فتح‌الله امید نجف‌آبادی: تفاوت میان نسخه‌ها

محتوای حذف‌شده محتوای افزوده‌شده
FreshmanBot (بحث | مشارکت‌ها)
جز ←‏اعدام شدگان: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
جز اصلاح تاریخ با ویرایشگر خودکار فارسی
خط ۴۸:
وی اطلاعات مربوط به [[ماجرای مک‌فارلین]] را در اختیار [[سید مهدی هاشمی (پاسدار)|سید مهدی هاشمی]] قرار داد.<ref>خاطرات آیت‌الله منتظری</ref> امید نجف‌آبادی به همراه چند روحانی دیگر، از جمله [[میرعلی نقی سیدخاوری لنگرودی]]، نماینده مجلس، در دادگاه‌هایی مخفی توسط [[محمد محمدی ری‌شهری|ری شهری]] به علت به گفته آن‌ها اعمال منافی عفت (همجنس‌گرایی) محاکمه و اعدام گردید.<ref>[http://news.gooya.com/nabavi/archives/014486.php خبرنامه گویا]</ref>
 
آیت‌الله منتظری در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب | عنوان=خاطرات آیت‌الله منتظری | تاریخ بازبینی =۰۱ ۱ سپتامبر ۲۰۱۳ | مکان=ص 277}}</ref>
 
::{{کوچک}}مرحوم آقای امید را نیز در زندان متهم به اعمال منافی عفت کردند واو را به همین اتهام اعدام نمودند. آیا آقای امید که خود هم مجتهد بود و هم سنی ازشان گذشته بود اهل چنین کارهایی بود؟ ایشان از جمله افرادی بودند که در نشر تفکرات شهید مطهری بسیار نقش داشتند. نقل می‌کنند در همان ایامی که این مسایل در کشور بحثش داغ بود مرحوم آیت‌الله آقای حاج [[میرزا هاشم آملی]]، پدر همین آقایان لاریجانی‌ها، به ملاقات مرحوم آیت‌الله [[مرعشی نجفی]] رفته بودند. بعد خادم منزل برای آن‌ها چای آورده بود و سینی را گذاشته و می‌خواست برود. مرجوم آیت‌الله نجفی به شوخی به ایشان گفته بود که نه خیر شما هم نروید و اینجا باشید. می‌ترسم اگر تو نباشی بعداً بگویند آقای نجفی با آقای آملی فلان عمل را انجام داده… القصه به نظر من آقای امید نجف‌آبادی هم قربانی ماجرای مک فارلین شد.{{پایان کوچک}}
خط ۵۸:
 
== ماجرای مک فارلین ==
[[آیت‌الله منتظری]] در خاطرات خود می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب | عنوان=(انتقاد از خود صفحه ۸۰) | تاریخ بازبینی =۰۴ ۴ سپتامبر ۲۰۱۳}}</ref>
 
::{{کوچک}}در همان روزهایی که مصادف با افشای جریان [[مک فارلین]] بود، روزی آقای امید نجف‌آبادی نزد من آمد و گفت: من قبل از انقلاب باشخصی به‌نام [[منوچهر قربانی‌فر]] دوست بودم و او آن زمان برای چاپ [[تحریرالوسیله]] و حکومت اسلامی و… مبالغ قابل توجهی به من کمک می‌کرد. حال او دلال اسلحه شده و با مقامات [[آمریکا]] و [[انگلیس]] نیز رفت‌وآمد دارد و او واسطه خرید [[موشک تاو]] توسط ایران از آمریکاست. مرحوم امید در ادامه گفت: آقای قربانی‌فر می‌گوید من در اینجا مطالبی دربارهٔ آینده رهبری می‌شنوم و مطالبی بین هیئت اعزامی ایران از طرف [[هاشمی رفسنجانی]] به ریاست فرزند یا برادرزاده او با [[کاخ سفید]] و مشاور [[رونالد ریگان]] در چند محور رد و بدل می‌شود. از جمله درمورد صدور انقلاب یا به قول آمریکایی‌ها صدور تروریسم و دخالت ایران در سایر کشورها و نیز تضمین آینده نظام و رهبری و همچنین آزادی گروگان‌های لبنانی. دراین مذاکرات هیئت ایرانی در همه موارد سعی کرده رضایت آمریکایی‌ها را فراهم آورد.{{پایان کوچک}}
 
قربانی فر که امید نجف آبادی از وی برای تبلیغات کمک می‌گرفته‌است بنا به اسنادی با ساواک و اسراییل همکاری داشته‌است، در شرکت ایرانی - اسراییلی «استار لاین» که نفت ایران را به اسراییل صادر می‌کرده فعالیت داشته و با وابسته نظامی اسراییل در ایران [[یاکو نیمرودی |یعقوب نیمرودی]] ارتباط داشته‌است که مأموریت آموزش و تربیت نیروهای ساواک را بر عهده داشته و با نفوذترین چهره اسراییلی در ایران بوده‌است.<ref>{{یادکرد وب | نشانی=he Iran Deception: REAGAN'S GREATEST CRISIS: CHAPTER 3: Enough to Make a Middleman Smile | عنوان=http://articles.latimes.com/1986-12-28/news/ss-753_1_adnan-khashoggi/2 | ناشر=Los Angeles Times}}</ref>
آیت‌الله منتظری در خاطرات خود هم چنین می‌نویسد:<ref>{{یادکرد کتاب | عنوان=(خاطرات آیت‌الله منتظری پیوست‌های ۱۳۲ الی ۱۳۵) | تاریخ بازبینی =۰۴ ۴ سپتامبر ۲۰۱۳}}</ref>
::{{کوچک}}آقایان برای خرید اسلحه روابط مخفیانه‌ای با آمریکایی‌ها برقرار کرده بودند و مک فارلین مشاور رئیس‌جمهور آمریکا و همکاران او به‌طور مخفیانه و پاسپورت جعلی وارد کشور شدند. سپس با نامه‌های آقای منوچهر قربانی‌فر این مسئله برای ما برملا شد. آقای قربانی‌فر فتوکپی نامه‌های خود به آقای کنگرلو را به‌وسیله آقای امید نجف‌آبادی برای من فرستاد و طبعاً جریان مک فارلین در بیت ما مطرح شد. البته من اصلاً قربانی‌فر را ندیده‌ام و نامه‌های قربانی‌فر را ظاهراً سیدمهدی توسط یکی از دوستانش به الشراع رسانده بود و آقایان با عَلَم‌کردن این مسایل می‌خواستند به طرف‌های آمریکایی خود بفهمانند که ما با طرفداران صدور انقلاب (به قول آمریکایی‌ها تروریسم) و با مخالفان این مذاکرات و افشاکنندگان آن برخورد کرده‌ایم. در آن زمان بسیاری از تلکس‌هایی که بر روی منزل ما می‌آمد از همین موضوع حکایت داشت.{{پایان کوچک}}
 
== منابع ==
{{پانویس |۲}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:امید، فتح‌الله}}