تفاوت میان نسخه‌های «جنگ نامتقارن»

جز
فریدمن می‌گوید: «ضعفا در مقابل قدرتمندان باید از روشهای نامتقارن استفاده کنند و روشهای انتخابی، به تجزیه و تحلیل طرف ضعیف از نقاط آسیب‌پذیر طرف قدرتمند بستگی خواهد داشت».
چالز دونلپ می‌گوید: در وسیع‌ترین معنا، مفهوم نامتقارن در جنگ، «جنگی را توصیف می‌کند که به دنبال اجتناب از توانمندی‌های حریف است… رویکردی که سعی دارد روی هر آنچه ممکن است محاسن و مزایای نسبی یک طرف در مقابل نقاط ضعف نسبی دشمن باشد تمرکز کند.»
اگر چه این توصیفات آشکارا نادرست نیست، اما آنها نه خیلی روشنگر و نه خیلی خاص است. تعریف دیگری که اخیراً مطرح شد، تا حدی مفیدتر است، چرا که به ابعاد متفائتی اشاره می‌کند که در آن می‌توان جنگ را آغاز و نامتقارن یافت و از آن بهره‌برداری نمود :اخیراً یک نویسنده اظهار کرده‌است که «از طریق به‌کارگیری توان نظامی، سیاسی و تکنولوژیکی، استراتژیهای نامتقارن می‌توان بهبه‌طور طور موفقیت آمیزیموفقیت‌آمیزی توانمندیهای دشمن را متزلزل کند. اگر چه ممکن است نتواند، دشمن را در میدان جنگ سنتی شکست دهد ولی استراتژیهای به کار رفته ممکن است برتری دشمن را خنثی کند، ارادهٔ جنگی وی را تحلیل برد، در توانایی او برای عملیات ماثر وقفه ایجاد کند یا او را از انجام عملیات کلی بازدارد.
 
== جستارهای وابسته ==