باز کردن منو اصلی

ارزش در اصطلاح دانش جامعه‌شناسی، عقایدی است که افراد یا گروه‌های انسانی دربارهٔ آنچه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است، دارند. ارزش‌های گوناگون، نمایانگر جنبه‌های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. ارزش‌ها معمولاً از عادت و هنجار، سرچشمه می‌گیرند.

به‌طور کلی به کارهایی که برای اعضای گروه اهمیت دارند و آرمان مشترک اعضاء گروه تلقی می‌شوند، ارزش می‌گویند. ارزش‌های یک جامعه معمولاً از هنجارهای آن دفاع می‌نمایند و اجازه بروز و ظهور هنجارهای غیر مطلوب را نمی‌دهند.

ارزش به صورتی دوگانه در واقعیت وجود دارد: نخست به منزله آرمانی متجلی می‌شود که خواستار پیوستگی است و دعوت به احترام می‌کند. دوم در اشیاء یا رفتارهایی جلوه گر می‌شود که آن را به شیوه‌ای عینی یا دقیقاً به شیوه سمبلیک (نمادین) بیان می‌کند.

تعریف ارزش از دیدگاه آلبر کرامیویرایش

آلبر کرامی در تعریف واژهٔ ارزش در کتاب فرهنگ جامعه‌شناسی آورده‌است: «در جامعه‌شناسی پارسونی، نظم اجتماعی بستگی به وجود ارزش‌های عام و مشترکی دارد که مشروع و تعهدآور به حساب می‌آیند و به منزلهٔ معیارهایی هستند که نهایت اعمال به وسیلهٔ آن‌ها گزیده می‌شود. پیوند دستگاه‌های اجتماعی و شخصی با جذب ارزش‌ها از طریق فرا کرد جامعه‌پذیری تحقق می‌یابد.»

ارزش‌ها و قضاوت‌های ارزشیویرایش

دورکیم تمایزی بین قضاوت‌های واقعی و قضاوت‌های ارزشی قائل می‌شود. قضاوت‌های واقعی خود را محدود به توصیف پدیده‌ای معین یا روابط معین بین پدیده‌ای معینی می‌نمایند و بنابراین قضاوت‌هایی هستند که می‌گویند واقعیت چیست و چگونه است. من، زمانی که می‌گویم حوادث به این شیوه اتفاق افتاده‌اند و نتیجه این مجموعه عوامل هستند، به قضاوت واقعی پرداخته‌ام. بر عکس قضاوت‌های ارزشی به کیفیت اشیا یا قیمتی که بدان نسبت می‌دهند می‌پردازند. هرگاه من بگویم که حوادث خوشایندی صورت می‌گیرد چون سبب پیشرفت مذهب یا بی‌مذهبی می شوند به قضاوت ارزشی پرداخته‌ام.

ارزش از دید آنتونی رابینزویرایش

به احساساتی که باعث ایجاد خوشی در افراد میشود یا سبب دوری کردن افراد از رنج میشود ارزش گفته میشود و برعکس آن نیز هست و آن ضدارزش ها هستند در واقع احساسات و رفتار های نامناسبی که سبب ایجاد خوشی در افراد نشود ضدارزش محسوب میشد برای مثال با رسیدن به موفقیت؛ شخص احساس خوشحالی میکند پس یک ارزش محسوب میشود و با اذیت کردن برخی افراد احساس لذت میکنند؛ این هم ضد ارزش هست.

ارزش در واژه‌نامه‌هاویرایش

فرهنگ فارسی معینویرایش

(اَ زِ) (حامص ) ۱ - بها، ارز، قیمت. ۲ - قدر، شایستگی.

لغت‌نامهٔ دهخداویرایش

ارزش . [اَ زِ] (اِمص، اِ) اسم مصدر از ارزیدن. عمل ارزیدن. || قیمت. بها. (آنندراج). ارز. ارج. آمرغ. || قدر. || برازندگی. شایستگی. زیبندگی. قابلیت. استحقاق. || اعتبار یک سند یا متاع. پولی که در سند نوشته شده.

منابعویرایش

  • فرامرز رفیع پور (۱۳۷۷آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی، تهران: انتشارات کاوه
  • گی روشه (۱۳۸۷مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی عمومی جلد اول (کنش اجتماعی)، ترجمهٔ هما زنجانی زاده، سمت، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۲۶۳-۲
  • آنتونی گیدنز (۱۳۷۶جامعه‌شناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، ص. ۲۳۸