باز کردن منو اصلی

نسیء (عربی :النسیء به معنی لغوی تأخیر انداختن) یک ویژگی تقویم قمری که در قرآن نیز مرتبط با چهار ماه حرام مطرح شده‌است.[۱] در عربستان قبل از اسلام از تقویم قمری استفاده می‌شد که در آن هر ۲ یا ۳ سال یکبار یک ماه اضافه وجود داشت. این ماه اضافه باعث می‌شد که فصلها حدوداً در زمان قبلی خود بمانند. وظیفه تعیین این ماه بر عهده قبیله بنی‌کنانه بود.[۲] این تعریف از نسیء ابتدا توسط ابو مشعر البلخی و سپس توسط ابوریحان بیرونی و المسعودی و بعضی دانشمندان غربی استفاده شد.[۳][۴] از این رو هر دو یا سه سال ابتدای سال یکماه به تأخیر می‌افتاد. این نوع تقویم با تقویم یهودیان که در آن نیز هر چند سال یکبار یکماه اضافه وجود دارد همخوانی دارد. بر اساس نظر ابومشعر اعراب این روش را از یهودیان یادگرفته بودند. از این رو در آن زمان تقویم اعراب و تقویم یهودیان تقریباً یکسان بود.[۵]

آیه نسیءویرایش

در سال ۱۰ هجری و بعد از اینکه قبله از بیت المقدس (اورشلیم) به مکه تغییر پیدا کرد، آیه‌ای گفته شد که در آن نسیء ممنوع شد.

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّـهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّـهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ  ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ  فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ  وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً  وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿٣٦﴾ إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ  يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّـهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّـهُ  زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ  وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿٣٧﴾

در حقیقت شماره ماه‌ها نزد خدا از روزی که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است از این [دوازده ماه] چهار ماه [ماه] حرام است این است آیین استوار پس در این [چهار ماه] بر خود ستم مکنید و همگی با مشرکان بجنگید چنان‌که آنان همگی با شما می‌جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. جز این نیست که جابجا کردن [ماه‌های حرام] فزونی در کفر است که کافران به وسیله آن گمراه می‌شوند آن را یکسال حلال می‌شمارند و یکسال [دیگر] آن را حرام می‌دانند تا با شماره ماه‌هایی که خدا حرام کرده است موافق سازند و در نتیجه آنچه را خدا حرام کرده [بر خود] حلال گردانند زشتی اعمالشان برایشان آراسته شده است و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند. - سوره توبه آیه ۳۶ و ۳۷.

از این رو در صورتی که این تفسیر صحیح باشد زمان رخدادهای اتفاق افتاده در بین سال‌های ۱ تا ۱۰ هجری ممکن است یک تا ۳ ماه با آنچه به صورت غالب مورد استفاده قرار می‌گیرد تفاوت داشته باشد.

ارتباط با عاشوراویرایش

در بین مسلمانان سنی روز دهم محرم (عاشورا) روز جشن محسوب می‌شود. دلیل این امر آن است که در حدیث معروفی در کتاب صحیح مسلم (حدیث ۲۴۹۹) نقل شده‌است که وقتی محمد به همراه پیروانش به مدینه رسید روز ۱۰ محرم بود. این روز در آن زمان با روز یوم کیپور یکی بود و یهودیان مدینه در آن روز روزه گرفته بودند. محمد به پیروان خود دستور داد که آن‌ها نیز روزه بگیرند.[۶] در حدیث دیگری از ابن‌عباس نقل شده‌است که وقتی محمد به مدینه رسید مشاهده کرد که یهودیان روزه گرفته‌اند او پرسید "به چه دلیل این روز برای شما اهمیت دارد که روزه گرفته‌اید؟ " آن‌ها گفتند "این روز خوبی است زیرا روزی است که در آن فرزندان اسرائیل از دشمنانشان نجات داده شدند. از این رو موسی در این روز روزه می‌گرفت." محمد پاسخ داد "ما به موسی از شما نزدیکتریم" سپس محمد روزه گرفت و به مسلمانان دستور روزه داد.[نیازمند منبع]

از این رو احتمالاً در بین سال‌های ۱ تا ۱۰ هجری که تقویم اعراب با تقویم یهودیان همخوانی داشته‌است روز عاشورا و روز یوم کیپور با یکدیگر یکسان بودند و بعد از آیه نسیء و ممنوعیت سال‌های ۱۳ ماهه این دو روز از یکدیگر جدا شدند.[۵]

منابعویرایش

  • مشارکت کنندگان ویکی‌پدیای انگلیسی (Nasi)، بازدید شده در آذر ۹۲.
  1. F.C. De Blois, "TAʾRĪKH": I.1.iv. "Pre-Islamic and agricultural calendars of the Arabian peninsula", The Encyclopaedia of Islam, 2nd edition, X:260.
  2. ^ Moberg, "NASI'", The Encyclopaedia of Islam, 2nd, VII:977.
  3. Abu Ma'shar al-Balkhi (787–886), Kitab al-Uluf, Journal Asiatique, series 5, xi (1858) 168+. (French) (Arabic)
  4. al-Biruni, "Intercalation of the Ancient Arabs", The Chronology of Ancient Nations, tr. C. Edward Sachau, (London: William H. Allen, 1000/1879) 13–14, 73–74.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Mahmud Effendi (1858), as discussed in Sherrard Beaumont Burnaby, Elements of the Jewish and Muhammadan calendars (London: 1901), pp. 460–470.
  6. Sahih Bukhari Book 31 Hadith 222, Book 55 Hadith 609, and Book 58 Hadith 279, [1]; Sahih Muslim Book 6 Hadith 2518, 2519, 2520 [2]