باز کردن منو اصلی

تغییرات

۵۲ بایت حذف‌شده ،  ۲ ماه پیش
جز
ای بابا!
| {{اختیاری|[[دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر|دیپلم افتخار]]}}
|-
| [[سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر|بهترین بازیگر نقش مکملدوّم مرد]]
| [[داریوش ارجمند]]
| {{برد}}
|-
| [[سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره فیلم فجر|بهترین بازیگر نقش مکملدوّم زن]]
| [[میترا حجار]] و [[رابعه اسکویی]]
| {{نامزد}}
رضا کیانیان نیز در مقاله‌ای به نام «مشقت بیضایی بودن» به خاطرات فیلم ''سگ‌کشی'' پرداخته. او بر این باور است که «شیوه تولید سینمای ایران، بیضایی را نمی‌فهمد»، چراکه بیضایی پیش از فیلمبرداری اجزای فیلم را در ذهن ساخته و بر کاغذ می‌آورد و [[نما (سینما)|پلان]] به پلان [[دکوپاژ]] کرده و در اختیار همه عوامل می‌گذارد و هنگام اجرا سر صحنه همان چیزی را می‌خواهد که از پیش نوشته و گفته. به گفته کیانیان «بیضایی از قبل فیلمش را در ذهن ساخته‌است.» وی آورده: «روزی که از دفتر «''سگ‌کشی''» با من تماس گرفتند و خواستند که به آنجا بروم، یک انتظار چندین ساله برای من به پایان رسید. با این که بهرام بیضایی از من خواست برای [[آزمون|تست]] جلوی دوربین ویدئویی او بایستم، اما هیچ شکی نداشتم که در فیلم «''سگ‌کشی''» بازی خواهم کرد؛ و امروز می‌دانم که در تاریخ سینما، جایی کوچک اما آبرومند دارم.»<ref>{{پک|کیانیان|۱۳۸۱|ف= «مشقت بیضایی بودن» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۲۵–۲۲۹}}</ref>
 
[[داریوش ارجمند]]، بازیگر نقش حاجی نقدی، در گفتگویی برای فیلم مستند ''پروندهٔ کوتاهِ سگ‌کشی'' گفتهٔ خود را هنگام گرفتن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوّم مرد از دست [[فرامرز قریبیان]] در [[نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر|جشنواره نوزدهم فجر۱۳۷۹]] تکرار می‌کند که «نقش کوچک وجود نداره وقتی نقش کوچک رو بهرام بیضایی نوشته باشه.» این گفته سپس‌تر بارها تکرار شده.<ref>{{پک/بن|تیر ماه ۱۳۹۵|ک= برای ایفای نقش مالک اشتر مبعوث شدم / از هنرجویانم تست نمی‌گیرم}}</ref> ارجمند برای بازی در این فیلم، که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۹ را نیز گرفت، به جای دستمزد شمع کیک تولَد بیضایی را خواسته و گرفته‌است.<ref>{{پک|ارجمند|۱۳۹۶|ف=با نوشته بیضایی نمی‌شود بد بازی کرد|ص=۱۰}}</ref>
{{جعبه نقل قول| نقل قول=[[پرونده:Mozhdeh Shamsai 14 8711121414.jpg|150px|بی‌قاب|راست|هیچ]]. . . یکی از صحنه‌هایی که خودم خیلی دوستش دارم و تصور می‌کنم از معدود صحنه‌هایی است که خود واقعی گلرخ را در آن می‌بینیم صحنهٔ ملاقات سوم گلرخ با فرشته اقتداری است. . . . پیش از گرفتن اولین پلان این صحنه آقای بیضایی به من گفت: «خب، می‌خوای در این صحنه چه کار کنی؟» گفتم: «در سناریو نوشته گلرخ در جواب سؤال فرشته گریه‌ای جان‌سوخته می‌کند». بیضایی گفت: «آره، ولی یادت باشد نباید این گریه از ضعف و ناتوانی و دلسوزی به حال خود باشد؛ بلکه یک انفجار است، خروش و غرشی است از شدت خشم و نفرت و بیزاری. به اینها فکر کن. هرچه محاسبه‌نشده‌تر کار کنی موفق‌تری و هرچه خودجوش‌تر بهتر. تمرین هم نمی‌کنیم. اگر در برداشت اول چیزی به نظرم آمد بار دیگر می‌گیریم، در غیر این صورت یک برداشت برایم کافی است». بیضایی با گفتن همین چند کلمهٔ ساده تمام مقصود و منظورش از این صحنه را به من منتقل کرد، به‌طوری‌که همان برداشت اول مورد قبول واقع شد.{{سخ}}مژده شمسایی، «گفتگو با مژده شمسایی بازیگر نقش گلرخ کمالی».<ref>{{پک|کیانیان|۱۳۸۱|ف= «گفتگو با مژده شمسایی بازیگر نقش گلرخ کمالی» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۰۱–۲۰۲}}</ref>|عرض= ۴۵۰px|رنگ پس‌زمینه=#E0E6F8}}
{| class="wikitable"