انتخابات بهائی

نظام اداری بهائی از دو عصبه انتخاباتی و انتصابی تشکیل شده‌است. از آنجا که ممکن بود در طول زمان افراد نامناسبی وارد تشکیلات بهائی شوند؛ لذا لازم بود که مکانیسمی برای کنترل و ارزیابی، کنار گذاشتن افراد نامطلوب، و تأیید افراد موجّه ایجاد شود؛ لذا باید برنامه‌ای تدوین می‌شد که براساس آن، ضمن حفظ انتخاباتی بودن فرایند، افراد نامناسب کنار گذاشته شده، و افراد مناسب و مطلوب، به‌طور غیرمستقیم به جامعه بهائی معرفی شوند؛ بنابراین در سال ۲۰۰۱ (میلادی) بیت العدل اعظم طی پیامی حوزه اختیارات عصبه‌های انتخابی وانتصابی را دقیقاً تبیین نمود.

در این پیام تغییراتی در حوزه اختیارات عصبه‌های انتخابی و انتصابی صورت گرفت. بیت العدل جهانی همچنان به عنوان بالاترین مرجع انتخابی و با قدرت تصمیم‌گیری نهائی در دیانت بهائی باقی ماند، ولی به عصبه انتصابی قدرت و اختیارات بیشتری نسبت به عصبه انتخابی داده شد؛ که برخی از ناظران، اینکار را نوعی عقب‌گرد و تقلید از ادیان پیشین ارزیابی کردند که در آن‌ها طبقه روحانی و نخبه، قدرت و اختیار نهائی را بر امور دین و مقدرات پیروان در دست داشتند. این ذهنیت با توجه به عملکرد گذشته در انتخابات بهائی تقویت شد؛ زیرا عملاً اعضای بیت العدل جهانی در طول سال‌ها ثابت ماندند و فقط با صعود (فوت کردن) یا اعلام استعفاء تغییر می‌یافتند. همچنین با تأسیس دارالتبلیغ بین‌المللی و انتخاب اعضای آن توسط بیت العدل، در اصل بیت العدل نفرات بعدی و جایگزین فرد مستعفی یا فوت شده را انتخاب می‌کرد. لازم است ذکر شود که طی ده دوره انتخابات بیت العدل، جز در موارد صعود یا انصراف و استعفای شخصی، هیچگونه تغییری در مورد اعضاء بیت العدل دیده نشده و این برخلاف روح انتخاباتی است که شوقی افندی توصیف کرده بود:

«دربارهٔ شرایط و اهلیت اعضای محافل روحانی، یک تمایز و تفاوت بسیار مهم و اساسی وجود دارد که همواره باید به آن توجه کرد، و آن عبارتست از تفاوت محفل روحانی به عنوان نهاد از اعضای آن. این افراد بهیچ وجه نباید مطلق تلقی شوند یا آنکه ذاتاً برتر از سایر همکیشان دانسته شوند. زیرا آن‌ها دارای همان ضعفها و محدودیتهائی هستند که سایر اعضای جامعه دچار آن هستند، از این رو باید هر ساله تجدید انتخابات شود. وجود انتخابات دلیل کافی بر این موضوع است که اعضای محفل، اگرچه بخشی از یک نهاد الهی و کامل هستند، ولی در عین حال خودشان غیر مطلق و ناقض می‌باشند».

برای مثال، در دو انتخابات پیاپی بیت العدل در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۹ (میلادی)، طبق پیش‌بینی قبلی، به جای دو عضو مستعفی دو نفر از اعضای دارالتبلیغ بین‌المللی جایگزین گردیدند. در سال ۲۰۰۳ (میلادی) آقایان پیام مهاجر و پل لمپل، که هر دو عضو سابق دارالتبلیغ بین‌المللی بودند، به عنوان اعضای بیت العدل جهانی انتخاب شدند؛ و در انتخابات سال ۲۰۰۹ (میلادی) نیز آقایان استفان بیرکلند و استفان هال جایگزین اعضای مستعفی بیت العدل شدند. سال ۲۰۱۳ آخرین انتخابات بیت برگزار شد و به جای آقایان فرزام ارباب و کیسر بارنز، (که از قبل استعفا داده بودند ولی تقبل کرده بودند تا انتخابات رضوان ۲۰۱۳ (میلادی) انجام وظیفه نمایند) آقایان چونگو مالیتونگا و ایمن روحانی طبق پیش‌بینی‌ها، انتخاب شدند و به جمع ۷ عضو سابق پیوستند.

درست است که اعضای بیت العدل بر اساس انتخابات مشخص می‌شوند، اما به دلیل حق انحصاری این نهاد در تببین دین و صدور احکام لازم الاتباع بهایی و از همه مهم تر٫ عصمت این نهاد، هیچگونه نظارتی بر این نهاد منطقا متصور نیست. چرا که هر گونه پرسش و چون و چرایی در برابر احکام و تصمیمات این نهاد در واقع پرسشگری در برابر وحی و تعالیم روح القدس است.

دموکراسی در انتخاباتویرایش

دموکراسی ترکیبی است از دو کلمهٔ یونانی، یکی دموس(به انگلیسی: demos) و دیگری کراتئین(به انگلیسی: kratein). دموس به معنای مردم است و کراتئین به معنی حکومت کردن؛ بنابراین، حکومت مردم، به عنوان معنای تحت اللفظی دموکراسی از ریشه‌های یونانی آن برمی آید.[۱] طبق تعریف پریکلکس: «حکومتی دموکراسی نامیده می‌شود که ادارهٔ آن در دست بسیار است و نه در کف اندک.».[۱] همچنان ارسطو نیز می‌گوید: «به‌طور کلی می‌توان گفت که نظامی که به همهٔ شهروندان اجازهٔ شرکت نمی‌دهد نظامی است بر پایهٔ حکومت گروه اندک (اولیگارشی)، و نظامی که اجازهٔ شرکت به همگان را می‌دهد نظامی است دموکراتیک».[۱] از نظر بیتام» دموکراسی شامل اصول به هم مرتبط نظارت همگانی و برابری سیاسی است «.[۲] این نظارت همگانی ناظر به دو بعد است. یکی آن که تمامی نهادها قابل نظارت‌اند. یعنی در دولت دموکراتیک هیچ نهادی نیست که نتوان بر آن نظارت کرد و دیگر آن که همگان می‌توانند به این نظارت دست زنند و تمامی افراد ملت می‌توانند در امر نظارت و پرسشگری مشارکت کنند.[۲]

دیانت بهائی خود را تنها دینی می‌داند که با تکیه بر دموکراسی راه بشر در مسیر عمل به تعالیم الهی را ارائه می‌نماید.[۳] و شیوه انتخابات مرحله‌ای برای محافل محلی، ملی و نهایتاً بیت العدل را دلیلی بر این ادعا می‌داند. شرایط و ویژگی‌ها در این انتخابات‌ها روشن است: «ضروری است که هیئت‌های نمایندگی منتخب، صرفاً اسامی کسانی را که وفاداری بی‌قید و شرط، فداکاری و از خود گذشتگی، فکر و ذهنی آموزش دیده، توانایی شاخص و تجربه کافی دارند در نظر بگیرند».[۴] شوقی می‌گوید احبا باید قبل از هر انتخاب «بین خودشان دربارهٔ شرایط و ویژگی‌های چنین عضویتی، بدون اشاره و تعیین مصداق، بطور غیرمستقیم و بدون ذکر نام افراد خاص، شور و مشورت و بحث و فحص نمایند».[۵]

انتخابات بهائی در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی، بدون کاندیداتوری، رقابت، تبلیغ یا اشاره به افراد خاص صورت می‌گیرد؛ و پس از رأی‌گیری، همه افراد جامعه بهائی باید از نتیجهٔ آن حمایت و تبعیت کنند و اقلیت شکست خورده حق هیچگونه انتقاد و اعتراضی نخواهد داشت. این در حالی است که سلب حق کاندیداتوری و سکوت دربرابر گروه پیروز در صورت اعتراض، خلاف اصل برابری سیاسی است که بیتام به آن معتقد است؛ و برخی این را دلیل بر نقص انتخابات بهائی دانسته‌اند تا مزیت آن.[۶] بیت العدل نیز به دلیل بالاترین نهاد اجرایی بهائی و همچنان معصومیت در برابر خطا و اشتباه یکی دیگر از مواردی است که انتقادات زیادی به آن وارد است. نظارت همگانی وقتی معنی پیدا می‌کند که هیچ نهادی خود را مصون از خطا و اشتباه نداند و خود را معصوم معرفی نکند؛ چه نهادی که به هر دلیلی واجد عصمت باشد، اساساً نیازی به نظارت ندارد.[۶] نکتهٔ دیگری که ممیزهٔ نظام‌های دموکراتیک است، جداسازی نهادهای قانون گزار، مجری قانون و ناظر اجرای قانون است، که به تفکیک قوا معروف است. دلیل هم روشن است، فراهم آمدن امکان هر چه بیشتر نظارت؛ در حالی که در موسسات بهایی هر سه این‌ها درمحفل ملی یا بیت العدل جمع شده‌است.[۶] به دلیل اینکه امکان نظارت بر عالی‌ترین نهاد موسسات بهایی وجود ندارد برخی فرایندها در موسسات آیین بهایی، در انتخابات و در تصمیم‌گیری‌های آن جریان ندارد. هرچند این موسسات برآمده از انتخابات هرمی‌باشند.[۶] این در صورتی است که کارل کوهن معتقد است که دموکراسی ناظر به دو امر است، یکی ساختارهای دموکراتیک و دیگری فرایندهای دموکراتیک، و آنچه به حکومتی خصلت دموکراتیک می‌دهد در واقع جاری شدن فرآیندهای دموکراتیک است و نه وجود صرف ساختارهای دموکراتیک.[۱]

محافل روحانیویرایش

در حال حاضر، بهاییان در صورت امکان، در هر شهری یک گروه نه نفره به نام «محفل روحانی محلی» انتخاب می‌کنند. انتخاب اعضای محافل با رأی پنهانی و آزاد انجام می‌شود و بدون کاندیدا و تبلیغات. در پایان این رای‌گیری افرادی که بیشترین رأی را از جانب شهروندان منطقه کسب نموده‌اند ملزم به شرکت در محفل محلی می‌شوند.[۶] بهاییان ساکن در هر شهر و روستا، چنانچه به حد نصاب ۹ نفر برسند، وظیفه دارند محفل محلی تشکیل دهند. محل می‌تواند شهر، دهستان یا هر واحد مدنی مستقلی باشد. اعضای محل هر نوزده روز یکبار در ضیافت، که شامل مراسم عبادی و همچنین مراسم امور اداری می‌باشد شرکت می‌کنند. افراد غیر بهائی مجاز به شرکت در قسمت اداری ضیافت نیستند و باید بعد از مراسم عبادی جلسه را ترک کنند. محفل محلی زیرمجموعه محفل ملی بوده و تمامی اختیارات لازم برای اداره و کنترل بهاییان حوزه خود را دارد. این محفل نیز همانند محفل محلی دارای ۹ عضو می‌باشد. در مقابل٫ محفل ملی هر کشور به صورت غیرمستقیم انتخاب می‌شوند.

بنابر وصیت‌های شوقی افندی، محفل‌های محلی و ملی در هر جامعه برقرار خواهند بود تا زمانی که این جوامع برای بر پا کردن بیت العدل‌های محلی و ملی آماده شوند. اعضای محافل می‌توانند مرد یا زن باشند.[۷] هر سال افراد بهائی به نمایندگان رأی می‌دهند و در مجلس سالانه نمایندگان ۹ عضو محفل ملی انتخاب می‌شوند. در آخر هر پنج سال یکبار از سال ۱۹۶۳ اعضای محافل ملی تمام کشورهای در حیفا جمع شده و اعضای بیت العدل را انتخاب می‌کنند. بیت العدل بالاترین نهاد اداری بهائی می‌باشد؛ لذا برای بهائیان معتقد، بزرگترین نهاد بهائی بر اساس عهد و میثاق همچنان بیت العدل می‌باشد.[۸]

در سایر مؤسّسات محلی، ملّی، بین‌المللی و قاره‌ای هم زنان و هم مردان بهائیان می‌توانند در کنار هم خدمت کنند، اما تنها مردان بهائی که سن آنان ۲۱ یا متجاوز از آن باشد واجد شرایط برای انتخاب شدن به عضویت بیت العدل اعظم می‌باشند.[۷] یکی از نکاتی که منازعات بسیاری میان مبلغین و منتقدین به وجود آورده‌است آن است که بر اساس قوانین کتاب اقدس فقط مردان می‌توانند عضو بیت العدل اعظم باشند. بهاءالله در سال ۱۸۹۰ م. در لوح کرمل، کوه کرمل را برای ساختمان مرقد و مدفن استخوان‌های باب و همچنین جایگاه بیت العدل برگزید.[۷] آزادی عملی موجود در انتخابات محلی اختلاف فاحشی با استعلای مدیریتی در رده‌های بالای اداری بهائی دارد. برای نمونه محفل ملی گاهی محفل محلی را به علت مشکلات موجود منحل می‌کند. از جمله در شهر لوس آنجلس به علت وسعت شهر دارای وضعیت ویژه‌ای بوده و مدیریت آن با وجود ضیافت‌ها در محله‌های مختلف مشکلات زیادی را تجربه کرده بود که در آخر منجر به منحل شدن محفل محلی لوس آنجلس شد.

بررسی نهاد بهائیویرایش

مکانیسم‌های کنترلی متنوعی در سیستم انتخابات بهائی و نیز واقعیات‌های زیادی در حوزه قدرت در جامعه بهائی وجود دارد. بهائیان اولیه برای کسب سمت‌های بهائی و نیز انجام رقابت برای ورود به نهادهای بهائی، اجازه معرفی کاندید داشتند. وقتی بهائیان اولیه ازحضرت عبدالبهاء سؤال کردند که انتخابات محفل محلّی را چگونه برگزار کنند، او پاسخ داد که از مقررات و روال معمول انتخاباتی در کشور خودشان پیروی کنند.[۹] ون دن هونارد اظهار و تأکید می‌کند که کاندیداتوری، رقابت انتخاباتی و عرف در انتخابات بهائی، در زمان عبدالبهاء، منطقه آمریکای شمالی بوده‌است.[۱۰]

ولی نهادهای بهائی به پیروی از عرف بهائیان ایران (که متخذ از عرف اجتماعی آن روز ایران بوده‌است) کاندیداتوری و رقابت برای گرفتن مناصب انتخابی را کنار می‌گذارند. همچنین بنظر می‌رسد یکی از دلایل ترک این روش انتخاباتی، حفظ قدرت نظارتی دیگر نهادها بر انتخابات در حال رشد جامعه بهائی باشد.

نقض عهد و میثاقویرایش

معمولاً انتقاد فرد بهائی ازتشکیلات به منزله ” نقض عهد و میثاق”، و ” مخالفت با امر” تلقی شده و مرتکب آن مستحق مجازات طرد می‌باشد. پس از رأی‌گیری، همه افراد جامعه بهائی باید از نتیجهٔ آن حمایت و تبعیت کنند و اقلیت شکست خورده حق هیچگونه انتقادی را ندارند. این تئوری و رفتار سیاسی، هرگونه نظارت و موازنه برجریان انتخابات را نفی می‌کند.

قرار دادن هیئت منتخب فراتر از نظارت عامه، و خاموش کردن اقلیت شکست خورده، آثار و نتایج قابل توجهی در سطح ملّی دارد. نتایج انتخابات بهائی به سه طریق تحریف می‌شود:

طریق اول: محفل ملی همه ابزارهای کنترل و معرفی افراد را در اختیار دارد، ازجمله با درج مطلب از فرد مورد نظر در نشریات بهائی و اعزام افراد مورد نظر به جوامع محلّی و فرستادن افراد خاص به کنفرانس‌ها، آن‌ها را هرچه بیشتر در منظر دید بهائیان قرار می‌دهد. هزینه همه این تبلیغات از محل صندوق ملی بهائی پرداخت می‌شود. این امکان خاص و انحصاری، خصوصاً در جامعه‌ای که تبلیغات و رقابت سالم مجاز نیست، می‌تواند بسیار سودمند باشد.

طریق دوم: افراد و اعضای محفل ملّی، غالباً نزدیکان خود را به سایر افراد محفل معرفی می‌کنند و آن‌ها را برای کنفرانس‌ها می‌فرستند، آن‌ها را در لجنه‌های ملّی و قدرتمند منصوب می‌کنند، و در مواقع خاص به تعریف و تمجید از آن‌ها می‌پردازند. از آنجا که تبلیغ آشکار دربارهٔ کاندیداها مجاز نیست، در چنین شرایطی اشاره‌ها و پیام‌های غیر زبانی برای هیئت‌های نمایندگی که مایلند نظر اعضای محفل کنونی را بدانند، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ بنابراین اعضای آتی محفل ملّی بخشی از ارکستری هستند که اعضای محفل ملّی سابق آن را ساخته و پرداخته کرده، به تأیید مشاورین قاره‌ای و بیت العدل جهانی رسانده‌اند.

طریق سوم: برخی رقابت‌ها با سفر کاندیداهائی که به‌طور رسمی اعلام نشده‌اند، به نقاط مختلف کشور برای گفتگو و سخنرانی آغاز می‌شود. گاهی اوقات چنین رقابت‌ها با دخالت محفل ملّی متوقف می‌شود. مثلاً محفل ملی سخنرانی خاصی را کنسل می‌کند یا اگر حضور و ریاست در لجنه ملّی خاصی سکوی پرتاپ بسوی شهرت و موفقیت باشد آن را به فرد مورد نظر می‌دهند. افراد بهائی معمولاً این دستکاری‌ها و چینش‌های انتخاباتی را الهامات و مقدرات الهی می‌نامند.

و هر مؤسسه‌ای که بر خلاف منشور بهائیان - الواح وصایا - ایجاد گردد ولو نام بیت العدل اعظم الهی بر خود نهد، قابل اعتنا نبوده و فاقد مشروعیت است: «... هر هیئتی که به نظام الهی و بر حسبت تعلیمات و اصول و شرایط سماویه که در صحف الهیه مشروحاً مثبوت و مسطور است کاملاً کماینبغی و یلیق لهذا المقام الرفیع و المرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشریع و وضع احکام و سنن و قوانین غیر منصوصه ممنوع و از اشراف اَسنی و قوهٔ مطلقهٔ علیا محروم» است.[۱۱]

مکانیسم‌های کنترل و تنبیهاتویرایش

رهبران بهائی برای کنترل بهائیان از ابزارها و مکانیزم‌های خاصی استفاده می‌کنند این ابزارها شامل محرومیت از حق رأی، طرد، درخواست از فرد برای رعایت مقررات بهائی، اتهام نقض عهد ومیثاق، انجام بازرسی از محل فرد، و نیز اعمال سانسورهای مختلف می‌باشد. بسیاری از این اقدامات علیه کسانی به کار گرفته می‌شود که تا حدی دارای توانمندی و صلاحیت می‌باشند یا از روشنفکران جامعه بوده یا پتانسیل رهبری را دارند، ولی در عین حال کاملاً گوش به فرمان و تابع مافوق نیستند. تاریخ تصمیمات بیت العدل نشان می‌دهد که هر کدام از نفوس بهایی که ایرادی به تصمیمات این نهاد داشته‌اند، مشمول حکم طرد قرارگرفته و از جامعهٔ بهایی اخراج شده‌اند.[۶] همچنان به دلیل اینکه بیت العدل در تبیین احکام آیین بهایی هم از معصومیت و هم از مرجعیت انحصاری برخوردار است٫ این شورا فوق آحاد جامعه قرار گرفته و امکان هرگونه نظارتی را از تمامی جامعه و دیگر نهادها بر عملکرد خود سلب می‌کند.

ممنوعیت رقابت و کاندیداتوری در انتخابات باعث نظارت شدید مسئولان نظام اداری بهائی در گفتمان‌ها در جامعه شده‌است، تا جائیکه حتی بردن اسم رهبران به صورت عمومی، مصداق غیبت کردن محسوب می‌گردد. این حساسیت و سوءظن‌ها بیشتر متوجه کاندیدها می‌باشد.

انتخابات در هندوستانویرایش

لیست برخی حذف شدگان
محفل ملی هندوستان
نام فرد
حذف شده
سال حذف
(میلادی)
آقای بارگاوا ۱۹۷۲
آقای خاره ۱۹۸۶
آقا و خانم گاندی ۲۰۰۰
آقای رحمانی ۲۰۰۰
آقای شاه ۲۰۰۳

تا سال ۱۹۸۶ (میلادی) در هندوستان ۱۷۱ نماینده کانونشن وجود داشته‌است. این نمایندگان براساس پروژهٔ بهائی تدوین شده توسط خانواده اولیائی (که انتخابات محفل ملّی هند را در کنترل خود داشت) انتخاب می‌شدند. به این نمایندگان بلیط سفر رایگان به دهلی و اقامت رایگان داده می‌شد و از آن‌ها خواسته می‌شد به کاندیداهای خاصی رأی دهند. یکی از این نمایندگان بیان کرده‌است: "هنگامیکه داشتیم از گوالیور (به انگلیسی: Gwalior) برای کانونشن ملّی می‌آمدیم، یکی از نمایندگان گفت: نیسان اولیائی پسر خوبیه. به او رأی بدهید”![۱۲]

با توجه به اینکه خانواده اولیائی در محفل ملّی اکثریت داشتند، بسیاری از تصمیمات محفل ملّی در خارج از محفل اتخاذ می‌شد. صورتجلسه و تصمیمات قبلاً هماهنگ و برای «دوستان» ارسال می‌شد و در جلسه رسمی فقط به تأیید و امضاء می‌رسید. چنانچه هر یک از اعضای محفل ملّی از خاصیت می‌افتاد و دیگر برای آن‌ها کارآئی نداشت، در انتخابات بعدی، او را از محفل ملّی حذف می‌کردند.

سپس بیت العدل برای آنکه دست خانواده اولیائی را از جریان امور کوتاه کند تعداد نمایندگان کانونشن ملّی را از ۱۷۱ نفر به ۳۸ نفر کاهش داد، این امر با موفقیت چندانی رویرو نشد؛ و طی پیام۲۰ سپتامبر۱۹۸۸″ تعیین ۳۸ نماینده برای هندوستان، یک اقدام موقتی اعلام شد”.[۱۳]

انتخابات در لوس آنجلسویرایش

محفل ملی آمریکا در ۱۹ ژوئیه ۱۹۸۶، به صورت رسمی محفل محلی لوس آنجلس، که یکی از مهم‌ترین محافلی کلان شهرها بود، را منحل کرد.[۱۴] محفل ملی، یک کمیته اجرایی متشکل از شش نفر را جایگزین محفل محلی کردند. این کمیته اجرایی مستقیماً به محفل ملی گزارش می‌دادند و در نتیجه محفل ملی کنترل بهائیان لوس آنجلس را در درست گرفتند. بهائیان این حرکت محفل ملی را بی‌سابقه می‌خواندند.[۱۵] اگر جه بیشتر مواقع، محافل ملی به علت شکستن قوانین بهائی منحل می‌شوند؛ ولی در مورد این انحلال، به نظر به غیر از یکی از افراد، دلیل اصلی شکستن قوانین نمی‌تواند باشد. فساد مالی و اخلاقی و همچنین اختلافات بین ملیت‌های مختلف دلیل اصلی این انحلال بوده‌است.[۱۴] جامعه نوپا و لیبرال آمریکایی بهائی در دهه ۱۹۲۰، که اعتقاد به هیچ طبقه روحانی نداشتند، کم‌کم توسط رهبران مذهبی شروع به یک جامعه منظم تشکیلاتی شدند. از سال ۱۹۶۳ نه فرد مذکر به عنوان رهبران بین‌المللی انتخاب شدند تا بیت العدل را تشکیل دهند و در مرور زمان بیشتر آمریکاییان بهائی آن‌ها را به عنوان معصوم در تمام امور می‌انگاشتند. اگرچه در سال ۲۰۰۰ جامعه بهائی آمریکا شامل حدود ۶۰ هزار فرد بالغ بود، ولی مقامات بهائی دو برابر این تعداد را گزارش می‌کردند.[۱۴]

علت انحلالویرایش

مایک دیویس مطرح می‌کند که شهر لوس آنجلس، شهر اختلافات و تضاد هاست. علاوه بر اختلافات طبقاتی مالی، از نظر موقعیت اجتماعی و نژاد نیز تضادهای زیادی وجود دارد.[۱۶] بیشتر ادیان جهان از جمله ادیان ملیتی به لس آنجلس فعال هستند. در لوس آنجلس که نرخ مهاجرت بسیار بالاست و ۱۰۶ زبان زنده دنیا صحبت می‌شود، افراد اروپایی‌های غربی اقلیت محسوب می‌شوند. پدیده مهاجرت مشکلات فراوانی را برای جوامع مذهبی ایجاد کرده‌است. جان گریگوری دونی این مسئله را اینگونه بیان می‌کند: «وقتی همه خارجی هستند، کسانی که تازه آمده‌اند دیگر تبعید شده نیستند. در چنین محیطی ایده یک جامعه به راحتی شکل نمی‌گیرد، چرا که یک جامعه نتیجه تجربیات مشترک افراد عضو می‌باشد».[۱۷]

اختلافات بین موج‌های گوناگون مهاجران و همچنین بین گروهای اجتماعی مختلف که اهمیتشان در جامعه جدید کم رنگ شده‌است، پدید می‌آید. انشعابات بودائی‌های سریلانکایی در دهه ۱۹۷۰ از جمله تلخ‌ترین تجربیات در این زمینه بوده‌است.[۱۸] با توجه به این اختلافات در ادیان مختلف،[۱۹] وجود اختلافات ناشی از تفاوت‌های نژادی و مهاجرتی در بین جوامع بهائی نیز غیرعادی قلمداد نمی‌شود. خوآن کول بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱ و ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۴ یکی از اعضای جامعه بهائی لوس آنجلس بوده‌است. تحقیقات او دربارهٔ محفل محلی لوس آنجلس بر مبنای مصاحبه‌هایی می‌باشد که برای مجله دیالوگ انجام شده بود و محفل ملی آمریکا انتشار این مصاحبه‌ها را ممنوع کرده بود.[۲۰]

جیمز نلسون، یکی از اعضاء محفل ملی آمریکا وقت و قاضی شهر لوس‌آنجلس که توسط ریگان نسب شده بود، انحلال محفل محلی لوس‌آنجلس را در اجتماع بهائی‌ها در مرکزی که تازه ساخته شده بود، اعلام کرد. دلیل اولیه‌ای که او بیان کرد، شامل فراگیر شدن عدم رعایت اخلاق در جامعه بهائی و همچنین امتناع یا عدم توانایی محفل محلی در پیگیری و اصلاح این مشکل، بوده‌است. نلسون بیان کرد:

محفل محلی … خود را برای راهنمایی جامعه برای حل امور جامعه در عمل ناتوان یافت. در یک مدت زمان طولانی نمونه‌های خلاف اخلاق یا شناخته نشد یا اصلاح نشد. … این فسق و بی‌اخلاقی‌ها در حوزه وسیعی از تقلب تا فساد و همچنین قمار و انحرافات جنسی تا جایی که تمام بی‌اخلاقی‌هایی که در جوامع شهری موجود است را شاهد بودیم و جامعه ما از آن‌ها مصون نبوده است.[۲۱]

لوئیس ویلو، یکی از اعضای سابق محفل محلی، بیان کرد: «اگر چه ما آنطور که شایسته بود عمل نکردیم ولی آنچه در حد توانمان بود انجام دادیم و به نظر من مشکلات ما از دیگر جوامع بزرگ بهائی در امریکا بیشتر نبوده است.»[۲۲] همچنین مانلا لی، یکی از اعضای پیشکسوت محفل ملی، بیان کرد: «محفل محلی باید یک سال قبل منحل می‌شد.» او به خاطر می‌آورد که یک سال قبل هفت نفر از اعضای محفل ملی با محفل محلی جلسه‌ای داشتند و انحلال محفل محلی را مطرح کردند و یکی از اعضای محفل محلی به جیمز نلسون گفته‌است: «اگر محفل محلی را منحل کنید، پس پرستیژ ما چه می‌شود».[۲۳] محفل ملی سپس شش نفر را از نقاط اطراف انتخاب کرده و به عنوان کمیته مدیریت برای انجام امور و سرپرستی منتصب کرد. بعد از آن در اوت ۱۹۸۶ (میلادی) شورا نوزده نفری برای مدیریت امور مختلف از جمله کلاس‌ها، مدیریت امور و مسائل اقتصادی تعیین شد.[۲۴] در ضیافت ماه اسماء بهائی از فیروز کاظم‌زاده، یکی از اعضای محفل ملی که سال‌ها در این منصب بوده‌است، پرسیدند که چه زمانی دوباره برای محفل محلی انتخابات برگزار خواهد شد. او در جواب بیان کرد این مسئله باید به صورت گروهی بین محفل ملی و شورا نوزده نفره و کمیته مدیریت به همراه کل جامعه انجام شود.[۲۵] اگر چه تبلیغات در انتخابات بهائی مجاز نیست ولی عکس شورا نوزده نفره بر روی مجله بهائی لوس‌آنجلس چاپ شد و خیلی‌های به این عکس که حالت کمپین داشت، اعتراض کردند.[۲۶]

اتفاقات مرتبط با انحلالویرایش

یکی از اعضای محفل محلی هم‌زمان با انحلال محفل محلی لوس‌آنجلس، به علت بی قانوی‌های اقتصادی در تجارت خود در شرف تحریم‌های مدیریتی بهائی قرار گرفت. او یک پناهنده ایرانی بود که قبلاً دانشگاهی بوده و در آن زمان به تجارت مشغول بوده‌است. یکی از مسئولین مجله دیالوگ در این رابطه نامه‌ای به آنا لی استراسبرگ، رئیس امور مجتمعات بهائی یکی از بخش‌های مرکز ملی بهائی در ویلمیت، الینوی فرستاد و صحت مطالب زیر را پرسید:

  1. بحث انحلال محفل محلی لوس‌آنجلس در محفل ملی آمریکا از سال ۱۹۸۳ (چهار سال قبل از انحلال) مطرح شده بوده‌است.
  2. بیت العدل به محفل ملی توصیه کرده بود که انحلال محفل محلی را به عقب نیندازند.
  3. تحریم تاجر ایرانی و انحلال محفل ملی هم‌زمان و مرتبط بوده‌است.

اینگونه سوالات در زمان اعلام انحلال به صورت مکرر توسط جامعه بهائی مطرح می‌شد و برای اولین بار یک ماه بعد از انحلال در ۱۴ مارس ۱۹۸۷ توضیح مبسوطی در این رابطه توسط مسئول ارشد محفل ملی، رابرت هندرسن، مطحر شد. او بیان کرد که متأسف است که محفل ملی مجبور شد در امور محفل محلی دخالت کند و برای این کار سه گروه مشکل بنیادین بیان کرد.

اولین مشکل بنیادین، اختلال‌های مدیریتی و مالی بوده‌است. محفل محلی بسیار بی نظم بوده‌است و این مشکلات حتی با وجود تعیین کمیته اجرایی از طرف محفل ملی، حل نشد. برای ماه‌های متوالی قبل از انحلال در سال ۱۹۸۷، محفل محلی از نوشتن صورت جلسه امتناع می‌ورزید و هیچ سندی برای مطلع کردن محفل ملی از اتفاقات و تصمیمات محفل محلی ارسال نمی‌کرده‌است. از اوائل دهه ۱۹۷۰، محفل ملی تمام محفل‌های محلی را موظف کرد که صورت جلسه تمام جلسات خود را به محفل ملی ارسال کنند تا آن‌ها بتوانند تمام تحرکات جامعه بهائی را کنترل کنند. هندرسن بیان کرد که عدم وجود صورت جلسه باعث می‌شد که محفل محلی لوس‌آنجلس بتواند نظراتی خلاف نظر جمع را مطرح کند و تصمیاتی خارج از مسیر قانونی اتخاذ کند.[۲۷] برای مثال کتابفروشی بهائی به علت حسابداری ضعیف لوس‌آنجلس به انتشارات بهائی، یکی از ارگان‌های محفل ملی، ۳۵ هزار دلار بدهکار بود و هیچ برنامه‌ای هم برای پرداخت آن نداشت. هندرسن می‌گوید مدارک نشان می‌دهد که محفل ملی به اختارها بی اعتنایی می‌کرده‌است و با وجود ضرر هزار دلار در ماه به کار خود ادامه می‌داده است. او ادامه داد اختلال‌های اقتصادی محفل ملی به حدی بود که اگر منحل نمی‌شد به ورشکتگی می‌انجامید؛ و این مشکلات حتی با وجود کمیته اجرایی که به صورت انتصابی گلچین شده بودند حل نشد و محفل ملی علی‌رغم مخالفت عامه جامعه بهائی به کارهای غلط خود ادامه می‌داده است. یکی از اعضای محفل محلی مشکلات مالی را تأیید کرد و گفت در سال ۱۹۸۶ از ۱۲۰۰ نفر بهائی لوس‌آنجلس فقط ۱۲۵ نفر وجوهات برای ساخت مرکز بهائی پرداخت می‌کردند و بقیه اعتقاد خود را از دست داده بودند؛ ولی هندرسن به کاهش پرداخت وجوهات در سخنان خود اشاره‌ای نکرد. یکی دیگر از منابع مالی محفل ملی برای جبران کاستی اجاره مکانی به یک درمانگاه بود است.[۲۷]

دومین مشکل بنیادین که هندرسن مطرح کرد، زوال وضعیت روحانی و اجتماعی جامعه بهائی بود. منظور او از این دلیل، مشکلات قومیتی و کژ اخلاقی‌ها بود. در شهر لوس‌آنجلس با جمعیت ملیونی، اکثر جمعیت جامعه بهائی را سیصد نفرسیاهپوست و ۵۰۰ نفر ایرانی تشکیل می‌دادند و اکثریت ما بقی جمعیت نیز از سفیدپوستان بودند. فقط دو خانواده از جنوب آمریکا و هیچ فردی هم از آسیا نبود. برای مثال با پناهندگان ایرانی در جامعه بهائی مناسب برخورد نشد. موضوع دیگری که هندرسن در راستای مشکل دوم مطرح کرد، زیر پا گذاشتن احکام بهائی مانند قمار، مشروب خوری، مواد مخدر، رابط جنسی نا مشروع، معاملات تجاری پنهانی، و فرار مالیاتی بود.[۲۷] هندرسن با نارضایتی بیان کرد که افراد بهائی با وجود آگاهی از این قانون‌شکنی‌ها از گزارش آن به محفل محلی خودداری می‌کرده‌اند؛ و حتی زمانی که محفل محلی هم از این قانون شکنی‌ها آگاه می‌شد، هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. با این رفتارها دو اصل بهائی زیر پا گذاشته شده بود. بهائی دیندار معتقد است که هر گونه سخن، رفتار، یا عمل مخالف قوانین بهائی را باید به مقامات بهائی گزارش کرد، به این معنا که هر بهائی معتقد باید به عنوان یک جاسوس در رابطه با دیگران عمل کند. اصل دوم این است که هر گونه قانون‌شکنی افراد بهائی باید توسط محفل محلی مورد بررسی قرار گیرد و در صورت تکرار فرد بهائی خاطی باید طرد اداری شود که در اصطلاح بهائی به معنای سلب حقوق شهروندی بهائی فرد می‌باشد. کسانی که طرد اداری شوند نمی‌توانند در ضیافت‌های بهائی که هر نوزده روز برگزار می‌شود و به عبادت و مسائل اداری بهائی می‌پردازد، شرکت کنند. همچنین نمی‌توانند رأی دهند، نامزد انتخاباتی شوند، و کمک مالی کنند و حتی نباید در محافل عمومی در مورد امر بهائی صحبت کنند. منظور هندرسن از مشکلات قومیتی در دومین مشکل بنیادین، در رابطه با سیاپوستان آمریکایی بود. سیاهان احساس می‌کردند که در جمع غریبه هستند و لذا از شرکت در محافل دعا و اداری امتناع می‌ورزیدند.[۲۷]

سومین مشکل بنیادین که هندرسن مطرح کرد، اختلافات شدید و پی در پی میان اعضاء محفلی محلی بود. بعضی از اعضاء در مورد مسائل محفل و بعضی تصمیگیری‌ها شروع به غیبت کردن و سخن چینی می‌کردند. هندرسن این رفتار را مخالف رفتار متعارف بهائی دانست. بنا بر رفتار متعارف بهائی افراد باید در برابر تصمیم محفل ساکت باشند و بی چون و چرا بپذیرند. او همچنین بیان کرد که اعضاء خاطی علاوه بر غیبت دست به تصمیم‌گیری‌های پشت پرده و همچنین تبلیغات انخاباتی زدند که همه این کارها مخالف اصول بهائی می‌باشد. انتقاد از یک فرد یا مؤسسه بهائی به شدت در امر بهائی منفور است و حتی ممکن است به از دست دادن منصب اداری فرد در نظام بهائی شود.[۲۷]

البته باید اشاره شود که هندرسن دلیل اصلی این انحلال را که حلقه گم شده این دلایل بود مطرح نکرد. بعد از انتخاب او به صورت معما گونه به عنوان عضو محفل ملی و همچنین منصب ژنرال وزارت در محفل ملی که از منصب‌های با درآمد است، به نوعی او جایگزین مادرش ویلما المیس شد و از حمایت دو عضو قدیمی محفل ملی یعنی فیروز کریمی که بعداً با ویملا المیس ازدواج کرد و جیمز نلسون برخوردار بود. بعد از عضویت او در محفل ملی، چندین محفل محلی به علت عدم تبعیت از محفل ملی منحل شدند و بقیه محافل محلی نیز تحدید به انحلال شدند، مانند محفل محلی سانفرانسیسکو در کالیفرنیا.[۲۷]

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ (کوهن 1373)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ (بیتام 1383)
  3. (حق گو 1392)
  4. (افندی 1925)
  5. (افندی 1927)
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ ۶٫۵ (محمدی 1392)
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ (بحران مشروعیت 1392)
  8. (Cole 1998)
  9. عبدالبهاء (۱۹۱۶–۱۹۰۸).
  10. هونارد، ون دن (1996). تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک); پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  11. توقیعات، شوقی افندی، ص240
  12. عضو سابق محفل ملّی هندوستان. [bahaielections bahaielections] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  13. کنفرانس و نشست یازدهم محفل ملی، هند، ۲۶ و ۲۷ مه ۱۹۹۳
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ (Cole 2000)
  15. (Ballenger & Scholl 1998, 21 July 1986)
  16. (Davis 1992)
  17. (Dunne 1998)
  18. (Numrich 1999)
  19. (GhaneaBassiri 1996)
  20. (Cole 1999)
  21. (Ballenger & Scholl 1998, James Nelson)
  22. (L.A. LSA Reaction 1986, Lois Willows)
  23. (L.A. LSA Reaction 1986, Manila Lee)
  24. (Ballenger & Scholl 1998, Robert C. Henderson)
  25. (Ballenger & Scholl 1998, Kazemzadeh quoted in Aftermath)
  26. (Ballenger & Scholl 1998, Sisson quoted in Aftermath)
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ ۲۷٫۳ ۲۷٫۴ ۲۷٫۵ (Ballenger & Scholl 1998, Robert Henderson Talk in Los Angeles Baha’i Center)

منابعویرایش

منابع فارسیویرایش

منابع انگلیسیویرایش

  • Ballenger، Bob؛ Scholl، Steve (۱۹۸۶). Dialogue Magazine Archives. از پارامتر ناشناخته |ماه= صرف‌نظر شد (کمک); پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  • Cole، Juan (۱۹۹۸). «The Baha'i Faith in America as Panopticon, 1963-1997». Journal for the Scientific Study of Religion.
  • Cole، Juan (۱۹۹۹). «Press censorship in the Baha'i Faith and the dialogue affair». Unpublished typescript.
  • Cole، Juan R. I (۲۰۰۰). «Race, Immorality and Money in the American Baha'i Community: Impeaching the Los Angeles Spiritual Assembly». Religion.
  • Davis، Mike (۱۹۹۲). City of Quartz. Vintage Books.
  • Dunne، John (۱۹۹۸). .Angels of L.A. New York Review of Books.
  • GhaneaBassiri، Kambiz (۱۹۹۶). Competing Visions in the United States: A Study of Los Angeles. Westport, Conn. : Greenwood Press.
  • L.A. LSA Reaction (1986), typescript
  • Numrich، Paul (۱۹۹۹). Old Wisdom in the New World: Americanization in Two Immigrant Theravada Buddhist Temples. University of Tennessee.