فطرس ملک

فطرس مدیا

فطرس نام فرشته ‎ای بوده‌است که شفا یافتن او در خرائج راوندی نقل شده‌است.

هنگامی که امام حسین علیه السلام متولد شد خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه بسیاری از فرشتگان به حضور محمد ص آیند و به او تبریک بگویند. جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته‌ای به نام فطرس (پطرس) را دید که در جزیره‌ای افتاده (خداوند فطرس را مأمور کاری می‌کند و او در آن کار کندی کرده و در نتیجه به کیفر شکست بالهایش گرفتار شده است)[۱]

فطرس به جبرئیل گفت: به کجا می‌روید؟ جبرئیل گفت: به سوی محمد ص. فطرس گفت: مرا نیز با خود حمل و نزد محمد ببر شاید برایم دعا کند؛ جبرئیل خواسته او را پذیرفت و با هم همراه فرشتگان دیگر به حضور محمد رسیدند و تولد حسین را تبریک گفتند. آنگاه جبرئیل ماجرای فطرس را به عرض رسانید. محمد گفت به او بگو پیکرش را به این نوزاد حسین بمالد فطرس همین کار را کرد و همان دم خداوند فطرس را تندرست کرد و به حال اول برگرداند سپس فطرس همراه جبرئیل به آسمان پرگشود.[۲]

در روایت دیگر آمده‌است فطرس هنگام پرواز به سوی آسمان به محمد صل اله علیه گفت اکنون که من به خاطر وجود حسین علیه السلام شفا یافتم باید حق او را ادا و احسانش را جبران کنم؛ هرکس حسین علیه السلام را زیارت کند زیارتش را به او ابلاغ می‌کنم و هرکس در هر کجا به او سلام کند یا درود فرستد سلام و درود او را به آن خواهم رساند.[۳][۴]

پیامبراسلام به فطرس فرمود: خدا شفاعت مرا درباره تو قبول کرد، تو دائماً به زمین کربلا موکل باش و تا روز قیامت هر کسى که به زیارت قبر حسین مى‏ آید به من خبر بده. راوى گوید: آن ملک است که به آزادشده حسین نامیده شد.»

معانی فطرسویرایش

فُطرس، بُطرُس یا پِطرس واژه‌ای لاتین و متعلق به رم باستان، به‌معنای «پیر» و «قِدّیس» است. [۵] برای این واژه به‌منزلۀ اسم خاص، چهار معادل ذکر شده است: ۱. نام قدیمی نهری در نزدیکی رَمله در سرزمین فلسطین که امروزه به اعرج معروف است؛ [۶]

۲. نام شهری که هِرود، پادشاه یهود و والی امپراتور رُم ساخت؛ [۷]

۳. نام یکی از حواریون عیسی؛ [۸]

۴. به اعتقاد مسلمانان شیعه، نام ملک یا فرشته‌ای است که از درگاه الهی رانده‌شده، بال‌هایش را از دست داده و به جزیره‌ای تبعید شده بود؛ اما هنگام ولادت امام‌حسین، همراه جبرئیل نزد پیامبر رفت و با شفاعت پیامبر و مالیدن خود به بدن امام‌حسین، شفا یافت و مورد بخشش خداوند قرار گرفت و از آن پس، مأمور رساندن سلام و صلوات شیعیان به امام‌حسین شد.


داستان ملک فطرسویرایش

دربارۀ ماجرای فطرس ملک روایت‌های متعددی به‌لحاظ اسناد و مصادر گوناگون نقل شده است که در اجمال و تفصیل متفاوت‌‍اند اما مضمون مشابه اکثر آن‌ها این است که وقتی حسين‌بن‌على متولد می‌شود، خداوند به جبرئيل فرمان می‌دهد همراه گروهی از فرشتگان (هزار یا هفتادهزار فرشته) به زمين فرود آيد و از سوى خداوند و از سوى خود به پيامبر شادباش بگويد. جبرئيل هنگام فرود، از كنار جزيره‏اى در دريا می‌گذرد كه در آن فرشته‌اى به نام فطرس افتاده است. اين فرشته از فرشتگانى بوده كه فرمان خداوند را ابلاغ مى‏كرده است. خداوند او را براى انجام كارى گسيل می‌کند و چون در مأموریتش تأخير یا تعلل می‌کند، بال‌هاى او شكسته یا چیده می‌شود و در آن جزيره می‌افتد و به‌قولی، هفتصد سال در آنجا به عبادت خداوند مشغول بوده است. در بعضى روایات آمده است فطرس در آن جزیره به مژه‌هاى چشمش آویزان بود و هیچ حیوانی بر او گذر نمی‌کرد و از زیر او دود بدبویى متصاعد بود که قطع نمی‌شد. خطای یادکرد: برچسب <ref> غیرمجاز؛ یادکردهای بدون محتوا باید نام داشته باشند. ().

وقتى فطرس جبرئيل را با خیل ملائکه ممی‌بیند از او می‌پرسد: اى جبرئيل، كجا مى‏روى؟ جبرئيل می‌گوید: خداوند به محمد نعمتى ارزانى داشته و مأمور شده‏ام از سوى خداوند و خودم به او شادباش بگويم. فطرس می‌گوید: اى جبرئيل، مرا هم با خود ببر، شايد محمد براى من دعا كند! جبرئيل او را با خود می‌برد و وقتی به حضور پيامبر می‌رسند، بعد از تبریک و چشم‌روشنی، موضوع فطرس را به اطلاع می‌رساند. پيامبر برای فطرس دعا می‌کند و به او می‌گوید جسم خودش را به گهواره یا بدن آن مولود بكشد. فطرس چنان می‌کند و بال‌هایش ترمیم می‌شود و به جایگاه نخستینش بازمی‌گردد.

نقل است که فطرس پس از بهبودی و عروج به آسمان، به رسول خدا خبر از شهادت فرزندش حسین می‌دهد و می‌گوید به جبران این شفاعت، زیارت هر زائر و سلام و صلوات هر سلام‌دهنده‌ای را به امام‌حسین خواهد رساند.


نام‌های دیگر فطرسویرایش

عتیق الحسین: در برخی روایات از فطرس به این نام یاد شده است [۹] که معنی آن «آزادشدۀ حسین» است. گویا این لقب را خود فطرس برای خودش گذاشته است زیرا در دعایی می‌گوید:«مَنْ مِثْلی وَ اَنا عَتیقُ الْحُسَینِ وَ اَبوهُ عَلِی بْنُ اَبی‌طالبٍ وَ اُمُّهُ فاطمةُ وَ جَدُّهُ رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و سلّم» (چه کسی مثل من است! من آزادشدۀ حسینم؛ حسینی که پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب و مادرش فاطمه و پدربزرگش رسول خداست!) [۱۰].

مولی‌الحسین: در روایتی از ابن‌عباس، فطرس به این نام شناخته می‎‌‌شود. [۱۱].


صَلصائیل: مطابق بعضی روایات، پیامبر در دعا برای شفای فطرس، او را به این نام خوانده است [۱۲] [۱۳] : « اَللّهُمَّ اِنّی أسْألُکَ بِحَقِّ ابْنی الْحُسَینِ اَنْ تَغْفِرَ لِصَلْصائیلَ خَطیئَتَهُ وَ تَجْبُرَ کَسْرَ جَناحَهُ وَ تَرُدَّهُ اِلی مَقامِهِ مَعَ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ» ( خدایا، به‌حق پسرم حسین، از درگاهت می‌خواهم که گناه صلصائیل را بخشیده، بال‌وپرش را سلامت بخشی و او را با فرشتگان مقرّب، به مقامش بازگردانی». [۱۴]

دَردائیل: در روایت متفاوت و مفصلی که ابن‌عباس از قول پیامبر نقل می‌کند، چنین فرشته‌‌اى دردائیل نام دارد با شانزده‌ هزار بال که بین دو بالش هوایی به‌اندازۀ آسمان تا زمین است. [۱۵]

البته بعضی معتقدند صلصائیل و دردائیل فرشتگان دیگری هستند که آنها هم نجات‌یافتۀ امام‌حسین‌اند.


گناه فطرسویرایش

فقط در نخستین و قدیمی‌ترین روایتی که دربارۀ فطرس آمده به گناه او پرداخته شده و گفته شده که فطرس به‌سبب نافرمانی دربرابر عرضۀ امامت امام علی به ملائکه و نپذیرفتن ولایت امام علی به آن حال گرفتار شده است. [۱۶]. اما در دیگر روایت ها، علت این نافرمانی بیان نشده است و فقط از واژة «أبا» به‌معنی سرپیچی‌کردن یا «أبطا» و «تلکا» به‌معنای کُندی‌ورزیدن و سستی‌کردن استفاده شده و گفته‌نشده دربارۀ چه امری بوده است.



شبهات مربوط به فطرس ملکویرایش

شبهه در درستی مضمون روایاتویرایش

گناه فطرس و مغایرت آن با عصمت فرشتگان: عده‌ای منکر معصیت فرشتگان و تنبیه آنها هستند و معتقدند روایات مربوط به عصیان فطرس با آن دسته از آیات قرآن و روایات در توصیف فرشتگان که آنها را تسلیم مطلق خداوند و انجام‌دهندۀ اوامر الهی و بری از عصیان و معصیت و حتی سستی و کندی در انجام فرمان الهی توصیف می‌کنند ، منافات دارد؛ پس باید این‌گونه روایات را نادرست شماریم.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، جلد 19 (ذیل آیۀ 6، سورۀ تحریم) تکلیف فرشتگان را تکلیف تکوینی دانسته است، نه تشریعی؛ درنتیجه عقاب و ثواب برای فرشتگان وجود ندارد و تمرّد و عصیان هم برای آنان متصور نیست. از نظر ایشان تمام فرشتگان، به‌تصریح قرآن و روایات متواتر، معصوم‌اند و فقط در پاره‌ای روایات مربوط به قصۀ هاروت و ماروت خلاف آن بیان شده كه روایات دیگر آن را رد كرده‌اند؛ نیز در روایتی كه از طریق اهل سنّت در مورد قصۀ دردائیل نقل شده و در روایات دیگری كه قصۀ فطرس را بیان می‌كنند، خلاف این معنا بیان شده است که این روایات علاوه بر آن كه خبر واحدند، خالی از ابهام نیستند. [۱۷]


برخی دیگر از صاحبنظران از چند منظر به این شبهه پاسخ داده‌اند: 1.بعضی از مفسران گفته‌اند روايات و آياتى كه در زمينۀ عصمت فرشتگان وارد شده، به وضوح دلالت بر عصمت و طاعت اختيارى دارد، نه طاعت قهرى و تسخيرى؛ زيرا مدح به اين كه آنان معصيت نمى‌كنند، نشان از اختيارى‌بودن اطاعت و ترك گناهان از سوى آنان دارد وگرنه مدحى محسوب نمى‌شود. به‌علاوه، سلب نسبت معصيت از آنان اساساً مستلزم وجود نوعى سنخیّت ميان طاعت و معصيت با آنان است؛ زيرا معقول نيست كه گفته شود: ديوار نمى‌بيند يا معصيت نمى‌كند. به اصطلاح، تا اسنادِ ملكه‌اى به چيزى صحيح نباشد، سلب نسبتِ آن ملكه از آن (چیز)، معقول نخواهد بود. [۱۸]

2.عده‌ای معتقدند آفرينش فرشتگان از عقل محض به معناى تساوى آنان در ميزان بهره‌مندى از گوهر عقل نيست، بلكه از نظر كمیّت و شدت و ضعف مى‌توانند متفاوت باشند. در قرآن است كه «وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» (هریک از فرشتگان داراى مقام و منزلتى معلوم و معین در پیشگاه خداوندند)[۱۹] بر این اساس، فرشتگان دو دسته‌اند: دستۀ اول مدبرات السماء یا فرشتگان آسمانی نام دارند که مجرد از ماده و عقل محض‌اند. وظیفۀ این گروه، تدبیر [۲۰] و اجرای امور [۲۱] مربوط به عرش و وحی و مانند آن است. جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل برترین و والامقام‌ترین فرشتگان این گروه از ملائک هستند که سایر ملائکۀ این صنف، تحت امر ایشان فعالیت می‌کنند. این گروه عظیم از ملائکه به‌دلیل تجرد تامی که دارند، عقل محض‌اند و احتمال هیچ تمرد اشتباه و یا نافرمانی در مورد آنها نمی‌رود و همین‌ها هستند که خداوند دربارۀ آنها گفته است امر خدا را عصیان نمی‌کنند و به هرآنچه که امر می‌شوند عمل می‌کنند. دستۀ دوم مدبرات الارض یا فرشتگان زمینی نام دارند که دارای تجرد تام نیستند. این گروه مأمورند تا امور عالم ماده و هرآنچه را مربوط به آن است، تدبیر و اوامر الهی در این حوزه را اجرا کنند. این فرشتگان برخلاف نوع قبل، عقل محض نیستند، ازاین‌رو احتمال وقوع خطا و نافرمانی در آنها وجود دارد. [۲۲]

3.مرتضی مطهری می‌گوید: «بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث، ملائکۀ زمینی می‌گویند. آنها موجوداتی هستند نامرئی، اما شاید خیلی به انسان شبیه‌اند؛ یعنی تکلیف می پذیرند و احیاناً تمرد می‌کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست...حتی در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده‌اند». [۲۳] بنابراين اقتضاى گوهر وجودى فرشتگان در ميزان طاعت و سرعت در آن مى‌تواند متفاوت باشد. اصل وجود مسابقه در اجراى فرمان الهى ميان فرشتگان که در آيات . [۲۴] و روايات [۲۵] آمده است بر همین اساس است. همچنین (گفته می‌شود) نبود غضب و شهوت كه از خا‌ستگاه‌هاى عمدۀ معاصى هستند در فرشتگان مستلزم كمال عقلى و علمى محض آنان و نزاهتشان از هر‌گونه نقص ذاتى نيست. از اين رو، ممكن است گاهى دچار نوعى لغزش در استدلال و جز آن گردند؛ لغزشى كه مغاير با عصمت آنان و با حكمت الهى در اعطاى مقامى به آنان نباشد. [۲۶] با این تفاسیر، مجازات و تنبیه ملائکه در اثر ترک اَولی است، نه گناه و معصیت. منظور از ترک اولی این است که آنها در اجرای دستورات الهی عملی را که دارای اولویت بیشتری بوده رها کرده‌اند و به سوی عمل کم اولویت رفته‌اند؛ یا انجام عمل را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته است، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به‌جا آورده‌اند و به همین جهت مجازات و تنبیه شده‌اند. [۲۷] بنابراين بعيد نيست كه فرشته‌اى چون فطرس، به جهت اشتغال به طاعتى ديگر، ترك شتاب به انجام امر الهى كرده باشد؛ كارى كه مخالف زىّ و منزلت بالاى او در مقام بندگى و موجب حرمان موقّت از بعضى الطاف و عنايات ويژه الهى است.


4.با فرض صحت این روایات، این احتمال نیز مطرح است که چنین قضیه‌ای دارای یک معنای باطنی و سمبلیک باشد. مرتضی مطهری در این مورد چنین می‌گوید: «داستان فطرس ملک رمزی است از برکت وجود سیدالشهداء که بال شکسته‌ها با تماس به او صاحب بال و پر می‌شوند. افراد و ملت‌ها اگر به راستی خود را به گهوارۀ حسینی بمالند، از جزایر دورافتاده رهایی می‌یابند و آزاد می‌شوند». [۲۸]


شبهه در اعتبار سند روایاتویرایش

روایات مربوط به فطرس از لحاظ متن، در اجمال و تفصیل و مضمون و نیز از لحاظ سند متفاوت‌اند؛ حتی مثلاً روایت‌های بحار، اسناد گوناگون و نقل‌های مختلفی دارند. بعضی روایات نیز بدون سند ذکر شده‌اند یا سندشان مبهم است. راویان نیز مختلف و برخی از آنها مجعول و ناموثق‌اند. بنابراین روایات فطرس از نظر سند و راوی، اعتبار و وثوق لازم را ندارند. [۲۹]

آیت‌الله جوادی آملی داستان فطرس را نپذیرفته و معتقد است: «جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژه¬ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است، بلکه به این صورت آمده: و عاذَ فُطرُسُ بِمَهدِهِ؛ یعنی فطرس به گهوارۀ امام‌حسین پناه برد. از سوی دیگر، دربارۀ سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش به دست آید». [۳۰]. برخی هم معتقدند روایات مربوط به این موضوع در نهایت، خبر واحدی بیش نیستند و چون خبر واحد مفید ظن و گمان است، در عرصۀ علم و یقین اعتباری ندارد و نمی‌توان به آن‌ها تکیه کرد. در توضیح این اشکال مهم باید گفت که حرف معترضین این است: اصل جریان فطرس یک مسئلۀ علمی غیرتعبدی است و در چنین مسائلی، محقق به دنبال دلیلی می‌گردد که برای او اطمینان و یقین قلبی ایجاد کند درحالی‌که این روایات بر فرض صحتشان، خبر واحدی‌اند که مفید ظن و گمان‌اند؛ بنابراین چون نمی‌توانند ما را به آن باور و یقین قلبی برسانند، ما هم نمی‌توانیم به آن‌ها اعتماد کنیم؛ در نتیجه این روایات برای اثبات اصل جریان قدرت کافی را نداشته و از نظر علم‌آوری، ارزشی نخواهند داشت. بله، اگر این جریان مسئله‌ای فقهی بود که در آن خبر واحد معتبر است، به همین روایات استناد و بر اساس آن‌ها عمل می‌کردیم؛ اما این مسئله غیرفقهی و غیرتعبدی است و اهل علم معترفند که در چنین مسائلی فقط دلیلِ یقین‌آور است که می‌تواند مشکل را حل کند. [۳۱] پاسخ به این شبهه برخی صحت و اعتبار اسناد روایات مربوط را بر اساس وثاقت راویان اثبات کرده‌اند و معتقدند روايات فطرس با اسانيد مستفيض و از مصادر متعدّد و غالباً معتبر و با مضامينى مشابه نقل شده است؛ بنابراين، اگر امتناع عقلى نداشته باشد، پذيرفتنى خواهد بود. و تفاوت‌هایى جزئى و عمدتاً منحصر در اجمال و تفصيل دارند. [۳۲] همچنین روایات مربوط به فطرس خبر واحد نیستند ولی دارای استفاضۀ معنوی‌اند. روایات مستفیضه در قدرت علم‌آوری در حد و اندازۀ روایات متواتر نیستند، ولی تعدادشان به حدی رسیده است که محتوای خود را از آن ظن و گمان نجات دهند و پژوهشگر را به اطمینان نسبی برسانند. بنابراین درست است که از این روایات نمی‌شود به آن قطع و یقین لازم در مسائل علمی دست پیدا کرد و مطمئن شد که چنین واقعه‌ای رخ داده است، ولی چون جواز یا عدم جواز چنین کاری مربوط به علم فقه است و در علم فقه خبر واحدی که سند معتبر داشته باشد مقبول است و مورد اعتماد، روایات مربوط به فطرس که از چنین ویژگی برخوردارند می‌توانند به فقیه کمک کنند تا فتوا به جواز این کار را صادر کند؛ یعنی با استناد به این روایات جایز باشد که این خبر و این فضیلت را به امام‌حسین و آن سخنان را به پیامبر نسبت داد. [۳۳].


منابعویرایش

  1. «شفا یافتن فطروس». پایگاه خبری مشرق.
  2. «فطرس ملک».
  3. «داستان فطرس ملک».
  4. محمدی اشتهاردی، محمد. نگاهی به زندگی امام حسین. ص18.
  5. دهخدا، ‌لغت‌نامه، مداخل فطرس، بطرس و پطرس.
  6. دهخدا، ‌لغت‌نامه، به نقل از معجم‌البلدان، مداخل فطرس و ابوفطرس.
  7. سلیم، دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، مدخل ابوفطرس.
  8. دهخدا، ‌لغت‌نامه، مداخل بطرس و پطرس.
  9. مسعودی، (۱۴۲۶). اثبات الوصیة، ، ص۱۶۴؛.
  10. الحسینی المدنی، (۱۳۷۸). تحفة الأزهار، ج۲، ص ۳۲.
  11. الحسینی المدنی، (۱۳۷۸). تحفة الأزهار، ج۲، ص ۳۲.
  12. خصیبی، (۱۴۱۹). الهدایة الکبری، ص۴۴۱؛.
  13. قمی، (۱۳۸۰). الأنوار البهیة، ص ۱۴۳.
  14. مجلسی، (۱۴۰۳). بحار الأنوار، ج۴۳، ص۲۵۹.
  15. ابن‌بابویه (۱۳۹۵). کمال الدین و تمام النعمه، ج‏1، ص282.
  16. صفار، (۱۴۰۴). بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلی الله علیهم، ج۱، ص۶۸.
  17. رجالی تهرانی، فرشتگان، 1390ش، ص 122 به نقل از رسائل توحیدی، 1370ش، ص 193
  18. احسانی‌فر، (۱۳۸۳). پژوهشی در روایات فُطرس ملَك، ش34. مجلۀ علوم حدیث،.
  19. صافات، 164
  20. نازعات، 5: « فالمدبرت أمرا» (و آنها كه امور را تدبير می‌کنند).
  21. انبیاء، 27.
  22. «فطرس-چه-نوع-فرشته-ای-بود». tebyan.
  23. مطهری، مرتضی. توحید،ص342.
  24. نازعات، 3 و 4 : «و السبحت سبحا» (و سوگند به فرشتگانى كه در اجراى فرمان الهى با سرعت حركت مى‌كنند)* «فالسبقت سبقا» (و سپس بر يكديگر سبقت مى‌گيرند).
  25. نهج‌البلاغه، خطبۀ 91.
  26. احسانی‌فر، (۱۳۸۳). پژوهشی در روایات فُطرس ملَك،ش34. مجلۀ علوم حدیث،.
  27. آیت‌الله مکارم شیرازی، در پرسش و پاسخ‌های حضوری
  28. مطهری، مرتضی. مجموعه آثار، ج 17 (یادداشت امام حسین(ع) و عیسی مسیح علیه السلام) ص 564.
  29. قاسم‌احمد (۱۳۹۲). نقد دلالی روایت‌های فطرس ملک. فصل‌نامۀ علمی‌پژوهشی تحقیقات علوم و حدیث دانشگاه الزهرا،شمارۀ یک.
  30. جوادی آملی (۱۳۸۵). پرسش و پاسخ‌ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج۲، ص۸۸.
  31. «بررسى-روايات-فطرس-ملک». tebyan.
  32. «بررسى-روايات-فطرس-ملک». تبیان.
  33. احسانی‌فر، (۱۳۸۳). پژوهشی در روایات فُطرس ملَك،ش34. مجلۀ علوم حدیث،.

پیوند به بیرونویرایش