نورالدین اشنی: تفاوت میان نسخه‌ها

←‏وفات: افزودن بخش همسر و فرزندان و اصلاح ساختاری و ارجاعی بخش وفات
(←‏مباحث متفرقه: اصلاح فرمت شعر ایشان)
(←‏وفات: افزودن بخش همسر و فرزندان و اصلاح ساختاری و ارجاعی بخش وفات)
{{م|یا زِ کاهی برباید الف و عکس کند}}{{م|تا گهی باز نماید کُهِ سَر برده نماه}}
{{پایان شعر|۱۳۴۱/۸/۱۴ شمسی}}
 
== همسر و فرزندان ==
همسر ''نورالدین اشنی قودجانی''، ''حاجیه خانم آقا کثیری'' بودند. ایشان شش فرزند داشتند که شامل دو پسر به نام‌های ''آصف'' و ''اسعد'' و چهار فرزند دختر می‌شد.<ref>
{{cite book
|last = كرباسی زاده اصفهانی
|first = علی
|author-link =
|date =
|title = مشاهير مزار علامه ميرزا ابوالمعالی كلباسی
|url = https://www.ghbook.ir/index.php?name=%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1%20%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%20%DA%A9%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C&option=com_dbook&task=readonline&book_id=15500&page=225&chkhashk=0710711B53&Itemid=218&lang=fa&tmpl=component
|location = اصفهان
|publisher = كانون پژوهش
|quote = ۱۳۸۴
|language = fa
|volume =
|page = ۲۲۵
|isbn =
}}
</ref>
 
== وفات ==
نورالدین اشنی که پیشتر نیز به ناراحتی قلبی مبتلا بوده و یکبار در سال ۱۳۵۵ ش.شمسی (۱۳۹۶ ققمری) دچار حمله قلبی شده بود، سرانجام در ساعت‌های آغازین روز دوازدهم ذی قعدهٔذیقعده سال ۱۳۹۸ ق.قمری برابر با [[۲۳ مهر|۲۳ مهرماه]] ۱۳۵۷ ش.شمسی دچار سکته قلبی شد و از هم و غم دنیا آسوده گشت. همسر ایشان دربارهٔ سبب فوت ناگهانی وی نقل کردندکرده‌اند که:<ref>{{یادکرد وب |url=http://takhtefoulad.org/mashahir/olama/nooredin%20ashni.htm |title=وبگاه تخت فولاد |accessdate=۱۴ ژوئیه ۲۰۱۱ |archiveurl=https://web.archive.org/web/20100724205126/http://www.takhtefoulad.org/mashahir/olama/nooredin%20ashni.htm |archivedate=۲۴ ژوئیه ۲۰۱۰ |dead-url=yes }}</ref>
{{cite book
{{سخ}}
|last = كرباسی زاده اصفهانی
{{نقل قول|حال عمومی آیت‌الله قودجانی در چند روز قبل از وفاتشان، خوب بود و مشکل خاصی نداشتند اما از شب قبل از وفات مقداری اظهار ناراحتی کردند و صبح زود روز بعد، با اینکه شیوهٔ ایشان این بود که هر روز مقداری در حیاط منزلشان پیاده‌روی می‌کردند، نتوانستند این کار را مثل روزهای قبل انجام دهند و به اتاق خود برگشتند. پس سراغ رادیو رفتند و یک مرتبه من دیدم که آقا دستشان را خیلی محکم بر روی دست و زانویشان زدند و بعداً متوجه شدم که ایشان خبر تبعید [[سید روح‌الله خمینی|امام]] [خمینی] از [[عراق]] به [[پاریس]] را از اخبار شنیده و بسیار ناراحت شده‌اند و چندین بار پشت سر هم گفتند که این‌ها می‌خواهند آقای خمینی را بکشند، این‌ها می‌خواهند هواپیمای ایشان را ساقط کنند…! بعد از این بود که آقا که خیلی منقلب شده بودند قصد بیرون رفتن از منزل را کردند که من به ایشان گفتم حال شما خوب نیست، چطور می‌خواهید بیرون بروید و نهایتاً استخارهٔ ایشان برای بیرون رفتن از منزل بد آمد. آقا همین‌طور با حالت ناراحتی، به پشتی خود تکیه داده بودند و من مشغول تهیه صبحانهٔ ایشان بودم و تصور می‌کردم که ایشان خواب رفته‌اند. چندین بار ایشان را صدا زدم که بلند شوید، صبحانه آماده‌است. امّا بیدار نشدند. همان ساعتی که ما فکر می‌کردیم آقا خوابند، به راحتی و آسودگی، به خواب ابدی رفته بودند.}}
|first = علی
پیکر وی پس از تشییع و اقامه نماز توسط [[میرزا امام دهکردی]]، در [[تکیه کلباسی (ابوالمعالی)|تکیهٔ میرزا ابوالمعالی کلباسی]]، در داخل بقعه جنب قبر پدرشان دفن گردید. بر روی سنگ قبر وی جملات زیر نقش بسته‌است:
|author-link =
«کلّ من علیها فان هذا مرقد المرحوم المبرور العلامْ الحجْ شیخ الفقهأ و الحکمأ و الخطبأ و العارف الربانی آیت‌الله الحاج الشیخ نورالدین الاشنی ابن المرحوم الشیخ محمدحسین طاب رمسهما المتوفی فی ۱۲ ذی القعده سنه ثمان و تسعین ثلاثمائه بعد الالف ۱۳۹۸»
|date =
|title = مشاهير مزار علامه ميرزا ابوالمعالی كلباسی
|url = https://www.ghbook.ir/index.php?name=%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1%20%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%20%DA%A9%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C&option=com_dbook&task=readonline&book_id=15500&page=224&chkhashk=861F21E23B&Itemid=218&lang=fa&tmpl=component
|location = اصفهان
|publisher = كانون پژوهش
|quote = ۱۳۸۴
|language = fa
|volume =
|page = ۲۲۴
|isbn =
}}
</ref>
 
{{نقل قول|حال عمومی آیت‌الله قودجانی در چند روز قبل از وفاتشان، خوب بود و مشکل خاصی نداشتند اما از شب قبل از وفات مقداری اظهار ناراحتی کردند و صبح زود روز بعد، با اینکه شیوهٔ ایشان این بود که هر روز مقداری در حیاط منزلشان پیاده‌روی می‌کردند، نتوانستند این کار را مثل روزهای قبل انجام دهند و به اتاق خود برگشتند. پس سراغ رادیو رفتند و یک مرتبه من دیدم که آقا دستشان را خیلی محکم بر روی دست و زانویشان زدند و بعداً متوجه شدم که ایشان خبر تبعید [[سید روح‌الله خمینی|امام]] [خمینی] از [[عراق]] به [[پاریس]] را از اخبار شنیده و بسیار ناراحت شده‌اند و چندین بار پشت سر هم گفتند که این‌ها می‌خواهند آقای خمینی را بکشند، این‌ها می‌خواهند هواپیمای ایشان را ساقط کنند…! بعد از این بود که آقا که خیلی منقلب شده بودند قصد بیرون رفتن از منزل را کردند که من به ایشان گفتم حال شما خوب نیست، چطور می‌خواهید بیرون بروید و نهایتاً استخارهٔ ایشان برای بیرون رفتن از منزل بد آمد. آقا همین‌طور با حالت ناراحتی، به پشتی خود تکیه داده بودند و من مشغول تهیه صبحانهٔ ایشان بودم و تصور می‌کردم که ایشان خواب رفته‌اند. چندین بار ایشان را صدا زدم که بلند شوید، صبحانه آماده‌است. امّا بیدار نشدند. همان ساعتی که ما فکر می‌کردیم آقا خوابند، به راحتی و آسودگی، به خواب ابدی رفته بودند.}}
 
پیکر وی پس از تشییع و اقامه نماز توسط [[''میرزا امام دهکردی]]''، در [[تکیه کلباسی (ابوالمعالی)|تکیهٔ میرزا ابوالمعالی کلباسی]]، در داخل بقعه جنب قبر پدرشان دفن گردید. بر روی سنگ قبر وی جملات زیر نقش بسته‌است:<ref>
{{cite book
|last = كرباسی زاده اصفهانی
|first = علی
|author-link =
|date =
|title = مشاهير مزار علامه ميرزا ابوالمعالی كلباسی
|url = https://www.ghbook.ir/index.php?name=%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1%20%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%20%DA%A9%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C&option=com_dbook&task=readonline&book_id=15500&page=225&chkhashk=0710711B53&Itemid=218&lang=fa&tmpl=component
|location = اصفهان
|publisher = كانون پژوهش
|quote = ۱۳۸۴
|language = fa
|volume =
|page = ۲۲۵
|isbn =
}}
</ref>
 
{{نقل قول|«کلّ من علیها فان هذا مرقد المرحوم المبرور العلامْ الحجْ شیخ الفقهأ و الحکمأ و الخطبأ و العارف الربانی آیت‌الله الحاج الشیخ نورالدین الاشنی ابن المرحوم الشیخ محمدحسین طاب رمسهما المتوفی فی ۱۲ ذی القعده سنه ثمان و تسعین ثلاثمائه بعد الالف ۱۳۹۸»}}
 
 
<gallery>