گنوس یا گنوسیس (به یونانی کهن: γνῶσις) واژه‌ایست یونانی به معنی معرفت. مکتب گنوسیس جریان فکری کهنی است که بر آگاهی از رازهای الهی تأکید می‌ورزد. گنوسیس یا معرفت از راه تجربه مستقیم مکاشفه یا تشرف به سنت رازآمیز و باطنی به دست می‌آید. مکتب گنوسی، که به قول یوناس پیام خدای ناشناخته است، مجموعه‌ای از ادیان، مذاهب و نحله‌های دینی ای است که در قرون اول و دوم قبل از میلاد و نیز در قرون اول و تا سوم پس از میلاد در فلسطین، سوریه، بین النهرین و مصر وجود داشته‌است. در همه این فرق نوعی معرفت باطنی و روحانی و فوق طبیعی، که می‌توان از آن به کشف و شهود و اشراق تعبیر کرد، مایه نجات و رستگاری انسان شناخته شده‌است و به همین مناسبت همه آن‌ها را تحت عنوان گنوسی ذکر کرده‌اند.

ایران مرکز آیین گنوستیکویرایش

تا حدود یکصد سال پیش اعتقاد راسخ تمام محققین این بود که ایران مرکز و خاستگاه گنوستیسیزم در جهان است. محققینی مانند گئو ویدنگرن، رودلف بولتمان، ریشارد رایتزنشتاین تحقیقات سترگی در این زمینه انجام داده بودند. اما با کشف متون پارتی و فارسی میانه مانوی تورفان و با انتشار متون قبطی مانوی و به ویژه  متن یونانی دست نوشته های مانوی کلن این احتمال پیش آمد که شاید خاستگاه مانویت ایران نباشد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، توافقی نا نوشته صورت پذیرفت که مفاهیم مانند نژآد آریایی و موضوعاتی که می توانست موجب احیاء اندیشه های مرتبط با آن باشد نادیده گرفته شود. تحقیقات اوستا شناسی تقریبا متوقف شد و در ایران نیز عملا توان دفاع و پی گیری علمی وجود نداشت. ولی با انتشار مجموعه پاپیروسهای یونانی دانشگاه کلن به همت لودویک کونن و آلبرت هنریکس جامعه علمی جهانی تصمیم گرفت که مبداء مانویت را مسیحی و یا یهودی بداند. اما همچنان محققانی با مدارک واضح مانند پرودس اوکتور شروو بودند که با انتشار مقالات و کتب مختلف از این گرایش علمی اظهار تعجب می کردند. دیدگاهی شروو در کتاب عناصر ایرانی در کیش مانوی، با رویکردی تطبیقی - تقابلی منتشر گردیده است. اما در ایران جز ابولقاسم اسماعیل پور ،محقق جدی در این زمینه به وجود نیامد که البته برد او در سطح بین الملل چندان چشمگیر نبود.

مسیحیت و آیین گنوستیکویرایش

بیشتر فرقه‌های گنوسی مسیحی بوده‌اند. برخی از فرقه‌های گنوسی پیش از مسیحیت هم وجود داشته‌اند. برخی از آن‌ها از قبیل مانویت و فرقه‌های صبی‌ها با همه تأثیرپذیری از مسیحیت، مسیحی نبوده‌اند. کلیسا شمعون مجوسی را مسبب، و ساماریا را مرکز این بدعت می‌داند. اما به نظر می‌رسد که کل جریان را نمی‌توان به فردی خاص نسبت داد. این تفکر حاصل افکاری است که در آن زمان رایج بوده‌است. برای تبیین حرکت گنوسیه باید به جریان ترکیب گرایی ادیان توجه داشت. این امتزاج و اختلاط انواع گوناگون عقاید بیشتر در شروع هر قرن نخست مسیحی بوده‌است؛ اما رد پای آن را پیش از این زمان هم می‌توان یافت. همجوشی عقاید در مناطق شامات، فلسطین، مصر و بین النهرین تا حد زیادی از اندیشه زرتشتی ایران قدیم متأثر بوده‌است.[۱]

پیوند به بیرونویرایش

منابعویرایش