیش از رسیدن به مرتبهٔ استادی در شعر فارسی، لقب شعری نداشته و بنابراین این گفتهٔ عوفی را نادرست می‌داند.<ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۸}}</ref>
 
برخی او را همان ابوعلی [[محمد بن احمد بلخی]] دانسته‌اند که [[ابوریحان بیرونی]] به او و شاهنامه‌اش اشاره کرده است،کرده‌است، ولی بر پایهٔ گفتهٔ صفا، دلایلی که برای یکی دانستن آنها گفته می‌شود قانع‌کننده نیست. نخست آنکه شاعر بودن ابوعلی بلخی و نوشتن شاهنامه از روی منابع مختلف دلیل نمی‌شود که او همان دقیقی توسی باشد و دوم آنکه از گفتهٔ ابوریحان پیداست که شاهنامه ابوعلی بلخی منثور بوده است،بوده‌است، نه منظوم.<ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۹}}</ref>
 
عوفی گفته‌های دقیقی را بیست‌هزار بیت برمی‌شمرد. این گفته لزوماً درست نیست (و ممکن است بر اثر اشتباه نوشتاری «بیتی‌هزار» به «بیست هزار» رخ داده باشد،<ref name="din" />) ولی [[تاریخ هرات]] نوشته [[سیف هروی]] ۷۰ بیت در [[بحر متقارب]] در سبک حماسی را به دقیقی نسبت می‌دهد و این امکان وجود دارد که این بیت‌ها گوشه‌هایی از شاهنامهٔ او بوده باشند، هرچند که آن بیت‌ها را می‌توان بخشی از آثار دیگر دقیقی نیز به حساب آورد.<ref name="pre-mongol">{{یادکرد|نویسنده = |کتاب = Persian Literature - A Bio-Bibliographical Survey: Poetry of the Pre-Mongol Period| ناشر =Routledge |صفحه =۹۴–۹۶ |تاریخ = |شابک|978-0947593476}}</ref>
 
=== زادگاه ===
سرگذشت‌نویسان گوناگونی [[بخارا]]، [[سمرقند]]، [[بلخ]]، [[مرو]] و [[توس]] را زادگاه او دانسته‌اند. بر پایهٔ گفتهٔ [[محمد عوفی]] زادگاه او شهر توس بوده استبوده‌است و [[جلال خالقی مطلق]] با برشمردن چندین دلیل توس را زادگاه دقیقی می‌داند.<ref name="zadgah" /><ref name="iranica" /> [[دانشنامهٔ بریتانیکا]] نیز زادگاه او را توس دانسته استدانسته‌است.<ref name="britanica">{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.britannica.com/biography/Daqiqi |عنوان = Daqīqī| ناشر =Encyclopædia Britannica |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
بر پایهٔ خالقی مطلق، توس به چند دلیل زادگاه دقیقی است. نخست آنکه زمان عوفی نسبت به دیگر سرگذشت‌نویسان دقیقی، پنج‌سده پیشتر و نزدیک‌تر است و خود عوفی نزدیک به دویست سال با دقیقی فاصله دارد، بویژه آنکه عوفی سال‌ها در شهرهای [[خراسان بزرگ]] سفر کرده و یادداشت تهیه نموده. دوم آنکه بخارا از آن رو نمی‌تواند زادگاه دقیقی باشد که خود عوفی زادهٔ این شهر است و در همان‌جا تحصیل کرده و بعید است که شاعری به نامبُرداری دقیقی پس از دویست سال آنچنان از یاد همشهریانش رفته باشد که او را بیگانه بپندارند. این حکم دربارهٔ مردم دیگر شهرها مانند سمرقند و مرو و توس نیز درست است و می‌دانیم که عوفی در سمرقند و مرو به سر برده و در سال ۶۰۰ در [[نسا]] و در ۶۰۳ در [[نیشابور]] بوده و به احتمال زیاد از توس نیز دیدن کرده و با دانشمندان آنجا گفتگو و نشست‌وبرخاست داشته و افزون بر این، توس در آن هنگام هنوز گرفتار [[حمله مغول به ایران|تاخت و تاز مغول‌ها]] نشده بود و بیشتر کتاب‌ها و دیوان‌های سده‌های گذشته همچنان در دسترس بوده استبوده‌است.<ref name="zadgah" />
 
دقیقی در یکجا می‌گوید:<ref name="zadgah" />
 
=== دین ===
در شعرهای دقیقی اشاره‌هایی هست که پژوهشگران را بر آن داشته تا او را زرتشتی بپندارند. اما بر پایهٔ گفتهٔ [[جلال خالقی مطلق]] در دانشنامه ایرانیکا، به جز نام اسلامی او، اشاره‌های دیگری هست که نشان می‌دهد او یک مسلمان بوده. اگر زادگاه او توس بوده باشد که از شهرهای کهن [[شیعه|شیعه‌نشین]] بوده و در زمان فرماندار سامانی، [[ابومنصور عبدالرزاق]] به مرکز فعالیت‌های ملی‌گرایانه ایرانی تبدیل شده بوده، محتمل است که دقیقی نیز همچون فردوسی یک شیعه بوده استبوده‌است. در آن دوره بسیاری از پیروان مذهب شیعه به فرهنگ باستانی ایران افتخار می‌کردند که این کار موجب می‌شده مخالفین آنها، به آنها نام‌هایی چون [[قرمطی]] و [[شعوبی]] بدهند و آنها را در دستهٔ [[مجوس]] و [[زندیق]] قرار دهند.<ref name="iranica">{{یادکرد وب|نویسنده =Djalal Khaleghi-Motlagh |نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/daqiqi-abu-mansur-ahmad-b |عنوان = DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD| ناشر =ENCYCLOPÆDIA IRANICA |تاریخ =December 15, 1993 |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
دقیقی آغاز به نظم درآوردن شاهنامه را از پادشاهی [[گشتاسپ]] گرفته است،گرفته‌است، نه از آغاز، که این یکی از دلایلی بوده که شماری او را زرتشتی بدانند؛ ولی بر پایه خالقی مطلق، پیش از فردوسی، قهرمانان ملی ایران گشتاسپ و [[اسفندیار]] بودند، نه [[رستم]]. از آنجایی که [[گرشاسپ]] نیز جایی در [[خدای‌نامه]] و [[شاهنامه ابومنصوری]] نداشته، دقیقی کار را با پادشاهی گشتاسپ آغاز کرده که آغاز روایت [[اسفندیار]] نیز هست.<ref name="iranica" />
 
فردوسی در شاهنامه (سده چهارم)، عوفی در لباب‌الالباب (سده هفتم)، [[حمدالله مستوفی]] در تاریخ گزیده (سده هشتم)، و کسانی که پس از آنها سرگذشت دقیقی را نوشته‌اند، به نامسلمان بودن او اشاره نکرده‌اند.<ref name="din">{{یادکرد وب|نویسنده =سید محمد محیط طباطبایی |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/201792/default.aspx |عنوان = عقیده دینی دقیقی| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
دیدگاه زرتشتی‌بودن دقیقی نخستین بار توسط خاورشناسان غربی و گویا از منبعی [[هندو]] به گزارش ایشان راه یافته و رفته‌رفته پررنگ‌تر شده.<ref name="din" /> با این حال شواهد نشان از زرتشتی‌بودن او ندارد. جدا از نام او که عربی و از نام‌های [[پیامبر اسلام]] است، اینکه گفته می‌شود زرتشتیانی بوده‌اند که دارای نام‌های عربی بوده‌اند در تاریخ مصداق ندارد.<ref name="din" /> بر پایه گفتهٔ محمد جواد شریعت، زرتشتیانی که نام‌های اسلامی دارند، دست کم لقب و اشاره‌ای در نام آنان هست که نشان دهد پیرو این کیش هستند، مانند [[علی بن عباس مجوسی]] که کلمه مجوس در پایان نام او نشان از آن داد که او پیرو این کیش بوده استبوده‌است.<ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۸}}</ref>
 
در جایی دقیقی اینگونه دربارهٔ خود سخن می‌گوید:
{{پایان شعر}}
 
از جمله دلایل زرتشتی‌شمردن دقیقی بیت بالا بوده استبوده‌است. با این حال زرتشتی بودن او نامحتمل است، چرا که اینکه شاعر می‌گوید کیش زرتشتی را «برگزیده است»، نشان می‌دهد که او زرتشتی‌زاده نبوده استنبوده‌است و اگر بخواهیم او را زرتشتی بپنداریم، آنگاه باید بعدها به این دین گرویده باشد. اینکه در سده دهم در ایران یک شاعر به دینی دیگر گرویده باشد و ازدین‌برگشتگی خود را در شعر به رخ کشیده باشد، چیزی نامحتمل است که به سختی می‌توان آن را باور کرد.<ref name="pre-mongol" /> محمدجواد شریعت بر این باور است که احتمال اینکه یک زرتشتی در زمرهٔ مداحان شاهان بخارا درآید و اولیای دین اسلام را ستایش کند خیلی کمتر است تا برعکس آن، یعنی احتمال اینکه یک نفر مسلمان ایرانی و دارای گرایش به نهضت ملی [[شعوبیه]] و ایرانی‌گری، علاقه ملی و در عین حال رمانتیک به دین بهی نشان دهد، چنان‌که فردوسی در شاهنامه نشان داده استداده‌است.<ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۹}}</ref> این بیت می‌تواند به این معنی باشد که دقیقی به عنوان یک شاعر مسلمان، کیش زرتشتی را «می‌پسندد»، یا «ستایش می‌کند»، نه اینکه لزوماً به گونهٔ رسمی پیرو آن باشد. بیت‌های بالا که در آن اشاره به خوشگذرانی‌های ممنوعهٔ دیگری همچون «می خوشرنگ» نیز دیده می‌شود، می‌تواند اشاره به بازیگوشی شاعرانهٔ یک مسلمان داشته باشد و نباید به آن به گونهٔ ابراز عقیدهٔ راسخ دینی نگریسته شود.<ref name="pre-mongol" />
 
بیت‌های دیگری که می‌تواند نشان از زرتشتی بودن او داشته باشد، عبارتند از:
 
=== در شاهنامه ===
فردوسی در مقدمهٔ شاهنامه می‌گوید که چگونه آن «مرد جوان» بر آن شد تا شاهنامه منثور را به نظم درآورد، ولی او را خوی بد یار بود و پیش از آنکه بتواند سرتاسر شاهنامه را به نظم دربیاورد به دست غلام خویش کشته می‌شود. در آغاز پادشاهی گشتاسپ، فردوسی دقیقی را در خواب می‌بیند که از او درخواست می‌کند تا بخیلی نکرده و هزاربیتی که او سروده را در شاهنامه‌اش بگنجاند. از سخن فردوسی به گستردگی اینگونه برداشته شده استشده‌است که سروده‌های دقیقی تماماً آن بوده که فردوسی آنها را در شاهنامه آورده، اما اینگونه نیز می‌توان برداشت کرد که بخش مورد نظر، آخرین بخشی بوده که دقیقی پیش از «پایان زندگی خویش» به نظم کشیده، نه لزوماً تنها سروده‌های او. اینکه فردوسی هزار بیت او را گنجانده استگنجانده‌است می‌تواند برای فرار از سردون بخش ظهور زرتشت بوده باشد، چرا که به دست دادن یک تصویر مثبت از زرتشت و کیش او، می‌توانست موجب آن شود که مسلمانان به فردوسی تهمت زردشتی‌بودن بزنند.<ref name="pre-mongol" /> خالقی مطلق البته با این دید مخالف است و آن بخش از شاهنامه را دربرگیرندهٔ مطلب «حادی» نمی‌بیند که فردوسی بخواهد از آن بگریزد. او همان دلیل اینکه فردوسی به ارزش کار دقیقی آگاه بوده و خواسته این هزاربیت از دست نروند و بمانند را محتمل‌تر می‌داند.<ref name="khaleqi1" />
 
== مدح‌شدگان از سوی دقیقی ==
دقیقی با شاهان سامانی و چغانیان هم‌دوره بوده و آنان را مدح گفته استگفته‌است. برخی از مهمترین آنان عبارتند از:<ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۱۰–۱۱}}</ref>
* [[منصور یکم سامانی|امیر سدید ابوصالح منصور بن نوح سامانی]] (۳۵۰–۳۶۵). عوفی در لباب‌الالباب بیت‌های در ستایش او از دقیقی آورده استآورده‌است.
* [[نوح دوم سامانی|امیر رضی ابولقاسم نوح بن منصور بن نوح]] (۳۶۵–۳۸۷). که عوفی در لباب‌الالباب بیت‌های در ستایش او از دقیقی آورده استآورده‌است.
* امیر فخرالدوله [[آل محتاج#ابوالمظفر احمد بن محمد|احمد بن محمد]] از [[آل محتاج]]، امیر [[چغانیان]]. دقیقی در خدمت آل محتاج تقرب و حرمت فراوان داشت. ارجی که چغانیان بر دقیقی گذاردند در آینده زبانزد شاعران پس از او بوده‌است و برای نمونه [[فرخی سیستانی]] یادی از این ارج‌نهی‌ها در شعرهایش کرده‌است و نیز [[امیرمعزی]] می‌گوید:<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۰–۱۰۱}}</ref><ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۱۰–۱۱}}</ref>:
{{شعر}}
{{ب|فرخنده بود بر متنبّی بساط سیف|چونانکه بر حکیم دقیقی چغانیان}}
 
== سبک ==
به گفتهٔ دبیرسیاقی، دقیقی قدرت طبع و کلام نیک درهم بافته دارد، در غزل‌سرایی لطیف و در ستایندگی قوی و در مضمون‌آوری نوآور و تازه‌گوی است و دل‌انگیزی و روانی را در قول و غزل خویش از یاد نبرده استنبرده‌است. با این حال او را در داستان‌سرایی به پای فردوسی نمی‌داند و گشتاسپ‌نامهٔ او را پس از شاهنامه از دیگر منظومه‌های [[بحر متقارب]] برتر می‌داند.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۲}}</ref> بر پایه جلال خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا، هزاربیت دقیقی در شاهنامه نسبت به سخن فردوسی زبانی باستانی‌تر و کهنه‌تر دارد، اما خشک و تهی از استعاره‌ها و تصویرهایی است که در سخن فردوسی دیده می‌شود. فردوسی پس از آوردن سروده‌های دقیقی در شاهنامه، با آنکه با احترام نسبت به او سخن می‌گوید و او را راهبر خود می‌پندارد، ولی همزمان لب به نکوهش او نیز می‌گشاید و آن را برای حماسه ملی ایران سزاوار نمی‌بیند.<ref name="iranica" />
 
بیت‌های دقیقی در شاهنامه که به گشتاسپ‌نامه مشهور است، در تصحیح [[جلال خالقی مطلق]] ۱۰۱۵ بیت، در تصحیح [[ژول مول]] ۱۰۲۳ بیت و در چاپ مسکو ۱۰۰۹ بیت است. جلال خالقی مطلق در مقاله‌ای به بررسی سخن دقیقی در شاهنامه پرداخته و بیت‌های او را با سخن فردوسی سنجیده استسنجیده‌است. بر پایهٔ پژوهش او، سخن فردوسی در سنجش با دقیقی، از کوتاهی و ایجاز بیشتری برخوردار است و دقیقی جزئیات بیشتری را در داستان‌ها آورده و در جای‌هایی هم مطالبی که پیشتر عنوان شده‌اند را دوباره به گونه‌ای زاید تکرار کرده استکرده‌است. این تکرار و درازگویی حتی واکنش [[بنداری اصفهانی]] که شاهنامه را به [[زبان عربی]] ترجمه کرده را نیز در پی داشته و او در جایی سخن دقیقی را یکباره خلاصه می‌کند. برای سنجش، خالقی بر این باور است که فردوسی می‌توانست هزاربیت دقیقی را با ۵۰۰ یا ۷۰۰ بیت بازگو کند، از آن سو، دقیقی اگر قرار بود همهٔ شاهنامه را بسراید، به هفتاد تا صدهزار بیت نیاز داشت. از نظر تشبیه‌ها و توصیف‌های شاعرانه، سخن دقیقی به جز شمار اندکی، روی هم رفته تهی از تشبیه‌ها و توصیف‌های زیبای شاعرانه است و از این دیدگاه در سنجش با فردوسی خشک و خالی شمرده می‌شود. همچنین سخن دقیقی نیز مانند فردوسی سرشار از احساسات ملی است و به زیبایی ایران و ایرانیان را توصیف کرده استکرده‌است. همچنین دشنام‌هایی که فردوسی به کار برده، نسبت به دقیقی ملایم‌تر هستند.<ref name="khaleqi1">{{یادکرد وب|نویسنده =جلال خالقی مطلق |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/184788/default.aspx |عنوان = نگاهی به هزار بیت دقیقی و سنجشی با سخن فردوسی (1) (با یاد پژوهندهٔ فقید استاد ذبیح‌الله صفا)| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
در حماسهٔ دقیقی وقتی قهرمان تازه‌ای وارد صحنه می‌شود و سپس ناپدید می‌گردد کم‌وبیش با همان شیوه و با همان واژه‌های پیشین توصیف می‌شود، در صورتیکه فردوسی می‌کوشد آنها را به شیوه‌های گوناگون توصیف کند. در سخن دقیقی میدان‌های جنگ و بویژه جنگ‌های تن‌به‌تن کمتر از فردوسی رنگین است و گوناگونی دارد. گفتار و پیام‌ها بهتر از خود داستان بیان می‌گردد. گفتگوها اندکی ناشیانه است و تحول‌ها و تضادها گاهی مبهم و همچون آثار [[هومر]]، در کتاب دقیقی اصطلاحات ساخته و پرداخته بیش از اندازه تکرار می‌شود. در عوض دقیقی دارای شیوه‌ای کاملاً حماسی است. بدیهی است که او این سبک را یک مرتبه، ابداع نکرده بلکه پیشینیان او آن را تکمیل و رفته‌رفته بوجود آورده‌اند. بیت‌های پراکنده‌ای از پیشینیان دقیقی وجود دارد که نشان می‌دهد پیش از دقیقی نوع شعر حماسی تثبیت‌یافته بوده و فرهنگ خاص و وزن شعری خاص داشته استداشته‌است که همان بحر متقارب است.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|صص=۵۵–۵۹}}</ref>
 
از لحاظ بکار بردن واژه‌های عربی، دقیقی در ۱۰۱۵ بیت خود ۵۰ واژهٔ عربی یا معرّب را ۱۱۰ بار بکار برده استبرده‌است. در مقابل فردوسی در همهٔ شاهنامه ۶۴۲ واژهٔ عربی بکار برده است،برده‌است، که این شمار بر پایهٔ دیدگاه خالقی مطلق، در دستنویس اصلی خود فردوسی که از دست رفته بی‌گمان کمتر هم بوده استبوده‌است. اگر فردوسی در نزدیک به ۴۸ هزار بیت خود نزدیک به ۶۴۰ واژه عربی به کار برده باشد، به طور میانگین در هر هزاربیت ۱۴ واژهٔ نو عربی بکار برده است،برده‌است، در حالی که این رقم برای دقیقی ۵۰ واژه است. بسامد واژه‌های عربی در شاهنامه ۸۸۰۰ بار است، که برای فردوسی در هر هزار بیت، می‌شود ۱۸۴ واژهٔ نو یا معرب و این رقم برای دقیقی ۱۱۰ است. در نتیجه، فردوسی از دید بسامد، واژه‌های عربی بیشتری بکار برده، ولی دقیقی، نوواژه‌های عربی بیشتری دارد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = جلال خالقی مطلق|نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/184804/default.aspx |عنوان =نگاهی به هزار بیت دقیقی و سنجشی با سخن فردوسی (2) | ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref> در شعرهای پراکنده و غیرحماسی دقیقی، برخلاف شعرهای حماسی او، واژه‌های عربی زیاد به کار رفته‌اند که نشان می‌دهد پرهیز از بکاربردن واژه‌های عربی از روی عمد بوده استبوده‌است.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۵۷}}</ref>
 
هزاربیتی که از دقیقی در شاهنامه آمده استآمده‌است و به گشتاسپ‌نامه نامبردار است، درون‌مایه‌ای یکسان با کتاب پهلوی [[ایادگار زریران]] دارد. بررسی و سنجش این دو نشان می‌دهد که دقیقی از مآخذ دیگری برای سرودن گشتاسپ‌نامه بهره برده و زبان پهلوی نمی‌دانسته که یکراست از روی این نوشتهٔ پهلوی گشتاسپ‌نامهٔ خود را بسراید. در این دو نوشته، یعنی گشتاسپ‌نامه دقیقی و یادگار زریران پهلوی، ناهمسانی‌هایی بزرگ میان روند روی دادن رخدادها، مفاهیم و گاه جملات و حتی نام پهلوانان وجود دارد، هرچند که این دو نوشته خالی از شباهت هم نیستند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده =رقیه همتی |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/241896/default.aspx |عنوان =حماسه دقیقی و یادگار زریران (مقایسه گشتاسب نامه دقیقی با نوشته‌های پهلوی) | ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲۵ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
== تأثیرها ==
دقیقی یکی از مهمترین شاعران در دوره‌های نخستین شعر فارسی است. او راه را برای شاعران پس از خود همچون فردوسی هموار کرد، که فردوسی نزدیک به هزار بیت از دقیقی را در شاهنامهٔ خود گنجانده استگنجانده‌است. هر چند که نمی‌توان بوجود آوردن سبک و شیوهٔ غالب در ادبیات حماسی فارسی را تماماً به دقیقی نسبت داد، ولی بی‌گمان دقیقی سهم زیادی در بوجود آوردن آن داشته استداشته‌است.<ref name="britanica" /> پس از [[رودکی|ابو عبدالله جعفر رودکی]]، دقیقی به همراه [[ابوشکور بلخی]] و [[شهید بلخی]]، مهمترین سرایندگان سده ۱۰ میلادی هستند.<ref name="iranica" /> شاعران دوران‌های بعد دقیقی را در ردیف گویندگان بزرگ نام برده و سخن او را ستوده‌اند و از دیوانش نسخه برداشته‌اند و در طرز سخنگویی و شیوهٔ شاعری بدو اقتدا کرده‌اند. [[ناصر خسرو]] در سفرنامه از [[قطران تبریزی]]، شاعر سده پنجم یاد می‌کند که در [[تبریز]] دیوان دقیقی و [[منجیک ترمذی]] را نزد او آورده و مشکلات آن دو دیوان را از وی پرسیده استپرسیده‌است. اما امروزه جدا از هزار بیت گشتاسپ‌نامه که فردوسی آنها را در شاهنامه آورده، تنها نزدیک به سیصد بیت، از قطعه و قصیده و ابیات پراکنده در دست است.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۱}}</ref>
 
== پانویس ==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:دقیقی}}
 
[[رده:ادبیات کهن فارسی]]
[[رده:افراد ایرانی‌تبار در سده ۱۰ (میلادی)]]