باز کردن منو اصلی

تصدیق، حالتی‌اس که در آن ذهن چیزی را به چیز دیگر نسبت می‌دهد و حکم می‌کند؛ مثلا علم به این که «آتش سوزاننده است»، «علی انسان است» یا «جیوه فلز است.» تصدیق همواره در قالب یک جمله خبری بیان می‌شود.درمقابل (تصور)است.که به معنای روش درست درک و شناسایی مفاهیم میباشد.

در هر تصدیق سه تصور وجود دارد:تصور موضوع، یعنی آن‌چه چیزی را به آن نسبت داده‌ایم مانند «آتش» در «آتش سوزاننده است». ب) تصور محمول، یعنی آن‌چه که به موضوع نسبت داده‌ایم مانند تصور «سوزاننده» در مثال قبل ج) تصور نسبت بین محمول به موضوع که رابطهٔ آن دو را معین می‌کند و نسبت حکمیه نامیده می‌شود.

اگر چه هر تصدیقی در مقام بیان در قالب یک مرکب تام خبری بیان می‌شود؛ اما باید توجّه داشت که تصدیق با لفظ مرکب تام خبری متفاوت است و این دو همواره مصداق مشترک ندارند. اولاً حالاتی وجود دارد که تصدیق در قالب دو یا چند جمله بیان شود(وحدت تصدیق و کثرت لفظ)؛ مانند: «فیل از موش بزرگ‌تر است» مساوی است با «موش از فیل کوچک‌تر است.» ثانیاً حالتی وجود دارد که از یک جمله، دو یا چند تصدیق فهمیده شود. وحدت لفظ و کثرت تصدیق عموماً بر اثر ایهام و کژتابی‌است.

تفاوت تصدیق و جمله اساساً در این نکته نهفته است که تصدیق متعلّق به عالم ذهن و جمله مربوط به عالم زبان است؛ از این رو باید توجّه داشت که مسئلهٔ صدق و کذب یا راست و دروغ بودن، در اصل مربوط به پدیدهٔ تصدیق است؛ اما جمله در تقسیم اولیه خود به بی‌معنی و بامعنی تقسیم می‌شود و جملات بامعنی بر دو قسم خبری و غیرخبری هستند و فقط جملات خبری از این جهت که بیانگر یک تصدیق هستند، می‌توانند صادق یا کاذب باشند.