تفاوت میان نسخه‌های «دیوید هیوم»

۶ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
جز
←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: باززدن⟸سرباززدن، نداشه⟸نداشته
(خنثی‌سازی ویرایش 23204801 توسط 5.113.7.143 (بحث) فارسی سازی)
برچسب: خنثی‌سازی
جز (←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: باززدن⟸سرباززدن، نداشه⟸نداشته)
== دیدگاه‌ها ==
=== دین ===
قبول نکردن دین و سر باززدنسرباززدن از پذیرفتن عقاید دینی اوایل (زمان پیغمبران) معمولاً به خاطر توجیه ناپذیر بودن یا مسخره بودن معجزات بوده‌است، اما امروزه گمان نمی‌کنم که شخص خردمندی بتواند حتی یک دلیل مناسب برای توجیه دین داشته باشد.<ref>The philosophical works of david hume
Edinburgh, United Kingdom
edited by william tait
# تصور هر شئ موجود به صورت ناموجود، مستلزم امتناع منطقی نیست.
# پس موجودی نیست که عدم وجود آن مستلزم تناقض باشد.<ref>ibid.page 32</ref> {{مدرک}}
در کتاب گفت‌ها در باب دین طبیعی هیوم از زبان کلیانتس انتقادات خود را به واجب‌الوجود این چنین بیان می‌کند:<blockquote>کلیانتس گفت: برای دمیا نشان دادن ضعف این دلیل آوری مابعدالطبیعی را به فیلو نخواهم سپرد. این دلیل آوری به چشم من چنان آشکارا کژبنیاد است و در عین حال برای دین و پارسایی راستین پیامدی چنان اندک دربردارد که خود جسارت خواهم ورزید تا مغلطه‌اش را نشان دهم. </blockquote><blockquote>با اظهار این نکته شروع خواهم کرد که یاوگی پیدایی هست در ادعای مبرهن ساختن شک‌زدایانهٔ یک امر واقع توسط حجتی پیشینی (گزاره‌های غیر تجربی). هیچ چیزی را نمی‌توان شک‌زدایانه مبرهن ساخت مگر آنچه خلافش متضمن تناقضی باشد. هیچ چیزی که به گونهٔ متمایز تصورپذیر باشد متضمن تناقض نیست. هر آنچه چونان موجود تصورش می‌کنیم، می‌توانیم چنان معدوم هم تصور کنیم اش. بنابراین هیچ هستی نیست که عدم‌اش متضمن تناقض باشد در نتیجه هیچ هستی نیست که وجودش را بتوان شک زدایانه مبرهن ساخت. مدعی‌اند که ایزد یک هستی ضرورتاً موجود است و می‌کوشند این ضرورت وجودش را با مسلم کردن این نکته تبیین کنند که اگر ما کل ذات یا طبیعتش را بشناسیم حتماً عدم او را آنقدر ناممکن می‌یابیم که دو ضرب در دو چهار نشود لیکن پیداست تا وقتی که قوه‌های ما همین‌ها که اکنون هستند باقی مانند این هرگز نمی‌تواند روی دهد برای ما همچنان ممکن خواهد بود که در هر زمان عدم چیزی را تصور کنیم که پیشتر موجود تصورش کرده‌ایم ذهن هم نمی‌تواند تحت ضرورتی باشد برای فرض بقای هموارهٔ یک شئ در هستی به همانگونه که تحت ضرورتی هستیم تا همواره دو ضرب در دو را چهار چهار تصور کنیم بنا بر این عبارت وجود ضروری هیچ معنایی ندارد یا به دیگر سخن هیچ معنایی ندارد که سزاوار باشد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مکالمات در باب دین طبیعی|نام خانوادگی=اسکندری|نام=حمید|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}</ref></blockquote>از نظر هیوم ادعایی غیرقابل شک است که دارای اجزای تجربی نباشد یا برای صدق آن گزاره نیاز نداشهنداشته باشیم به تجربه رجوع کنیم مانند گزاره‌های ریاضی.
 
البته در نقد هیوم گفته شده تصور شئ موجود به صورت شئ ناموجود ممکن نیست بله می‌توان گفت شئی در عالم اعتبار و ذهن معدوم شده‌است اما هیچگاه در حقیقت و خارج شئ موجود نمی‌تواند معدوم شود چرا که در خارج دو گونه است یا وجودش وابسته به وجود خود اوست یا وجودش وابسته به غیر است اگر وجودش وابسته به ذات خودش باشد مانند واجب که محال است ذاتی شئ از آن جدا شود پس همیشه وجود دارد و اگر وجودش وابسته به دیگری (که همان وجود واجب است) است یعنی ممکن‌الوجود است تا وقتی که واجب یعنی علت وجود دارد معلول یا همان شئ ممکن وجود دارد و گفته شد وجود واجب از میان نمی‌رود پس ممکن نیز از بین نمی‌رود.