باز کردن منو اصلی

آنام نام یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به تهیه‌کنندگی اسماعیل عفیفه و کارگردانی جواد افشار و به نویسندگی امیرعباس پیام است که در سال ۱۳۹۶ تولید شده‌ است. تیتراژ پایانی این سریال با نام گرداب توسط احسان خواجه‌امیری اجرا شده‌است.

Anamseries.jpg
گونهمجموعه تلویزیونی
نویسندهامیرعباس پیام
کارگردانجواد افشار
بازیگرانگلچهره سجادیه
عبدالرضا اکبری
مهرانه مهین‌ترابی
مجید واشقانی
شبنم قلی خانی
سامیه لک
امیررضا دلاوری
ناصر هاشمی
کوروش زارعی
لاله مرزبان
مهشید جوادی
میثم ولیخانی
احمد پورخوش
شیرین آقارضاکاشی
علیرضا پورصدیقیان
آیدا جعفری
آهنگ پایاناحسان خواجه‌امیری
آهنگسازافشین عزیزی
کشور سازنده ایران
زبان‌(های) اصلیفارسی
تعداد قسمت‌ها۶۲
تهیه‌کنندهاسماعیل عفیفه
تدوین‌گرامیر ادیب‌پرور
فیلم‌برداریمیلاد پرتوی
عبدالله عبدی‌نسب
محمد مجلل
شبکه اصلیشبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایران
انتشار اولیه۷ بهمن ۱۳۹۶ – ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ پخش مجدد دی ۱۳۹۷ شبکه آی فیلم
بعدازفصل دوم لیسانسه‌ها
قبل‌ازرهایم نکن

این سریال در شهرستان کلیبر و روستای نوجه ده در آذربایجان شرقی و تهران فیلم برداری شده‌است.

خلاصه داستانویرایش

داستان زندگی زنی میانسال به نام مارال است که زندگی پر ماجرا و سختی را پشت سر گذاشته و با تکیه بر قدرت اراده اش توانسته خود و خانواده اش را به آرامش و آسایش برساند. اما برملا شدن رازی، این آرامش را از او سلب کرده و زندگی اش را دوباره دچار تلاطم بزرگی می‌کند. او در می‌یابد تمام کسانی که عاشقش بوده و دوستش داشته‌اند، جنایات بزرگی در حق او مرتکب شده‌اند. پس تصمیم می‌گیرد برای به دست آوردن هر آنچه که به ناحق از او گرفته شده، بجنگد.

بازیگرانویرایش


با معرفی:

با حضور:


تغییر نام مجموعهویرایش

ابتدا نام «مهر نامیرا» برای این سریال برگزیده شده بود که بعدها با نظر عوامل سازنده به نام ترکی «آنام» به معنی «مادرم» تغییر یافت.[۱]

نقدویرایش

آنام قصه اسارتها در زنجیر سنتهای غلط و جهل و تعصبهاست. قصه درد و رنج یک دختر جوان است که می‌خواهد به‌طور مستقل عشق و آینده زندگی خود را انتخاب کند اما در مبارزه با قیدوبندهای جاهلانه و دست و پاگیر اجتماعی دچار ناملایمات فراوانی می‌شود و سرنوشتی کاملا متفاوت با خواسته خود پیدا می‌کند. آنام قصه مرگ آرزوهاست.[۲]

درونمایه دیگر سریال مفهوم مکافات است که گریبان انسان را رها نمی‌کند. هر عملی نتیجه و مکافاتی دارد که گویا سرنوشت محتوم انسان است وگذشت زمان نیز فقط آن را زیر خاکستر نگه می‌دارد تا زمانی که دوباره شعله ور گردد. و آغاز سریال درست در زمانی است که کم کم باد خاکسترها را از روی آتش کنار زده و شعله‌ها دیده می‌شود. هر لحظه انتظار شعله ور شدن و گرگرفتن آتش می‌رود. امید پدر آرزو خطای بزرگی انجام داده و بچه ای را از مادرش جدا کرده‌است اما پس از سی سال اکنون نوبت مکافات است و هیچ راهی برای فرار وجود ندارد و هر دست و پا زدنی او را بیشتر در باتلاق فرو خواهد برد.[۲] .

موسیقیویرایش

شمارهنامخوانندهمدت
۱.«گرداب» (تیتراژ پایانی)احسان خواجه امیری۴:۲۳

منابعویرایش