عزت نفس یا حرمت نفس (به انگلیسی: Self-esteem)، اصطلاحی در روانشناسی است که بازتاب ارزیابی یا برآورد یک فرد از ارزشهای خود می‌باشد.

و در انتها به این میپردازیم که چگونه میتوان عزت نفس از دست رفته خویش را بازیابیم !

عزت نفس، باور و اعتقادی است که فرد، دربارهٔ ارزش و اهمیت خود دارد. حرمت نفس را می‌توان با عوامل مختلف توضیح داد از جمله فردی که حرمت نفس دارد معتقد است که انسان مقدّس است و به دلیل این مقدّس بودن نمی‌توان او را قربانی اعتقادهای دیگران کرد، عامل بعد اینکه همهٔ انسان‌ها با هم متفاوتند؛ یعنی بین افراد مختلف با نژادها و قومیت‌های مختلف هیچ فرقی وجود ندارد و همین‌طور انسان‌ها با هم برابرند، عامل دیگر خود دوستی و احساس رضایت داشتن از آنچه که هستم و هرچه که هستم و همین‌طور نداشتن شرم و خجالت از وجود خود است. اصولاً می‌توان حرمت نفس را در امور مختلف زندگی شرح داد. افرادی که دارای حرمت نفس پایین هستند در زندگی خود با مشکلات فراوان روبرو می‌شوند.[۱]

تعاریفی برای حرمت نفس توسط صاحبنظران ارائه شده است که به نمونه هایی از آن می پردازیم. حرمت نفس به وسیله وولفولک ( 2005) اینگونه تعریف می شود: یک عمل عاطفی و کپسوله ای از ارزش یا بهایی که ما در ارزیابی از خود به خویش اختصاص می دهیم. همچنین روزنبرگ (1965) براین اعتقاد بود که حرمت نفس به معنای یک سازه کلی، ارزشیابی فرد از خود را به منزله ی یک موجود انسانی شایسته و باارزش نشان می دهد.

به باورکارل راجرز تمامی انسان‌ها به حرمت نفس و عزت نفس نیازمندند. در درجهٔ نخست، عزت نفس نشان دهندهٔ احترامی است که دیگران برای ما قائل‌اند. هنگامی که پدر و مادر به فرزندان خود، توجه مثبت غیر شرطی نشان می‌دهند و آن‌ها را جدای از رفتارهایشان به عنوان انسان‌هایی که از شایستگی‌های درونی برخوردارند می‌پذیرند، در اصل به رشد عزت نفس آن‌ها کمک می‌کنند. اما هنگامی که والدین به کودکان توجه مثبت شرطی نشان داده و در واقع هنگامی آن‌ها را می‌پذیرند که به شیوهٔ مورد نظر و مطلوب رفتار می‌کنند، کودکان درشرایط ارزشی قرار می‌گیرند و گمان می‌کنند که فقط هنگامی شایستگی دارند که مطابق با خواست والدین رفتار کنند.

عزت نفس یکی از عوامل تعیین‌کننده رفتار در انسان به‌شمار می‌رود در حقیقت برداشت و قضاوتی که افراد از خود دارند تعیین‌کننده چگونگی برخورد آن‌ها با مسائل مختلف است. فردی که عزت نفس پایین دارد و برای خود ارزش و احترامی قایل نیست ممکن است دچار انزوا، گوشه‌گیری یا پرخاشگری و رفتارهای ضداجتماعی شود. عزت نفس را می‌توان مجموعه‌ای از افکار، احساسات، عواطف و تجربه‌ها تصور کرد که در فرایند زندگی اجتماعی شکل می‌گیرند. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربه‌ای که فرد از خود دارد، باعث می‌شود که نسبت به خود احساس خوشایند، ارزشمند بودن یا برعکس آن را داشته باشد.

برای آنکه هر شخص توان بالقوه ی منحصر به فردی دارد، کودکانی که به شرایط ارزشی دچار می‌گردند، تا اندازه‌ای در درون خویش احساس ناامیدی می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند کاملاً مطابق با خواست دیگران عمل کنند، و با خود نیز روراست باشند. اما، این به این معنا نیست که ابراز خود ناگزیر به تعارض منجر می‌گردد. به باور کارل راجرز هنگامی که در تلاش برای رسیدن به توان بالقوهٔ خویش، دچار ناکامی می‌گردیم، به دیگران آسیب می‌زنیم یا به شیوه‌های ضد اجتماعی رفتار می‌نماییم. اگر پدر و مادر و دیگران تفاوت‌هایمان را دوست بدارند و آن‌ها را تحمل نمایند ما نیز آن تفاوت‌ها را دوست خواهیم داشت. حتی اگر ترجیحات، توانایی‌ها و ارزش‌هایمان با یکدیگر متفاوت باشد. اما در بعضی از خانواده‌ها کودکان می‌آموزند که داشتن برخی باورها به ویژه در مورد موضوعات جنسی، سیاسی و مذهبی زشت است. از این رو هنگامی که می‌فهمند مورد تأیید والدین و بزرگ‌ترها نیستند، خود را شخصی نافرمان می‌بینند؛ و به احساس‌هایی چون حماقت و شیطنت دچار می‌شوند؛ بنابراین اگر بخواهند خودپنداره و عزت نفس سازگاری داشته باشند باید احساس‌های خویش را انکار و بخشی از وجود خود را پنهان نمایند. بدین ترتیب خودپندارهٔ آن‌ها تحریف می‌گردد. بنابه گفته راجرز آگاهی از وجود احساس‌ها و تمایلات ناسازگار با خود پندارهٔ تحریف شده موجب اضطراب می‌گردد و چون اضطراب ناخوشایند می‌باشد شخص تلاش می‌کند تا وجود احساس‌ها و تمایلات واقعی و اصیل خویش را انکار کند. به باور راجرز مسیر خود شکوفایی به روراست بودن با احساس‌های واقعی، پذیرفتن و عمل نمودن به آن‌ها نیاز دارد و این هدف اصلی روش روان درمانی راجرز یعنی درمان مراجع محور است. او معتقد بود که ما در بارهٔ اینکه چه کسی می‌توانیم باشیم، تصورات ذهنی داریم. این تصورات که خود آرمانی نام دارد مارا برمی‌انگیزد تا تفاوت بین خودپنداره و خود آرمانی را کاهش دهیم.

در انتها اگر این علائم را دارید ، و حس میکنید ، زندگی شما ، دقیقا آن زندگی نیست که دارید تجربه میکنید ، باید بدانید که شما میتوانید این مسئله را در خود درست کنید ، بله درست شنیدید ، شما میتونید ، خودتون ، به خودتون کمک کنید و این مسئله رو حل کنید !!! ممکن است اولش بعید یا سخت به نظر برسد ، عجیب هم نیست که چرا اینگونه فکر میکنید ، و من هم دقیقا این مشکل را داشتم ، اگر کنجکاو هستید که چگونه میشود این کار را کرد ، به شما میگویم ، ولی بدانید که قطعا کاری است که حداقال سه ماه زمان میبرد ، ولی در انتهای آن شما خودتان را پیدا میکنید ، و زندگی شما واقعا عوض میشود ، شما نیاز دارید تا توی این مدت ، از هیاهوی زندگی روزمره خود خارج شوید ، و بیشتر زمان خود را به شخص خودتان ، و دفتر هدف و دفتر افکار و دفتر برنامه های خود اختصاص بدهید ، بنشینید ، و فکر کنید ! برای شروع باید شما شروع به تغییر خود دهید ، و نوشتن بهترین ابزار کمکی شماست ، بنویسید ، چه عادت های بدی دارید ، چه کار های بدی را انجام میدهید ، چه خصوصیات اخلاقی بدی دارید ، چه رفتار های بدی دارید ، و بعد از این که کامل فکر کردید ، حال فکر کنید که میخواهید چه جور شوید ، و آن خصوصیات را میخواهید با چه خصوصیاتی عوض کنید ، میخواهید چه شوید ؟!!! در طول ۳ ماه ، بار ها اینکار را کنید و در طول روز سعی کنید اون تغییر ها رو روی خودتان انجام دهید ، و تمرکزتان را کاملا روی عادت های جدید خودتون بذارید ، و این سوال را نیز در این مدت در ذهن داشته باشید ، که : هدف شما چیست ؟ از این زندگی دقیقا چه میخواید ؟ چه توانایی‌های دارید ؟ چه استعداد هایی دارید ؟ چه چیز مثبتی را میخواهید به این دنیا اضافه کنید ، چیز های ارزشمند زندگی خودتان را ببینید ، و سعی به ارتباط بیشتر با آن ها کنید ، مثل پدر ، مادر ، خواهر یا برادر ، همسرتان ، داشته هایتان ، ببینید ، توجه کنید ، و عشق بورزید ، و آنگاه میبینید که بعد از مدتی ، همه چیز رنگ تازه ای به خود میگیرد ، و شما بیدار میشوید ، و میبینید که چه قدرت هایی دارید ، و چه چیز های فوق العاده ای دارید ، و بعد از آن شما ناخودآگاه بلند میشوید ، و برای درست کردن همه ارزش های خودتان ، و آرزو های خودتان ، از تک تک ثانیه ها و روز ها استفاده میکنید ، حواستان باشد ، مهم ترین ابزار کمکی شما ، دفتر و خودکار ، و قدرت تصویر سازی ذهنی شما میباشد . بعد از انجام این کار ، و دیدین نتایج فوق‌العاده آن ، به من پیام دهید ، و به من بگویید که چه اتفاقات فوق‌العاده ای افتاده ، واقعا خوشحال میشم .

Mr_shahzadeh

[۲]

ریشه‌یابی عزت نفس پایین و دلایل روانشناسان

زدن کودک به او می‌آموزد که نسبت به خود احساس بدی داشته و عزت نفس‌اش را برای همیشه از دست بدهد. زدن کودک به بهانه تنبیه باعث می‌شود که او احساس عجز و ناامیدی کرده و به‌مرور افسرده شود و این در حالی است که «عزت نفس پائین» نیز می‌تواند تا آخر عمر همراه این کودک بماند. ازاین‌رو اگر از کودک اشتباهی سر زد باید در وهله اول حتی ادای کتک زدن را نیز نمایش نداد، چراکه می‌تواند مانند ضربه‌هایی روح او را برای همیشه زخمی‌کند. همچنین کودکان در صورت کتک خوردن کنترل درون خود را ازدست‌داده و همیشه برای تشخیص درست از غلط چشمشان به تصمیم دیگران خواهد بود.

کودک انسانی در ۳۶ ماه اول زندگی به دنبال یک پرسش اساسی است. آیا من خوب هستم یا بد؟ والدینی که تحت عنوان تربیت از روشهایی مثل تنبیه فیزیکی، تحقیر، مقایسه و … استفاده می‌کنند؛ در واقع کودک را به این نتیجه ذهنی و با تکرار این رفتارها به این باور می‌رسانند که "من بد هستم و هر چیز مرتبط با من بد است!". این باور می‌تواند بقدری گسترش یافته و قوت بگیرد که کودک تا پایان عمر نام خود، قیافه و هیکل خود، حرف زدن خود، لباس پوشیدن خود، افکار، احساسات و عملکرد خود و اصولاً هر چیز مربوط به خود را بد، نامناسب، ناکافی و ناشایست بداند. این افراد گاه حتی نادانسته از خود بیزار و متنفرند.

ناتانیل براندن (Nathaniel Branden) یکی از معروف‌ترین روانشناسانی است که در زمینه عزت نفس مطالعه کرده‌است، خودپذیری را یکی از عوامل مهم در افزایش عزت نفس می‌داند؛ یعنی به جای اینکه شخص خودش را تحقیر کند، احساسات و افکار و رفتارش را بپذیرید و خودش را دوست داشته باشد. و عامل دوم را داشتن زندگی آگاهانه دانسته‌است به این معنی که هر آنچه وجود دارد را همان گونه که هست بپذیریم. قبول کنیم که ما نقاط قوت و ضعفی داریم. در زندگی امکاناتی داریم و مشکلاتی هم وجود دارد

ویژگی افراد با عزت نفس پایین

این افراد دقیقا نقطه روبه‌روی افراد گروه قبلی هستند و دارای ویژگی‌های زیر می‌باشند.

بیشتر از این‌که خود را دوست بدارند، برای دیگران ارزش قائلند. حتی اگر بهترین عملکرد را داشته باشند، بازهم از خود راضی نیستند. اصطلاحا توقع نامعقول از خود دارند. به جای تمرکز روی نقاط قوت خود، روی نقاط ضعف و منفی خود تمرکز می‌کنند و با این کار انرژی خود را ازبین می‌برند. احساس ترس، اظطراب و افسردگی مهمان همیشگی آن‌هاست. نمی‌توانند نیازهای خود را بیان کنند و از این کار خجالت می‌کشند. به هیچ وجه موفقیت‌های خود را نمی‌بینند و فقط در حال تماشای موفقیت‌های دیگران و حسرت خوردن هستند. هر مشکلی که به وجود می‌آید خود را مقصر می‌دانند و احساس بازنده را دارند.

منابع

  1. حرمت نفس[پیوند مرده]
  2. دکتر حمزه گنجی. ارزشیابی شخصیت. ساوالان.

دکتر لیلا جبلی ، عزت نفس

عزت نفس