باز کردن منو اصلی

بهائی‌گری کتابی است که احمد کسروی در رد و انتقاد از بهائیت نوشته‌است. ابتدای این کتاب با رد مهدویت، تشیع، شیخیه و کیش بابی شروع شده و نهایتاً به نقد دین بهائی می‌پردازد. وی در ابتدای گفتار یکم کتاب، بهائیگری را از بابیگری و بابیگری را از شیخی‌گری و شیخی‌گری را از شیعی‌گری برخاسته می‌داند؛ و مهدی‌گری را نیز بر پایه شیعی‌گری دانسته از این رو بهائیگری را از ابتدا پندار بر پندار بر پندار می‌داند.[۱]

بهایی گری
نویسندهاحمد کسروی
محل نشرتهران، ایران
تعداد صفحات۱۰۵
موضوعنقد بهاییت
زبانفارسی

محتویات

یادداشت چاپ دوم کتابویرایش

چنانچه بارها گفته‌ایم ما را با بهاییان دشمنی نیست، آنچه ما را بنوشتن این کتاب واداشته، دلسوزی به حال مردم است. امروز بهاییگری در این کشور یکی از گرفتاریهاست. این کیش هم خود بهاییان و هم دیگران را به رنج انداخته‌است. اما بهائیان:

نخست همه می‌دانیم که آنان دسته کوچکی هستند و مردم که آنان را دشمن می‌دارند هر زمان که فرصت یافتند از گزند و آسیب به ایشان خودداری نمی‌کنند. چنانچه همین امسال آن پیشامد ننگ‌آور در شاهرود رخ داد. دوم، هر بهایی چه زن چه مرد، بدستور کیش خود، ناچار است که تبلیغ کند؛ و این تبلیغ‌ها نود ونه درصد بیهوده‌است؛ و جز مایه شرمندگی و دل‌آزردگی به خود «تبلیغ» کننده نمی‌باشد. بدبختان باید این رنج بیهوده را به خود هموار گردانند

سوم، بهاییان چون تشنه «تبلیغ» می‌باشند و به «مبلغ» پول می‌دهند و پاس می‌گزارند و نوازش می‌نمایند، این خود زمینه‌ای پدیدآورده که برخی مردان بی‌دین و بی‌همه جیز که هنرشان جز سخن‌بافی و زبان‌گردانی نیست، خود را بنام «مبلغ» به آنها می‌بندند که تا می‌توانند بهره‌جویی‌ها می‌کنند و به خوش‌گذرانی‌ها می‌پردازند و چون اندک رنجشی پیدا کردند، این بار بیرون می‌آیند و به نام آنکه من فریب خورده‌بودم، جا برای خود در میان مسلمانان باز می‌کنند، و این بار به دشمنی‌های بسیار بی‌شرمانه با بهائیان می‌پردازند و هر چه دلشان می‌خواهند می‌نویسند.

اما رنج و زیانی که ایرانیان از بهائیگری می‌برند: بی‌گفتگوست که بهائیان دشمن این توده‌اند. باز بی‌گفتگوست که از درون دل بدبختی و گرفتاری این توده را می‌خواهند. زیرا آنان که از مردم این همه رنج می‌برند و در این صد سال نتوانستند آزادی برای خود بدست آورند. ناچاریست که در آرزوی بهم خوردن این کشور می‌باشند که به آزادی برسند. گذشته از رازهای سیاسی که نمی‌خواهم در اینجا به میان آید.

به هر حال می‌خواهیم این دو تیرگی از میان برخیزد (چنانچه می‌خواهیم دو تیرگی‌های دیگر از میان برخیزد) و این کتاب را به آن خواست نوشته‌ایم. ما نمی‌گوییم بهائیان دست از کیش خود بکشند، بلکه می‌گوییم اگر کیش بهایی آن شایستگی را دارد که جهان را راه برد نشان بدهند و ما نیز خواهیم توانست با بهاییان همدست گردیم و آن را در سراسر ایران رواج دهیم؛ و اگر ندارد در آن حال بهائیان باید دست بردارند و خود را و دیگران را به رنج نیندازند، بهائیان به ایرادهای ما پاسخ دهند تا بدانیم چه می‌گویند…

نظر پژوهشگران تاریخ درباره کتابویرایش

به اعتقاد عباس امانت، استاد تاریخ و مطالعات بین‌المللی و صاحب کرسی مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ییل، کتاب «بهائیگری» کسروی «یک ردّیه کوتاه است که از لحاظ تاریخی ارزش چندانی ندارد. انتقاد او از باب و بابیان شرایط تاریخی که نهضت نخست در آن پدیدار شد را در نظر نمی گیرد. بدون شک قضاوت‌های تفرعن آمیز او تحت تأثیر دیدگاه پاکدینی خودش است».[۲]

عباس امانت معتقد است که این «جزوه جَدَلی» که در صدد بی اعتبار کردن جنبش بابی نگاشته شده، حتی بیشتر از آنچه کسروی تصور می‌کرد، طرز نگرش نسل‌های بسیاری از ناظران ایرانی و غیر ایرانی را نسبت به جنبش بابی، تاریخ و عقاید آن مشخص کرد.[۳] کمال مطلوب کسروی از تجّدد اثبات گرا و همخوان با ملی‌گراییِ پهلویِ زمانه اوست که نقش جنبش‌های تجّددخواه دینی را نادیده می‌گیرد و در صدد انکار آن است.[۳] کسروی در جنبش مشروطه به ندرت ذکری از بابیان می‌کند و حتی پیشینه تاریخی آنان را به عنوان جنبشی اعتراضی علیه علماء و حکومت قاجار نادیده میگیرد. کسروی و متفکران سکولار نسل‌های بعد از او اغلب تحتِ پوشش تجدد عُرفی دست به ایجاد نفرت و بی‌اعتمادی نسبت به گروه‌های دینی تجّددخواه و ناسازگار با جریان اصلی مذهب بخصوص بهائیان زده، و در موارد اذیت و آزار، خشونت و کشتار وحشیانه بابیان و بهاییان سکوت اختیار می‌کردند.[۳]

«کسروی و کتاب بهائیگری او»، جوابیه کتابویرایش

بهمن نیک‌اندیش در سال ۲۰۰۸ کتابی با عنوان «کسروی و کتاب بهائیگری او» در جواب کتاب «بهائیگری» منتشر کرد. او هدف انتشار کتاب را اینچنین توصیف می‌کند:‌

بیش از نیم قرن پیش آقاى احمد کسروى تبریزى کتابى به نام «بهائیگرى» منتشر ساخت که ظاهراً گذشت زمان هنوز چیزى از اهمیت آن نکاسته است.  کتاب بهائیگرى از دید جمعى از روشنفکران ایرانى که به دنبال اطلاعاتى دربارۀ دین بهائى هستند، مرجعى قابل اطمینان به شمار مى‌رود. شخصیت استثنایى کسروى و احترامى که روشنفکران ما به آثار و نوشته‌هاى ایشان دارند تا به آنجاست که برخى، هر چه از قلم او در بارۀ بهائیت جارى شده، به آسانى می‌پذیرند و دنبال تحقیق بیشترى دربارۀ این آیین نمى‌روند. کتابى که اینک در پیش رو دارید کوششى است در روشن کردن برخى حقایق تاریخى و رفع برخى سوء برداشت‌ها و کج فهمى‌هایى که کسروى با آن روبرو بوده است. هدف این کتاب تبلیغ آیین بهائى نیست.  هدف آنست که آگاهی­هاى نوینى در اختیار مردم روشنفکر و دوستداران آثار کسروى بگذارد و نشان دهد که چگونه او با طبعى تند و پرخاشگر، نهضتى ایرانى و اصیل را که مى‌توانست پاسخگوى بسیارى از مشکلات امروز و فرداى ایران باشد زیر ضربات تازیانۀ قلم خود مورد حمله قرار داده و چگونه با لجن‌مال ساختن آن، جمع بزرگى از فرهیختگان ایران را نسبت بدان بد گمان نمود.

منابعویرایش

  1. بهائی‌گری، احمد کسروی، چاپ دوم، صفحهٔ ۶
  2. Amanat, Abbas. Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Cornell University Press, 1989. 348-9
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Amanat, Abbas (2009-06-17). Atabaki, Touraj, ed. “Memory and Amnesia in the Historiography of the Constitutional Revolution,” in Iran in the 20th Century: Historiography and Political Culture (به English). London, UK: I.B.Tauris. pp. 49–50. ISBN 9780857731876.

جستارهای وابستهویرایش

پیوند به بیرونویرایش