باز کردن منو اصلی


نمونه‌ای از چشم‌زخم
نقشی از پری در کلکته، ۱۸۷۵ میلادی

باور عامیانه(مردمی) یا فولکلور (به فرانسوی: Folklore) را می‌توان مجموعه‌ای دربرگیرنده افسانه‌ها، داستان‌ها، موسیقی، تاریخ شفاهی، ضرب‌المثل‌ها، هزلیات، پزشکی، باورهای مردمی درباره بخت و شگون و چشم زخم، لالایی مادران، پایکوبی بومی، آیین ها و شیوه ها و سنّت ها دانست. فولکلور از دو واژه انگلیسی فولک (دنباله روی از واژه Volk در زبان آلمانی و برابر با Folc در انگلیسی باستان) برابر با مردم، مردان، مردم کوچه بازار، انبوه و لور ( lar در انگیسی کهن) برابر با یادگیری، آموخته، آگاهی، دانش[۱] تشکیل شده‌است.[۲]

فولکلور را بیشتر در بررسی توده‌های نیاموخته و درس نخوانده مردم می‌جویند معمولاً در میان اقوام قدیمی بویژه آنها که شهرنشین نبودند نمونه‌هایی بیشتر از فولکلور یافت می‌شود.[۳] واژه فولکلور را برای اولین بار ویلیام تامس عتیقه‌شناس انگلیسی در مقاله‌ای که موضوع آن بحث دربارهٔ دانش عامیانه و آداب و رسوم سنتی بود بیان داشت.[۴] این اصطلاح از نیم قرن پیش نیز در ایران و ادبیات آن راه یافته‌است و به‌تدریج این اصطلاح به‌معنی دانش عامیانه و دانستنی‌های تودهٔ مردم رواج یافت و «فرهنگ عامه»، «فرهنگ عامیانه»، «فرهنگ توده» و «فرهنگ مردم[۵]» نامیده شد.[۶]

داستان های مردمی در ایرانویرایش


ایران به لحاظ قدمت تاریخی دارای تنوع آداب و رسوم و عقاید است و به همین لحاظ دارای باورهای عامیانه غنی است. در ایران افسانه‌سرایی و قصه‌گویی از سنن دیرباز ایرانیان محسوب می‌شود. گرچه نوشتارها دراین باره بسیار است ولی ردپای این گونه داستان ها را بیشتر باید درمیان روستاییان ایران و نانوشته_ ویژگی بنیادی فولکلور_ جست.

از این میان شخصیت هایی سربرآورده اند که کاربردهای سرگرمی، آموزشی و یا ترساننده داشته اند، مانند لولو و دیگ به سر[۷].

از نمونه هایی نوشتاری شناخته تر این دست داستانها هزارویکشب، داستانهای سندباد دریانورد، امیر ارسلان نامدار، حسین کرد شبستری و سمک عیار است.

سوای آثار مکتوب، هزاران قصه و افسانه و داستان به‌طور شفاهی و سینه به سینه در روستاها و شهرها و کوهپایه‌های این مرزوبوم رایج بود که یا در قهوه‌خانه‌ها توسط افرادی به نام نقال یا نقالی ایرانی یا شب‌ها در خانه‌ها بازگو می‌شد و شاید تا بیست‌سال بیش در هر خانواده دستکم یک نفر که بهتر داستان بگوید و ده‌ها داستان بداند وجود داشت و زندگی و آداب و رسوم ما رنگ غنی و خاص فرهنگ عامیانه خود را دارا بود. داستانهای جن و پری نیز بخش بزرگی از باورهای مردمی و سرگرمی های شبهای دراز زمستان و خستگی در کردن تابستانی پس از کار روزانه تابستان بودند. [۸]

ضرب المثل (زبانزد)ویرایش

خرد و دانش مردمان کوچه و بازار و آموزگار ندیده، بسته و وابسته به همین گونه برجسته از فرهنگ بومی است. ضرب المثل ها آینه زندگی روزانه و راهکار سختی های آن و رهنمود پسند و ناپسند رفتارهای همه گیر برای مردمان گاهی نادان، گردنکش، گستاخ، تنگ چشم، گیج، تندخو، ساده دل و سختگیر است.[۹]

پایکوبی بومی (رقص سنتی)ویرایش

فرهنگ مردمی و بومی از ویژگیهای رنگارنگی برخوردار است که در میان آنها پایکوبی و دست افشانی به بهانه بزرگداشت رویدادهای گوناگون، جایگاه ویژه ای در پاسداری از یکپارچگی مردم، تندرستی، بهداشت روانی و بالا بردن آمادگی مردم برای نبرد داشته و دارد.[۱۰]از ویژگی های نمایان و فراگیر پایکوبی بومی، داشتن بخشی گروهی و هماهنگ بودن حرکت ها و نمایش حالت یگانگی در میان رقصندگان است که یادآور انگیزه و ریشه این گونه پایکوبی هاست. این نکته بویژه در پایکوبی کردی روشن است و نمونه هایی در یونان (زوربا)[۱۱]، روسیه(گروه بیریوزکا)[۱۲]و ایرلند (گامه)[۱۳]و دیگر جاها از آن دیده می شود.

ترانه ها و آهنگ های بومیویرایش

ترانه های بومی بخش جدایی ناپذیر از فرهنگ بومی و مردمی را می سازند. آنها یادآور اندوه و امید و رنج و شادی یک تیره و تبار و گروهی هستند که در یک زیست بوم زندگی می گذرانند. شایان یادکرد است که ترانه های مردمی تنها به ترانه های کهن و سرایندگان نیاموخته و آموزش ندیده مرزبندی نمی شود. شاعران بزرگ نیز گاهی ترانه هایی مردم پسند و با درون مایه های مردمی و کوچه بازاری می سرایند.[۱۴]


لالایی مادرانویرایش

پزشکی بومیویرایش

باورهای مردمیویرایش


چشم زخمویرایش

بختویرایش

شگونویرایش


جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. «folklore | Search Online Etymology Dictionary». www.etymonline.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۹.
  2. «فولکلور». وبگاه دهخدا. ۲ شهریور ۱۳۸۷.
  3. «هویت ملی در سایه فولکلور». وبگاه باشگاه اندیشه. ۲ شهریور ۱۳۸۷. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۳ شهریور ۱۳۸۷.
  4. Georges, Robert A. , Michael Owens Jones, "Folkloristics: An Introduction," Indiana University Press, 1995.
  5. فرهنگ مردم واژهٔ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای Folklore در انگلیسی است. «جستجوی واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی». وبگاه رسمی فرهنگستان. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۹ بهمن ۱۳۸۹.
  6. «فولکلور». وبگاه آفتاب. ۲ شهریور ۱۳۸۷. بایگانی‌شده از اصلی در ۸ ژوئیه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۳ شهریور ۱۳۸۷.
  7. «معنی دیگ به سر | لهجه و گویش تهرانی». www.vajehyab.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۷.
  8. محمود روح‌الامینی، ۲۶۶.
  9. «لیست ضرب المثل های فارسی به ترتیب حروف الفبا». Delkhoshi.com. ۱۳۹۶-۱۱-۱۵T21:50:09+00:00. دریافت‌شده در 2019-12-07. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  10. "folk dance | Description, History, & Facts". Encyclopedia Britannica. Retrieved 2019-12-07.
  11. Dilouambaka، Ethel. «7 Traditional Greek Dances You Should Know About». Culture Trip. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۷.
  12. «The Berezka Dance Ensemble». www.odditycentral.com (به انگلیسی). ۲۰۱۲-۰۱-۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۷.
  13. Stepdance
  14. vista. «شعر فولکلوریک استاد ملک‌الشعرای بهار». ویستا. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۲-۰۷.

منابعویرایش

  • محمود روح‌الامینی (1383). گرد شهر با چراغ: در مبانی انسان‌شناسی. تهران: انتشارات عطار. ISBN 978-964-6210-23-3.