تفاوت میان نسخه‌های «آلپ ارسلان»

۲۵ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
جز (افزودن یک تصویر به بخش سکه شناسی، و دو تصویر از آلپ ارسلان به ابتدای مقاله در فضای خالی زیر نوبار(در دیوایس های متوسط و بزرگ))
== به قدرت رسیدن آلپ ارسلان ==
 
آلپ ارسلان یا آلب ارسلان دومین سلطان از سلسلهٔ سلاجقه و سلجوقیان بزرگ است. القاب وی عضدالدوله تاج المله یمین امیرالمؤمنین و ابو شجاع است و توقیع او اعتصمت بالله و ینصرالله است. به علت آنکه [[ابن ندیم]] اصل او را نور می‌داند به عادل نوری نیز معروف است. بر سر [[تاریخ تولد]] او اختلاف وجود دارد. ابن اثیر معتقد است او در محرم ۴۲۰ زاده شده‌است اما [[ابن خلکان]] معتقد است او در سال ۴۲۰ قمری می‌داند البته با توجه به نوشته ابن اثیر مبنی بر شرکت آلپ ارسلان در جنگ مودود بن [[مسعود غزنوی]] در سال ۴۳۶ق/۱۰۴۴م و پیروزی او در این جنگ بعید به نظر می‌رسد روایت ابن خلکان در مورد سال تولد آلپ ارسلان درست باشد چون آلپ ارسلان نمی‌توانسته در زمان جنگ کودکی ۱۲ ساله باشد.<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref> او [[برادر زاده]] [[طغرل سلجوقی]] نخستین فرمانروای سلجوقیان است. او دوران نوجوانی خود را در [[بلخ]] سپری کرد پدر او چغری بیک در زمان سلطنت برادرش بر نواحی شرقی قلمرو سلاجقه یعنی خراسان و ماوراءالنهر حکومت داشت.<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=20و21}}</ref> هنگامی که آلپ ارسلان مشغول جنگ با [[مودود غزنوی]] بود او به خاطر بیماری پدرش چغری بیک اداره امور نواحی بلخ طخارستان ترمذ و قبادیان به دست گرفت او در جنگ با غزنویان پیروز شد و هزاران نفر اسیر کرد و غنایم بسیاری به دست آورد.<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref> بعد از آنکه پدرش در صفر۴۵۲ /مارس ۱۰۶۰ و به گفته ابن اثیر در رجب ۴۵۱ در ۷۰ سالگی در گذشت<ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=21}}</ref><ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|ستار زاده|۱۳۸۶|ک=سلجوقیان|ص=56}}</ref> و در نهایت فرمانروایی کل خراسان با حمایت طغرل به الب ارسلان رسید.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=سلجوقیان از آغاز تا فرجام|ص=103}}</ref><ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref> [[طغرل]] بیک در روستای طحرشت از توابع [[ری]] درگذشت او فرزندی نداشت و بنا بر یک سنت عشیره ایی بعد از مرگ برادرش با بیوه چغری بیک مادر سلیمان ازدواج کرد<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=سلجوقیان از آغاز تا فرجام|ص=103و 104}}</ref><ref>{{پک|ستار زاده|۱۳۸۶|ک=سلجوقیان|ص=56}}</ref> و ظاهراً به تشویق همسرش سلیمان را به جانشینی برگزید این مسلیه باعث اختلافاتی میان هواداران آلپ ارسلان و سلیمان شد.<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=21و22}}</ref> پس از درگذشت چغری بیک وزیرش [[عمیدالملک کندری]] به بیعت گرفتن برای سلیمان برخاست دلیل او بر این کار این بود که چغری سلیمان را به ولایتعهدی خود برگزیده بود<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=سلجوقیان از آغاز تا فرجام|ص=103}}</ref> و به نام او خطبه خواندو برای این که سپاه از سلیمان طرفداری کند به سپاهیان ۷۰۰ هزار دینار پاداش داد و بسیاری پارچه دیبا و زر دوزی شده و سلاح میان سپاهیان بخش کرد<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref> این امر باعث نارضایتی طرفداران آلپ ارسلان شد به طوری که دو نفر از آنان در قزوین به نام آلپ ارسلان خطبه خوانند<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|ستار زاده|۱۳۸۶|ک=سلجوقیان|ص=56}}</ref> در این زمان [[آلب ارسلان]] و وزیرش خواجه نظام الملک در خراسان بودند. آلپ ارسلان که خود را شایسته تراز سلیمان می‌دید از سلیمان سرپیچی کرد خود را سلطان سلجوقیان می‌دید امیر خاندان سلجوقی نیز او را پذیرفت<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=22}}</ref> عمید الملک وقتی این وضعیت را مشاهده کرد از تصمیم خود منصرف شد و در ری به نام سلیمان و آلپ ارسلان تواماً خطبه خواند<ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=22}}</ref><ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|ستار زاده|۱۳۸۶|ک=سلجوقیان|ص=56}}</ref><ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=سلجوقیان از آغاز تا فرجام|ص=104}}</ref> نظر کندری بر این بود که سلیمان [[ولی عهد]] باقی بماند اما به جز به آلپ ارسلان عده ایی دیگر با این جریان مخالف بودند؛<ref>{{پک|ستار زاده|۱۳۸۶|ک=سلجوقیان|ص=57}}</ref><ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=22}}</ref> که در راس این ناراضیان «شهاب الدوله قتلمش» پسرعموی چغری بود.<ref>{{پک|دیانت|ف=الب ارسلان|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref>{{پک|حلمی|۱۳۹۳|ک=دولت سلجوقیان|ص=۲۲}}</ref>
 
== برخورد و درگیری با مدعیان ==