تفاوت میان نسخه‌های «انقلاب ۱۳۵۷ ایران»

(جا به جایی برای افزایش انسجام مقاله)
[[اردشیر زاهدی]] مدعی است که هویدا ۳۵۰ هزار دلار برای مخارج شخصی شاهدخت اشرف به او پرداخته‌است. زاهدی می‌گفت اشرف می‌خواست یکی از معشوقان خود را به جلسات [[سازمان ملل]] ببرد. به گفته زاهدی، این معشوق گفته بود برای چنین سفری سیصد هزار دلار می‌طلبد. به رغم مخالفت شدید زاهدی با پرداخت این مبلغ، [[هیئت دولت]]، با پرداخت آن موافقت کرد.<ref>{{پک|میلانی|1380|ک=معمای هویدا|ص=325}}</ref><ref>{{پک|Milani|2000|ک=The Persian Sphinx|ص=248-249}}</ref>
 
===خودکامگی و تزلزل در محمدرضا شاه===
یک ارزیابی اطلاعاتی سازمان سیا در ۸ اکتبر ۱۹۷۱ در مورد ایران، در ابتدا به تمجید اخلاقِ کاری شاه و موفقیت‌های او در بهبود معیشت مردم می‌پردازد و می‌نویسد «بیشتر مردم به قدری سرگرم موفقیت در حوزه‌های دیگر هستند که فرصتی برای نق زدن در مورد سیاست ندارند.» این گزارش شاه را فردی «ایزوله» می‌خواند که در محیط رسمی دربار و در وضعیت «نبود تاسف‌آور ارتباط از پایین به بالا به سوی او» به‌سر می‌برد. هیچ‌یک از مقامات ایران جرأت نمی‌کنند اشتباه بودن کاری از شاه را به او گوشزد کنند.<ref>{{پک|زبان=en|Abbas Milani|۲۰۰؟|صص=۷٫۱۳۱–۷۱۳۲}}</ref>
 
شاه [[دموکراسی|مردم‌سالاری]] را برای ایران تجویز نمی‌کرد و آن را یک مانع در برابر توسعه می‌دانست. او اعتقاد داشت که یک حکومت [[استبداد]]ی مانند حکومت پدرش برای کشور مفیدتر است.<ref>{{پک|زبان=en| Mostafa Elm|۱۹۹۲||ص=۵۱}}</ref> شاه حداقل در ۱۶ سال پایانی پادشاهی‌اش، تصمیم‌گیرنده نهایی برای تمام تصمیمات کلیدی کشور بود.<ref>{{پک|زبان=en|Milani|۲۰۱۱|ک=The Shah|ص=۴۰۸}}</ref>
 
افزون بر این، زوال سیاستمداران واقع گرا تر و با تجربه‌تر نظیر [[اسدالله علم]]، [[منوچهر اقبال]]، [[محمد ساعد]] و [[ابراهیم حکیمی]] باعث شد تا حلقه مشاوران شاه به گروه کوچکی از بله قربان گوی‌های جوان تبدیل شود که برای به عرض رساندن مطالب مورد علاقه شاه با یکدیگر رقابت می‌کردند. چنین مشاوران درباری ناآگاهانه به شاه کمک می‌کردند تا تاج شاهی را بیشتر و بیشتر بروی دیدگان خود بکشد و کم‌کم به گرداب انقلاب نزدیکتر شود.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص۶۱۸</ref>